دلایلی وجود دارد که شعر ما را به حرکت در می آورد. استادان کلام مکتوب تنها با استفاده از چند کلمه احساسات و عواطف را منتقل می کنند و قادر به پیوند عمیق روح ها هستند.
نکته قابل توجه در مورد این روش ارتباطی این است که آنها می توانند بدون افزودن حالات چهره، لحن صدا، وضعیت بدنی، ریتم های متقابل یا لمس – که سنگ بنای غیرکلامی ارتباط موثر است- ارتباط برقرار کنند.
بیشتر تکنیک های ارتباطی بر استفاده موثرتر از کلمات متکی هستند. آنها به ما می آموزند که چگونه اصطلاحات را روشن کنیم، عمیق تر گوش دهیم، سؤالات بیشتری بپرسیم، فرضیات را حذف کنیم، حالت تدافعی را آرام کنیم، احساسات را به اشتراک بگذاریم، و غیره.
در بیش از چهار دهه کمک به زوجها برای برقراری ارتباط مؤثرتر، مجبور شدم به طور مکرر صدها کلمه را باز کنم و ترجمه کنم، زیرا مردم به سوء تفاهم با همدیگر ادامه میدهند و بارها و بارها از کلمات مشابه استفاده میکنند.
بعد از مشاهده یک زوج که فقط چند بار با هم در حال تعامل هستند، اغلب میتوانم دنبالههای برگشتی را بین آنها تقریباً کلمه به کلمه تکرار کنم. این کلمات قبلاً بارها دقیقاً به همین شکل استفاده شده اند که دیگر معنایی ندارند. هیچ یک از طرفین واقعاً گوش نمی دهند. هیچ قطعنامه ای وجود ندارد. آنها از کلمات فقط به عنوان راهی برای صحبت کردن، انحراف، مانور دادن یا متقاعد کردن دیگران به اینکه واقعیت آنها تنها حقیقت است استفاده می کنند.
وقتی زوجها به طور مداوم به این شکل کلمات را به همدیگر پرتاب میکنند، ممکن است زمان آن رسیده باشد که راهی متفاوت برای به اشتراک گذاشتن افکار و احساسات بیابند، حداقل به عنوان یک راه جایگزین برای برقراری ارتباط زمانی که اوضاع خوب پیش نمیرود. شاید برقراری ارتباط بدون وابستگی به کلمات بتواند بین شرکای صمیمی شعر ایجاد کند.
یکی از به یاد ماندنی ترین تجربیات من در کارگاهی بود که در آن با شخصی که هرگز ندیده بودم جفت شدم. به ما دستور دادند که پنج دقیقه بدون رد و بدل کردن هیچ کلمه ای به چشمان یکدیگر نگاه کنیم. سپس از ما خواسته شد که هر چیزی را که در مورد آن شخص «میدانیم» بگوییم، از این که صرفاً ساکت باشیم و در سکوت به دیگری گوش دهیم و آنچه آشکار است را کنار بگذاریم. نتایج چیزی جز قابل توجه نبود. خیلی چیزهایی که به اشتراک گذاشتیم درست تر از هر چیزی بود که می توانستیم به صورت شفاهی ارتباط برقرار کنیم و به طرز قابل توجهی دقیق بود.
آیا زوج ها قبل از اینکه بخواهند اختلاف نظر را حل کنند باید آن نوع سکوت غیرکلامی و در عین حال عمیقاً مرتبط را اتخاذ کنند؟ یا شاید زمانی که آنها شروع به صحبت کردن با یکدیگر می کنند؟
بله.
اما، ساکت کردن یک زوج زمانی که برنامه های جداگانه و فوری دارند، آسان نیست. حتی وقتی به این نکته اشاره میکنم که آنها به جای تشخیص این که بیش از یک واقعیت مشروع وجود دارد، شروع به تمرکز بر روی دستور کار خود کردهاند، به نظر میرسد که میترسند اگر منظورشان را متوجه نشوند، لغو شوند، حتی اگر به قیمت تمام شده باشد. از دیگری
وقتی کلمات شکست می خورند: الگوهای ارتباطی منفی را تغییر دهید
منبع: Cecilie_Arcurs / iStock
جالب اینجاست که اکثر زوجهایی که من میشناختم، زمانی را به یاد میآورند که در ابتدای رابطهشان با یکدیگر هماهنگ بودند. آنها می توانند زمان هایی را که در هم تنیده و آرام گذرانده اند، زمانی که تاریخ و رویاهایشان را به اشتراک نمی گذاشتند، با من در میان بگذارند. آنها حضور یکدیگر را احساس کردند و در لحظات بی زمانی که نمی خواستند به پایان برسند درنگ کردند. آنها برای یکدیگر شعر مینوشتند یا اشعار آهنگهایی را که این کار را برایشان انجام میداد به اشتراک میگذاشتند. آنها قلب یکدیگر را شنیدند و روح یکدیگر را لمس کردند. و از ارسال پیامک به عنوان جایگزین استفاده نکردند.
