این ایده که وقتی به بزرگسالی رسیدید، ظرفیت روابط واقعاً صمیمانه را توسعه می دهید، با ایده های عقل سلیم اکثر مردم و همچنین نظریه روانشناختی مطابقت دارد. به هر حال، تا زمانی که به سطح خاصی از بلوغ نرسیدهاید، قادر نیستید با بخشی از خود به دست و قلب یک بزرگسال دیگر، متقابل واقعی را به اشتراک بگذارید.
با این حال، ایده صمیمیت و عشق را عمیق تر کنید، و خواهید دید که دلایل زیادی برای ردیابی منشأ این احساسات به اوایل زندگی یک فرد وجود دارد. نه تنها، طبق نظریه اریک اریکسون، صمیمیت بر حس اعتماد دوران کودکی شکل می گیرد، بلکه نظریه دلبستگی نیز بر احساسات اولیه پیوند کودک و پرستار تأکید می کند.
یکی از موضوعاتی که در این دیدگاه های به ظاهر متضاد وجود دارد، تعریف عشق است. نوعی عشق وجود دارد که بزرگسالان نسبت به یکدیگر دارند که معمولاً حول بیان تمایلات جنسی می چرخد. عشق همچنین میتواند شکل آرامتر و ثابتتری از محبت که به عنوان عشق دلسوزانه شناخته میشود را در خود جای دهد. این از کجا و چه زمانی پدیدار می شود؟
عشق دلسوزانه از خانه آغاز می شود
به گفته بورلی فهر از دانشگاه وینیپگ (2024)، عشق دلسوزانه «بخشش خود برای خیر دیگری است». تحقیقات قبلی از اهمیت آن به عنوان پیشبینیکننده رضایت از رابطه حمایت میکند، بهویژه زمانی که به اعمال مهربانی و مراقبت ترجمه شود. مطالعات روی زوجهای مسنتر، از جمله زوجهایی که در آنها یکی از زوجین درگیر مراقبت از دیگری بود، حمایت قانعکنندهای را از نقش این شکل از عشق نشان میدهد. نه تنها رضایت از رابطه در آنهایی که دارای سطوح بالای عشق دلسوزانه بودند، بیشتر بود، بلکه ادراکات مثبت از مراقبت و ادراک کمتری از بار مراقب بود.
با این حال، به عنوان یک عشق فداکارانه متمرکز بر دیگر، فهر معتقد است که عشق دلسوزانه می تواند جزء اصلی پویایی خانواده باشد، همانطور که در عشق والدین به فرزندانشان بیان می شود. به قول مادر ترزا، فهر خاطرنشان می کند: “عشق با مراقبت از نزدیک ترین ها – کسانی که در خانه هستند” آغاز می شود. با این خاستگاه های اولیه، عشق ترحم آمیز می تواند به یک موضوع ثابت تبدیل شود، زیرا آن کودکان بزرگ می شوند و روابط خود را با والدین خود حفظ می کنند. شاید، فهر معتقد است، عشق دلسوزانه ای که مشخصه روابط خانوادگی است، می تواند به حوزه های غیر خانوادگی نیز گسترش یابد.
آزمایش ریشه های اولیه عشق مهربان
فهر معتقد است که همه افراد خانه نمی توانند تأثیر یکسانی از عشق دلسوزانه را نشان دهند. ممکن است والدین نسبت به فرزندان خود احساس دلسوزی کنند، اما این نباید متقابل باشد. با همه کودکان خانه نیز به یک اندازه رفتار نمی شود. ایده پشت مطالعه Fehr این بود که هر دو جنبه از عشق دلسوزانه نیاز به بررسی در رابطه با آنچه که او به عنوان نتیجه کلیدی خیرخواهی میداند، دارد. خیرخواهی که به عنوان انگیزه ای برای افزایش رفاه دیگران تعریف می شود، زمانی پدیدار می شود که مردم باور کنند که دیگران نسبت به آنها احساس شفقت می کنند.
در یک سری از هفت مطالعه، Fehr این فرضیه کلی را آزمایش کرد که عشق دلسوزانه با خیرخواهی مرتبط است، با نمونههایی از والدین/فرزندان خردسال تا والدین/فرزندان بزرگسال. دو مطالعه اول به دنبال یافتن این موضوع بودند که آیا برای والدین، سطوح بالای عشق دلسوزانه میتواند پیشبینیکننده توانایی بهتر برای دیدن جهان از چشمان فرزندانشان (دیدگاهگیری)، تمایل بیشتر برای فداکاری، سطوح فداکارانهتر باشد. مراقبت و ارائه حمایت بیشتر. پنج مطالعه باقی مانده تمرکز را به نقش عشق دلسوزانه در پیشبینی سطوح بیشتری از خیرخواهی از سوی فرزندان نسبت به مادران معطوف کردند (پدرها در نظر گرفته نشدند).
