[ad_1]
محققان به آسانی تصدیق میکنند که مفهوم تعادل کار و زندگی برای تعریف گریزانانگیز بوده است و اغلب حتی برای دستیابی به آن دشوارتر است. “کار” طیف وسیعی از تجربیات را در بر می گیرد، و “زندگی” حتی گسترده تر از آن است، که ساختار تعادل کار و زندگی را برای بررسی و اندازه گیری علمی بسیار دشوار کرده است. متأسفانه، این چالشها عمدتاً منجر به مطالعاتی شدهاند که نه تنها برای پیشرفت ساختار، بلکه مهمتر از آن برای ارائه راهحلهای معتبر علمی و عملی به عموم، ارزش محدودی دارند (Guest, 2002; Kalliath & Brough, 2008; Kelliher et al. ، 2019).
از لحاظ تاریخی، توصیهها شامل انواع استراتژیهای «کمتر کار کن و بیشتر زندگی کن» بوده است. با این حال، این استراتژی ها به ندرت کار می کنند. تعادل کار و زندگی، مانند بسیاری از تجربیات پیچیده و چند وجهی انسانی، یک معادله ریاضی یا یک کد برنامه نویسی نیست. هیچ فرمول یکسانی برای همه وجود ندارد. با این حال، از آنجایی که برای چندین دهه شنیده ایم که تعادل بین کار و زندگی قابل دستیابی است و در اینجا فرمول ساده ای برای چگونگی انجام آن وجود دارد، تلاش های ناموفق برای رسیدن به آن اغلب منجر به افزایش اضطراب، افسردگی، احساس گناه و عدم تعادل نهایی، فرسودگی شغلی می شود (اسپرانگ و راجرز، 2020).
اگر این موقعیتی است که شما در آن قرار گرفته اید، به این معنی نیست که شما یک شکست خورده یا ضعیف هستید یا به اندازه کافی تلاش نمی کنید. این به سادگی به این معنی است که محلهایی که تحت آن کار میکردید احتمالاً معیوب هستند، و اگر میخواهید به هدف خود برسید، باید تفکر خود را اصلاح کنید و رویکرد خود را تنظیم کنید.
محل خود را بررسی کنید
- اشتباه شماره 1: کار و زندگی متضاد هستند. اصطلاح تعادل به این معنی است که کار و زندگی موجودیتهای متمایز و متضادی هستند، بنابراین ما باید راهی برای ایجاد تعادل بین آنها پیدا کنیم. یک دیدگاه واقع بینانه تر و قابل مدیریت تر این است که کار و زندگی به طور جدایی ناپذیری به هم مرتبط هستند، و به عنوان پایگاه گسترده ای از موجودیت ها با مرزهای نفوذپذیر وجود دارند که ما آن ها را مدیریت می کنیم و همانطور که نیاز داریم و می خواهیم به صورت روزانه از آن عبور می کنیم (کلارک، 2000؛ مهمان، 2002). .
- اشتباه شماره 2: تعادل تجربهای است که برای همه مناسب است. چیزی که باعث می شود از زندگی و کار خود راضی باشید، مختص شماست. بنابراین، چیزی که به شما احساس تعادل میدهد چیزی است که باید بر اساس شرایط زندگی و کاری خود به آن فکر کنید و کشف کنید. در حالی که برای خانواده و دوستان طبیعی است که نظرات خود را در مورد آنچه که شما “باید انجام دهید” داشته باشند تا احساس تعادل بیشتری داشته باشند یا نظرات خود را در مورد آنچه آنها را “تعادل می کند” ارائه دهند، شرایط زندگی آنها متعلق به شما نیست. و اگرچه همیشه متغیرهای عینی (مثلاً ساعات کار، نقشهای اجتماعی و خانوادگی مفروض) وجود خواهند داشت که باید در خود تحلیلی شما از تعادل لحاظ شوند، ادراک ذهنی برای این تحلیل ضروری است (Guest, 2002).
- مغالطه شماره 3: تعادل یک وجه یک و تمام است. کسانی که هم از نظر حرفه ای و هم از نظر شخصی در مقطعی از زندگی خود احساس رضایت کرده اند، اغلب زمانی که به نظر می رسد این حس تعادل به طور غیرقابل توضیحی ناپدید می شود، گیج می شوند. با این حال، غیرقابل توضیح نیست. با افزایش سن و رشد و تغییر شرایط زندگی، طبیعی است که آنچه به شما احساس رضایت می دهد نیز تغییر خواهد کرد. رشد نیاز به تغییر دارد و شما باید آن تغییرات را بشناسید و بخواهید برای حفظ یا برقراری مجدد حس تعادل خود، آن تغییرات را انجام دهید.
- اشتباه شماره 4: تعادل یک مقصد است. تعادل جایی نیست که در نهایت به آن برسیم و بمانیم. این یک سفر مادام العمر است هر روز، ما با موقعیتهای جدید یا در حال تکاملی در زندگیمان مواجه میشویم، و هر جزر و مد نیاز به سازگاریهای خرد یا کلان برای ایجاد و حفظ حس تعادل دارد (پیریس و همکاران، 2021). بعضی روزها ممکن است زمان بیشتری به کار اختصاص داده شود. روزهای دیگر، خانه یا خانواده نیاز به توجه بیشتری دارد. نزدیک شدن به تعادل بهعنوان ساختاری انعطافپذیر و روان که میتوانید به آن پرداخت کنید یا آن را پس بگیرید، میتواند باعث شود که احساس گریزان بودن آن کمتر شود. به عنوان مثال، اگر کار باعث میشود شب فیلم را با خانواده از دست بدهید، شب بعد بدون تماس یا بررسی پیامک، ایمیل یا پیامهای صوتی، سه ساعت توجه خانواده را انجام دهید.
- اشتباه شماره 5: کار مقصر است. اگرچه زندگی ما در خارج از محل کار اغلب پرمشغلهتر از کارمان است، اما وقتی شروع به عدم تعادل میکنیم، معمولاً کار مقصر است. مشکل، با این حال، کار نیست. این نحوه ای است که ما تصمیم می گیریم تا کار را مفهوم سازی کنیم و در زندگی خود بگنجانیم. یک مطالعه اخیر بر روی پزشکان نشان داد که یکی از کلیدهای ایجاد تعادل موفق، به ویژه در یک محیط کاری بسیار پرمشقت و پرهیجان، این است که بدانیم کار و زندگی به دو روش مثبت و چالش برانگیز در هم تنیده شده اند و موفقیت مستلزم مانور فعال و مداوم بین آن دنیاها برای ایجاد زندگی که رضایت بیشتری را برای شما به ارمغان می آورد و تا حد ممکن استرس را از بین می برد (گیورفی و همکاران، 2023).
[ad_2]