این ایده که شخصیت در طول زمان ثابت و تغییر ناپذیر است، برای همه مقاصد و مقاصد، در روانشناسی کنار گذاشته شده است. ممکن است تعداد کمی از نیروها که برای یک عمر ثبات بحث می کنند هنوز وجود داشته باشند، اما داده ها همچنان این دیدگاه قدیمی را رد می کنند. در واقع، همانطور که در مورد خود فکر می کنید، این احتمال وجود دارد که بتوانید در بسیاری از پیچ و خم ها به روشی که تمایلات شما از دوران نوجوانی و اوایل دهه 20 شما تکامل یافته است، فکر کنید. شما میدانید که همان فردی هستید که همیشه بودید، اما همچنین میدانید که با تغییر تقاضاها و شرایط زندگی به رشد و تکامل خود ادامه دادهاید.
برای نشان دادن وجود تغییر شخصیت، محققان از روشهای مختلفی استفاده میکنند. ساده ترین کار مقایسه میانگین نمرات افراد در طول زمان در سطوح رایج ترین صفات است. رویکرد دیگر، جایگاه افراد را نسبت به یکدیگر مقایسه میکند تا ببیند آیا افراد به روشهای مختلف از میانگینها بالاتر میروند یا پایینتر. با این حال، اگر به چگونگی تغییر شخصیت خود فکر کنید، احتمالاً برایتان اهمیتی ندارد که آیا در گروه سنی تقریبی خود جلوتر بوده اید یا پشت سر گذاشته اید. ممکن است بیشتر در مورد الگوی تغییری که شما را به عنوان یک فرد منحصربهفرد مشخص میکند و سپس، فراتر از این، در مورد آنچه ممکن است در آینده پیشبینی کنید تعجب کنید. فرض کنید در حال حاضر برونگراتر از 20 سالگی خود هستید، اما دهه های آینده چگونه خواهد بود؟ آیا همچنان به ترسیم راه خود به سوی آیندهای پرمعنا ادامه خواهید داد؟
تفکر در مورد شکل تغییر شخصیت
بر اساس مقاله جامع جدید آماندا رایت از دانشگاه زوریخ و جاشوا جکسون از دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس (2024)، زمانی که محققان خطوط یا حتی منحنی ها را برای اتصال نقاط امتیاز شخصیت در طول سال های بزرگسالی ترسیم می کنند، “ممکن است این اتفاق بیفتد. مناسب ترین مشخصات مدل برای هر شخصی نباشد.» مسیر “متوسط” تغییر ممکن است واقعاً نشان دهنده مسیرهای “انفرادی” باشد که زیربنای این الگو هستند. به عبارت دیگر، میانگین فقط همین است. تصور کنید 50 نمودار جداگانه برای 50 نفر از سنین 20 تا 60 سال مورد مطالعه قرار گرفته است. بله، مجموعه ای از تغییرات به طور متوسط وجود خواهد داشت، اما این واقعیت را مبهم می کند که منحنی های برخی افراد نسبتاً صاف است، برخی دیگر در سراسر مکان نوسان دارند، و برخی دیگر به سمت بالا رشد می کنند. و سپس دوباره در امتداد خطوط شیب ملایم به سمت پایین.
چرا این مهم است؟ جدای از ساده انگاری، نتیجه گیری از میانگین نمرات ردیابی شده در طول زمان نمی تواند این واقعیت را نشان دهد که هیچ دو نفری به معنای واقعی کلمه دقیقاً به یک شکل تغییر نمی کنند. شما از تجربه خود میدانید که یک رویداد زندگی که شما را از بیتوجهی در مورد پیروی از قوانینی مانند رعایت ضربالاجلها (مثلاً با از دست دادن شغل) بیرون انداخت، میتواند باعث شود شخصیت شما در جهت مخالف منحرف شود. ممکن است شخص دیگری، به همان اندازه بی خیال، هرگز نیاز به تغییر را احساس نکرده باشد.
دلیل دیگر اینکه فکر کردن به تفاوتهای فردی در تغییرات در طول زمان مفید است این است که، اگر میتوانستید مسیر زندگی خود را تا کنون ببینید، میتوان به شما کمک کرد تا ببینید به کجا میرود. در این رابطه است که مطالعه رایت و جکسون مرتبط می شود. هدف از کار آنها این بود که ببینند آیا میتوانند «شکلها» یا تغییرات رایج در میزان و میزان تغییر شخصیت را شناسایی کنند. در نهایت، چنین کاری میتواند مبنایی برای «فرضیههای آزمایشپذیر» برای «گسترش دامنه بررسیهای خود در مورد آنچه زمینهساز تغییر شخصیت است» شود. این کار میتواند به شما این امکان را بدهد که امتحان را به سمت داخل برگردانید و خودتان را بهتر درک کنید.