برای کشف مجدد جادوی ارتباط، زوجها باید ابتدا روشهای قدیمی پیوند خود را بازیابند تا بتوانند دوباره به کلمات اعتماد کنند.
ارتباط خاموش – راه بازگشت
1. اختلاف نظرهای تکراری منفی را بشناسید و متوقف کنید
وقتی میتوانم به زوجها تعاملات تکراری بیفایده و اغلب مضرشان را نشان دهم، اغلب متعجب میشوند، گویی نمیدانند که این هشکردنها چقدر تکراری و بیفایده شدهاند.
همانطور که ما روند بازگشایی یک موضوع طولانی مدت را آغاز می کنیم، برای من به عنوان یک شاهد بیرونی آشکار است که وقتی آنها از باز کردن آن به تبلیغ آن می روند. زبان بدن آنها تغییر می کند. مدام حرفشان را قطع می کنند. آنها شروع میکنند که دیگری را کسی میدانند که باید شکست بخورد. آنها رفتار دیگری را نادیده می گیرند. مسیر حرکت آشکار است اما آنها دیگر نمی توانند آن را ببینند یا متوقف کنند.
روابط ضروری خوانده می شود
برای یک زن و شوهر بسیار مهم است که لحظه ای را تشخیص دهند که کلمات آنها دیگر اهمیتی ندارد.
2. منحرف و منحرف
زوجها با علم به این که میتوانند در تعاملات کلامی بیفایده غرق شوند، میتوانند تمرین جایگزین بدون کلام مورد توافق خود را برنامهریزی کنند و قبل از اینکه به تلاشهای حلوفصلی ادامه دهند، یکدیگر را نگه دارند.
راه های زیادی وجود دارد که آنها می توانند این کار را انجام دهند، اما این باید یک تصمیم متقابل باشد.
به عنوان مثال، آنها می توانند با یکدیگر روبرو شوند، دست در دست بگیرند و به چشمان یکدیگر نگاه کنند، سپس به درون بروند تا به یاد بیاورند که چه چیزی را در مورد یکدیگر دوست دارند و چقدر دردناک است که دیگر آن دست ها را نگیرند. ممکن است فقط چند دقیقه طول بکشد، اما هر دو باید با تکان دادن سر موافق باشند که آن کار درونی را انجام داده اند.
آنها می توانند سعی کنند آهنگ مورد علاقه خود را بنوازند و با هم به آن گوش دهند، کلمات و نحوه کاربرد آنها را به خاطر بسپارند.
آنها میتوانند پشت هم بنشینند و با هم نفس بکشند، و اساساً به یاد بیاورند که پشت یکدیگر چگونه است.
آنها می توانند این کار را هر بار که در تعامل دوباره شروع به پاک کردن یکدیگر می کنند، انجام دهند.
3. از Writing برای پر کردن شکاف های ارتباطی استفاده کنید
زوجها همچنین میتوانند بهطور موقت ارتباط خود را قطع کنند، پاسخهای خود را به سؤالات زیر یادداشت کنند، سپس به یکدیگر بازگردند و قبل از اینکه دوباره اختلافات خود را حل کنند، مکاتبات مکتوب یکدیگر را مبادله کنند و در سکوت بخوانند.
- اگر میتوانستم این اختلاف نظر را به هر نحوی که میخواهم پایان دهم، چه میشد؟
- فکر می کنم پاسخ شما به این سوال چه خواهد بود؟
- من واقعاً از شما چه می خواهم که به آن نمی رسم؟
- فکر می کنم از من چه نیازی دارید؟
- آیا این اختلاف مکرر نوک کوه یخی است که من نتوانسته ام آن را به اشتراک بگذارم؟
- چه چیزی را از شما پنهان می کنم و چرا؟
- چگونه می توانم بهتر از افکار و احساسات شما استقبال کنم حتی اگر چیزها را متفاوت ببینم؟
- چگونه دوست دارم من و تو با هم متفاوت باشیم؟