“شک به خود استعدادها را می کشد.” – Edie McClurg
شک به خود احساس عدم اطمینان یا عدم اعتماد به خود یا توانایی های خود است. شک طولانی مدت به خود منجر به اضطراب، اجتناب، اهمال کاری، افسردگی، عزت نفس پایین و به طور بالقوه دشواری شدید در تصمیم گیری می شود.
چگونه میتوانیم به شک نسبت به خودمان که به نظر میرسد در جامعه رو به افزایش است، شک کنیم. قدرت های مصرف گرایی مدام به ما یادآوری می کنند که ما بدون این محصول یا آن محصول کافی نیستیم. رسانههای اجتماعی به یک نابهنگام تبدیل شدهاند که بهتر است به عنوان رسانههای ضد اجتماعی معرفی شوند. شک به خود ما به طور منظم حمایت و توجیه می شود.
رفتار اجتنابی-اضطرابی
رفتار اجتنابی از اضطراب یک پاسخ ناسازگار به اضطراب و ترس است که می تواند منجر به حفظ اختلالات اضطرابی شود. چرخه اجتناب از اضطراب به شرح زیر است: (1)
- اضطراب: شما علائم اضطراب را تجربه می کنید – اینها ممکن است احساسات فیزیکی مانند افزایش ضربان قلب یا علائم ذهنی مانند مسابقه یا افکار مزاحم باشند.
- اجتناب: شما احساس ناراحتی می کنید و می خواهید این احساسات را متوقف کنید، بنابراین از موقعیت، شخص یا چیزی که باعث ایجاد آنها شده است، “اجتناب می کنید”.
- تسکین: با اجتناب از موقعیتی که باعث ترس و اضطراب می شود، علائم شما ناپدید می شوند – اما فقط برای مدت کوتاهی تا زمانی که دوباره در همان موقعیت ظاهر شوند.
- تقویت: اکنون به مغز خود آموختهاید که نمیتوانید این اضطراب یا ترس را کنترل کنید، که اعتماد به نفس شما را کاهش میدهد، اضطراب شما را افزایش میدهد و منجر به اجتناب بیشتر میشود.
تقویت مداوم این چرخه رفتار، بذر تردید را در هر کسی خواهد کاشت. این باور تقویت شده در راهبردهای اجتنابی منجر به ریسک کمتر و در نهایت مشاهده ریسک در جایی که ریسک کمی وجود دارد، می شود. تصمیمات به خطر تبدیل می شوند و ناتوانی در تصمیم گیری باعث ایجاد شک و تردید در خود می شود.
اهمال کاری خود را به تعویق بیندازید
وقتی واقعاً در به تعویق انداختن کار مهارت دارید، آیا می توانید اهمال کاری خود را به تعویق بیندازید؟ آیا می توانید کارها را به تعویق بیندازید؟ شک به خود باعث تقویت تعلل می شود و عمل به تعویق انداختن نیز باعث تقویت شک به خود می شود. به تعویق انداختن کار فقط شکل دیگری از اجتناب است که با کمبود اعتماد به نفس و شک به خود مرتبط است.
«تردید به خود در نهایت می تواند به توجیه منجر شود. اینها دلایل من برای ننوشتن آن مقاله امروز، یا این هفته یا امسال است. یکی از مشکلاتی که افراد بهطور منظم با آنها به تعویق میافتند، فشار برای اقدام قبل از آمادگی است. وقتی اقدامات تکانشی نتیجه معکوس می دهند، زیرا قبل از آمادگی عمل کرده اید، اکنون توجیهی برای تاخیر بیشتر وجود دارد. این مشکل مضاعف با توجیه و تکانشگری باعث تداوم و تقویت شک به خود می شود. پس شک به خود باعث می شود افراد احساس کنند که باید کار را به تعویق بیندازند زیرا آماده نیستند. شک به خود به نوبه خود حالت خودپرستی و اجتناب از عمل را تقویت می کند.» (2)
سوخت رسانی به افسردگی
«تردید به خود و اعتماد به نفس ضعیف به ویژه با اختلالات افسردگی مرتبط است. برای کسانی که دچار شک به خود هستند، متداول است که بدانند آیا افسردگی دارند یا خیر. بسیاری از نشانههای عزت نفس ضعیف و شک به خود با علائم و نشانههای افسردگی همپوشانی دارند. (3)
فقدان انگیزه به دلیل شک به خود با علائم آشکار رفتار افسردگی مطابقت دارد. تغییرات در الگوهای خواب، توانایی انجام کارهای روتین و احساس بی لیاقتی همگی در افراد دچار شک و تردید و افسرده وجود دارد.