ردیابی شکل تغییر شخصیت
مبنای مطالعه رایت-جکسون، رویکرد مدل پنج عاملی (FFM) برای اندازهگیری شخصیت است که امتیازهای فردی را با توجه به پنج ویژگی ایجاد میکند: گشودگی به تجربه، وظیفهشناسی، روان رنجوری، توافقپذیری و برونگرایی. با نزدیک به 26500 شرکتکننده با میانگین سنی 48 سال که در محدوده 4 تا 11 بار آزمایش شدهاند، نویسندگان نه تنها مجموعهای از دادههای بزرگ را در اختیار داشتند، بلکه مجموعهای از دادهها را در اختیار داشتند که امکان مدلسازی آماری پیچیده از الگوهای تغییر فردی را در طول زمان فراهم میکرد.
این روش به نویسندگان این امکان را داد که منحنی هایی را به دنبال خطی، مکعب، و درجه دوم، و همچنین ترکیبی از موارد فوق، برای هر یک از پنج صفت در سنین مختلف ترسیم کنند و افراد را در سنین مختلف و مردان را در مقابل زنان مقایسه کنند. روشهای مدلسازی که آنها استفاده میکردند این امکان را فراهم میکرد تا نه تنها تغییرات را با بهترین شکل، بلکه مشکلات ایجاد شده در صورت ترسیم مسیر یک فرد به شکل “اشتباه” را نیز تعیین کنند.
پس از نشستن گرد و غبار بر روی این تحلیل های پیچیده، نویسندگان به این نتیجه رسیدند که یافته های آنها به وضوح مطالعات قبلی را رد می کند که نشان می دهد تغییر شخصیت بزرگسالان شامل تغییرات آهسته، خطی، یا حتی آهسته درجه دوم (بالا و پایین) است. همانطور که آنها نتیجه گرفتند، “تغییرات در شخصیت پیچیده است: آنها اغلب شروع می شوند، متوقف می شوند، و در نقاط مختلف در دوره های مختلف برای افراد مختلف نوسان می کنند … این فرورفتگی ها و جریان ها هستند که نمی توانند با اصطلاحات چند جمله ای ساده تر به تصویر کشیده شوند.”
معنی این یافته ها برای شما چیست؟
از این نتیجه گیری می توانید متوجه شوید که هیچ شکل ساده ای برای تغییر شخصیت وجود ندارد. رویدادی مانند از دست دادن شغل در نتیجه وظیفه شناسی پایین ممکن است به خوبی باعث “جریان” به سمت بالا در این ویژگی خاص شود. اکنون میتوانید درک کنید که تغییر وظیفهشناسی پاسخی انطباقی به موقعیتهای زندگی بود و اینکه شما خیلی بر خلاف سایر افرادی نیستید که تغییر شکل میدهند.
خواندن های ضروری تغییر شخصیت
تشخیص اینکه این تغییرات وجود دارند و قابل توجه هستند، یکی دیگر از نکات اصلی مطالعه بود. نتایج نشان داد که تنها تعداد کمی از افراد در واقع با مسیر خطی تغییر شخصیت مطابقت دارند. در نتیجه، میزان تغییر شخصیت به طور مداوم در تحقیقات قبلی دست کم گرفته شده است. اگر به آن مدل «آهسته و تدریجی» رشد بزرگسالان باور دارید، ممکن است نگران باشید که اگر آن مسیر را دنبال نکنید، مشکلی در شما وجود دارد. درعوض، شما ممکن است مانند یکی از آن افرادی باشید که در مطالعات دیگر، شکل تغییر شخصیت آنها شناسایی نشد. قرار دادن یک فرم خطی روی شکل مکعبی شما به معنای واقعی کلمه به میخ مربع در سوراخ گرد رشد و تغییر تبدیل می شود.
برای جمع بندی، یافتههای حاصل از مطالعه رایت و جکسون میتواند ایدههایی را در اختیار شما قرار دهد، زیرا در مورد روشی که شخصیت شما هم به آن واکنش نشان داده و هم مسیر شما را در زندگی هدایت کرده است فکر میکنید. اگر فکر می کنید از «میانگین» رشد پایدار یا بلوغی که بزرگسالان «باید» با افزایش سن نشان دهند، منحرف شده اید، دلیلی برای نگرانی وجود ندارد. پیچیدگی، نه سادگی، یک هنجار است، زیرا افراد در بسیاری از شرایط در حال تغییر که می تواند منجر به تحقق شود، حرکت می کند.