نمونه هایی از عشق دلسوزانه نسبت به کودک (1 = کاملاً مخالفم؛ 7 = کاملاً موافقم) عبارتند از: “یکی از فعالیت هایی که بیشترین معنا را در زندگی من به من می دهد، کمک به فرزندم است” و “من اغلب احساسات لطیفی نسبت به خود دارم. کودک زمانی که به نظر می رسد نیاز دارد.” مقیاس خیرخواهی شامل: “من حاضرم کارهایی را برای فرزندم انجام دهم که از انجام آنها لذت نمی برم حتی اگر آنها از من تشکر نکنند” و “من حاضرم برای رضایت فرزندم باری را به دوش بکشم.”
شش مطالعه اول از این پیشبینی حمایت کردند که سطوح بالاتری از محبت و خیرخواهی، هم از والدین به فرزندان و بالعکس، همبستگی دارند. در مطالعه نهایی، نویسندگان یک روش آزمایشی مورد استفاده در تحقیقات در مورد روابط عاشقانه را اقتباس کردند تا ببینند مادران در برابر دیدن دختران دانشگاهی خود در شرایط استرس زا ناشی از انجام یک تکلیف دشوار ریاضی، چه واکنشی نشان خواهند داد. در پایان کار، مادران و دختران یادداشتهای کوتاهی را رد و بدل کردند که به نوبه خود توسط شرکتکنندگان از نظر سطح حمایت رتبهبندی شدند. به عنوان نمونه ای از یادداشت حمایتی، یک مادر نوشت: «هی عزیزم! من خیلی به شما افتخار می کنم! می دانم که انجام دادن ریاضی در مقابل من چندان آسان نخواهد بود. من فقط سعی می کردم نفس بکشم، امیدوار بودم که تو خیلی مضطرب نباشی. تو خیلی عالی هستی حفظ آرامش تحت فشار.» در مقابل، یادداشتهایی که بهعنوان غیرحمایتکننده رتبهبندی شدهاند، موقعیت را روشن میکنند، مانند اینکه میگویند دیدن دختر تحت استرس «خندهدار» است.
روابط ضروری خوانده می شود
دادههای این آخرین مطالعه رفتاری پیشبینیهای نظری را به دست آورد که هر چه والدین دلسوزتر باشند، میزان خیرخواهی بیشتری نسبت به کودک نشان میدهند. همانطور که Fehr نتیجه گرفت، “عشق دلسوزانه به اعمال سودمند تبدیل شد” و علاوه بر این، “رابطه بین عشق دلسوزانه و خیرخواهی که در تحقیقات گذشته در مورد روابط عاشقانه یافت شده است به روابط خانوادگی نیز گسترش می یابد و ممکن است به همه روابط نزدیک گسترش یابد.” نکته مهم، با توجه به طیف سنی در این مطالعه، یافتهها همچنین نشان میدهند که «میزان عشق دلسوزانه والدین با سن فرزندانشان ارتباطی نداشت». همین امر در مورد فرزندان نسبت به مادرانشان نیز صادق بود. هنگامی که عشقی دلسوزانه ایجاد می شود، ظاهر می شود، چیز کمی می تواند آن را متزلزل کند.
اهمیت عشق دلسوزانه
فهر تحقیقات جامع خود را با مشاهده این نکته به پایان رساند که کودکانی که «دریافت کننده» عشق دلسوزانه هستند باید به خوبی کسانی باشند که از طریق الگوسازی، این نوع عشق را نسبت به فرزندان خود گسترش دهند و ارتباطات مثبت را در طول نسلها ترویج کنند.
شما ممکن است بتوانید خودتان با این ایده ارتباط برقرار کنید، همانطور که در حال اندیشیدن به تاریخچه روابط خانوادگی خود و تاریخچه ادامه دار خود در روابط خود هستید. شاید شما هرگز به این فکر نکرده باشید که چه چیزی باعث میشود به یک تمایل فوری برای کمک به کسی که نزدیکتان هستید، خواه فرزند، والدین یا شریک عاشقانه، بپرید. شاید متوجه نشده باشید که همه اینها از بزرگ شدن در خانواده ای است که از حمایت قوی و تقریباً بی قید و شرط برخوردار شده اید. همچنین ممکن است مواقعی پیش بیاید که شما، به عنوان یک کودک بالغ، به سرعت از معایب یکی از والدین خود بگذرید که هنوز، علیرغم سن شما در حال حاضر، شما را “خجالت زده” می کند. اما، زمانی که کار درست به میان میآید، احتمالاً این همان پدر و مادری است که شما از آن دفاع خواهید کرد.
برای جمع بندی، ردیابی روابط بزرگسالان به خانه ممکن است همیشه از یک خط مستقیم پیروی نکند. با این حال، دانستن اینکه از کجا آمدهاید، میتواند بینش مهمی برای درک اینکه اکنون در کجا هستید، و اینکه چقدر مراقبت و نگرانی شما برای دیگران از این ریشههای اولیه نشات میگیرد، فراهم میکند.