عزت نفس و شک به خود
عزت نفس بیشتر یک ارزیابی جهانی از خودتان است، در حالی که شک و تردید به خود بیشتر یک فقدان درک شده در برخی از توانایی های خاص شما برای عملکرد است. با این حال، پس از آن، خود شک و تردید به یک عنصر اساسی در نحوه درک شما از خود در کل تبدیل می شود. هنگامی که ما دائماً شک خود را در مورد ناتوانی خود در عملکرد بالقوه خود تقویت می کنیم، این می تواند به ارزیابی کلی از هویت ما به عنوان یک کل افزایش یابد.
“بلاتکلیفی ممکن است مشکل من باشد یا نباشد.” – جیمی بافت
بلاتکلیفی
بلاتکلیفی و شک به خود ارتباط نزدیکی دارند و می توانند چرخه ای منفی ایجاد کنند که بر سلامت و رفاه روانی تأثیر می گذارد. ترس از شکست، فلج شدن با تحلیل، اقدام دلهره آور و احساس گناه و شرم می تواند راه را برای عدم تصمیم گیری هموار کند.
«اگرچه احتمال خطا وجود دارد، انگیزه ما بهترین پادزهر برای فلج شدن با تجزیه و تحلیل و اقدام نگران کننده خواهد بود. هنگامی که ما توسط یک ماموریت و چشم انداز روشن هدایت می شویم، اطلاعات به ابزاری برای عمل هوشمندانه تبدیل می شود. و با مسئولیت پذیری خود را از شر یوغ فلج کننده گناه و شرم خلاص می کنیم.» (4)
به خود شک کن
“در نهایت ما عمیقا می دانیم که طرف دیگر هر ترسی آزادی است.”
مرلین فرگوسن
«وقتی ترس داریم، دیوارهایی میسازیم تا احساس امنیت کنیم. این دیوارها ممکن است به طور موقت از ما محافظت کنند، اما همچنین آزادی و پتانسیل ما را محدود می کنند تا آن چیزی که می خواهیم باشیم. برداشتن دیوارهای ترس، روند آزادسازی شجاعت ما را آغاز می کند. یکی دیگر از نتایج مثبت کمتر ترسیدن این است که دروازه ها را به روی تعهدات جدید و چالش برانگیز باز می کند. ما اکنون به سمتی می رویم که حبس را از بین می برد و آزادی را تقلید می کند.» (5)
معطل کننده می تواند تعویق را به تعویق بیندازد، پس چرا شخص شک دار نمی تواند به شک خود شک کند؟ پرداخت ها نامحدود است.
بیشتر شک و تردیدها در مورد خودمان از تاریخ استفاده گذشته گذشته است. آنها در کودکی از آزار و اذیت در زمین بازی یاد گرفتند. یا، از طریق قضاوت ما توسط والدین یا خواهر و برادرهایی که هرگز برای شناخت ما وقت نگرفتند، مورد توجه قرار گرفتند.
شک کردن به خود ما را از موقعیتهای مخاطرهآمیز که از طریق ترس بر رفتار ما حاکم میشد، در امان نگه میداشت. بسیاری از این تجربیات آنقدر با آنچه که اکنون هستیم فاصله دارند که کوچکترین ارتباطی با ما ندارند.
چرا ما همچنان به این همه شک و تردید نسبت به خود پایبند هستیم که گویی هنوز اعمال می شود؟ پاسخ تقویت است. ما از طریق تقویت مداوم، شک به خود را زنده نگه می داریم. شک و تردید به خود به خود تحمیل شده است. به این معنی که می تواند خود محدود نیز باشد!