تحقیر با بیتفاوتی یا بیاعتنایی نسبت به صدمه و سختی دیگران، به دلیل بداخلاقی یا حقارت درک شده، آغاز میشود. در دوران خودشیفتگی ما، نسبت دادن حقارت به دیگران به دفاع اولیه در برابر آسیب پذیری تبدیل شده است.
اما بیتفاوتی نسبت به رنج، حمله به حس ذاتی ما از انسانیت است، که آسیبپذیری را در قالب احساس گناه تحریک میکند. برای مقابله با ناتوانی احساس گناه، با خشم و تمایل به دیدن افرادی که با ما مخالف هستند کاملاً تحقیر شده اند، خود را قدرتمند می کنیم.
با وجود اینکه تحقیر دیگران را هدف قرار می دهد، اگر نگوییم تحقیر خود، با خشم پنهان از خود پر است. به سختی ممکن است خودتان را دوست داشته باشید در حالی که احساس تحقیر می کنید.
یک پیشروی کمتر خشونت آمیز برای تحقیر، رنجش است که از تصورات ناعادلانه ناشی می شود. مانند تحقیر، کینه بیش از آنچه که به نظر می رسد، پنهان می کند. به عنوان مثال، در خلبان خودکار، ما نسبت به رفتار غیرمنصفانه حساس هستیم، اما به ندرت نسبت به نگرش ها و رفتارهای ناعادلانه خود حساس هستیم. ریا محصول جانبی اجتناب ناپذیر کینه و تحقیر است.
ما به راحتی در دام کینه می افتیم زیرا احساس متفاوتی با ظاهرش دارد. ممکن است احساس کنید با شما بدرفتاری شده یا صدمه دیده اید، اما بد و غیر دوستانه به نظر می رسید. دیگران به ظاهر شما پاسخ می دهند، نه احساس شما. آنها تنش بدن و حالتهای تحقیرآمیز چهره را میبینند و لحن تاکیدی صدایی را میشنوند که تظاهر به برتری فکری یا اخلاقی دارد.
به طور مشابه، تحقیر ممکن است مانند یک شور و شوق درست به نظر برسد، اما به احتمال زیاد خودپسندانه و کوچک به نظر می رسد. اگر به عدم ارتباط بین احساس و تظاهر شک دارید، سعی کنید در حالی که در آینه نگاه میکنید، صحبت خود را در مورد چیزی که از آن رنجیده اید یا سیاستمداری که با آن مخالف هستید، ضبط کنید.
هزینه بالای رنجش و تحقیر
کینه و تحقیر حس خود را از بین می برد و منجر به افسردگی و علائم فیزیکی مانند جوش، سردرد، معده درد و بدن درد می شود. میل قوی برای توجیه احساسات به ما می گوید که آنها برای ما خوب نیستند. کسانی که ابراز نارضایتی و تحقیر می کنند، توجیهات زیادی برای آنها ارائه می کنند، به خصوص اگر به سطح وسواسی رسیده باشند که مستعد انجام آن هستند. در مقابل، ما اصرار کمی برای توجیه احساساتی که برایمان خوب است، مانند شفقت و عشق احساس می کنیم.
مخالفت با وضعیت موجود، به جای بهبود آنها، ما را در رنجش و در مسیر سریع تحقیر نگه می دارد.
پیش درآمدی برای رنجش، ترس از ابهام و عدم اطمینان است که می تواند ما را در تنگنای کوته فکری گرفتار کند. ما در جهانی پیچیده زندگی می کنیم که در آن ابهام و عدم قطعیت طبیعی، قابل درک و اگر می خواهید رشد کنید، مطلوب است.
پادزهرها
برای یک زندگی معنادار، ابهام و عدم قطعیت باید یادگیری را تحریک کند، نه واکنش های تدافعی زانو.
اگر از افراد نزدیک دل رنجیده اید، ذهنی باز داشته باشید. اگر با افراد قضاوت کننده بی تاب هستید، کمتر قضاوت کنید. اگر نمی توانید افراد سفت و سخت را تحمل کنید، انعطاف پذیر باشید. اگر توسط افراد بی احترامی توهین شد، محترمانه رفتار کنید.
اگر طاقت ندارید که حرف شما قطع شود، شنونده بهتری شوید. اگر افراد خسیس شما را تحریک می کنند، سخاوتمندتر باشید. اگر توسط افراد خشمگین عصبانی می شوید، دلسوز باشید. اگر نسبت به افراد پست تحمل نمی کنید، مهربان تر باشید.
برای یک زندگی معتبر، امیدوارکننده، قدرتمند:
- بیشتر با خصوصیات انسانی و اخلاقی خود شناسایی کنید تا وابستگی گروهی.
- به قضاوت ها و فرضیات خلبان خودکار خود فکر کنید.
- بیشتر کنجکاو باشید، کمتر قضاوت کنید.