منبع: XuHaiWei / Unsplash
دنیایی را تصور کنید که در آن، با کلیک یک دکمه، میتوانید ویژگیهای دقیقی را که در یک شریک عاشقانه یا جنسی به دنبال آن هستید، توصیف کنید و بلافاصله شروع به تعامل با آنها کنید. آنها جذاب، شوخ، دلسوز و شاید مهمتر از همه همیشه در دسترس خواهند بود. چه به دنبال حمایت عاطفی، گفتگوی عشوهآمیز یا چیزی صمیمیتر باشید، آنها آماده و پاسخگو خواهند بود – هرگز حواسشان پرت نمیشود یا خلق و خوی بدی ندارند.
حال، اگر این شریک یک همراه هوش مصنوعی (AI) بود چه؟ آن واقعیت دیگر فقط یک امکان دور نیست. در حال حاضر اتفاق می افتد و میلیون ها نفر در حال ثبت نام هستند.
هر ماه بیش از 70000 نفر به دنبال شریک هوش مصنوعی آنلاین هستند و میلیون ها نفر دیگر برنامه هایی را دانلود می کنند که برای شبیه سازی روابط واقعی طراحی شده اند. این پلتفرمهای هوش مصنوعی – با یادگیری ماشینی، پردازش زبان طبیعی و یادگیری عمیق – برای تقلید از تعاملات انسانمانند طراحی شدهاند و برخی از کاربران حتی روابط عمیق شخصی، عاشقانه یا جنسی را با همراهان مجازی ایجاد میکنند. اپلیکیشنها به کاربران اجازه میدهند شخصیت، ظاهر و علایق هوش مصنوعی خود را شخصیسازی کنند و در طول زمان پویایی منحصربهفردی ایجاد کنند. همانطور که هوش مصنوعی از هر تعامل یاد میگیرد، سازگار میشود و باعث میشود رابطه صمیمیتر و شخصیتر احساس شود.
مفهوم همراهی مبتنی بر هوش مصنوعی فقط در مورد برآورده کردن یک نیاز معمولی برای چت یا فانتزی نیست. برخی از پلتفرمها فراتر از مکالمه ابتدایی هستند و «حالتهای رابطه» را ارائه میکنند، که در آن کاربران میتوانند ارتباط عاطفی و صمیمیت جنسی را کشف کنند. چه از طریق متن یا صدا، هوش مصنوعی به طور پویا به ورودی کاربر پاسخ می دهد و پیوندی ایجاد می کند که می تواند به طرز شگفت انگیزی واقعی باشد.
روند رو به رشد در میان بزرگسالان جوان
پس چه کسی از این پلتفرم ها استفاده می کند؟ بر اساس نظرسنجیهای اخیر، این افراد جوانتر – بهویژه افراد ۱۸ تا ۲۹ ساله – هستند که به احتمال زیاد به دنبال شرکای هوش مصنوعی هستند. تفاوتهای جنسیتی نیز قابل توجه است، اگرچه نه به اندازهای که تصور میشود: در حالی که 16 درصد از مردان گزارش میدهند که به دنبال یک حساب رسانه اجتماعی با هوش مصنوعی هستند، 21 درصد با شریک عاشقانهای با هوش مصنوعی چت کردهاند و 18 درصد هرزهنگاری تولید شده توسط هوش مصنوعی را مشاهده کردهاند. برای زنان، 11 درصد به دنبال حسابهای رسانههای اجتماعی تولید شده توسط هوش مصنوعی بودهاند، 16 درصد سعی کردهاند با «شریکهای» هوش مصنوعی چت کنند و 7 درصد محتوای بزرگسالان تولید شده توسط هوش مصنوعی را تماشا کردهاند.
با پیشرفت این فناوری، خط بین ارتباط واقعی و تعامل مصنوعی به طور فزاینده ای مبهم می شود. اما سوال بزرگ باقی می ماند: این برای افرادی که با آن درگیر هستند چه معنایی دارد؟ آیا همنشینی با هوش مصنوعی راهی برای برآوردن نیازهای عاطفی و جنسی است که در غیر این صورت ممکن است برآورده نشوند یا ممکن است به احساس انزوا و تنهایی کمک کند؟
تأثیر بالقوه: انزوا یا اتصال؟
در حالی که تحقیقات در مورد روابط هوش مصنوعی هنوز در مراحل اولیه خود است، برخی از مطالعات نشان می دهد که ممکن است عواقب ناخواسته ای وجود داشته باشد. به عنوان مثال، دادهها نشان میدهند که مردانی که با پلتفرمهای عاشقانه هوش مصنوعی درگیر هستند، در مقایسه با افرادی که این کار را نمیکنند، سطح افسردگی کمی بالاتری را گزارش میکنند. آیا خود رابطه هوش مصنوعی آنها را افسرده تر می کند؟ یا این است که کسانی که از نظر عاطفی دست و پنجه نرم میکنند، احتمالاً در وهله اول به همراهی مجازی به عنوان وسیلهای برای مقابله روی میآورند؟
این ما را به یکی از بحثهای کلیدی برآمده از این مرز جدید میرساند: آیا این روابط مجازی میتواند عصایی برای افرادی که در دنیای واقعی احساس عدم ارتباط میکنند فراهم کند، یا ممکن است در واقع با تقویت کنارهگیری اجتماعی مانع رشد شخصی شوند؟
فناوری به سرعت در حال پیشرفت است و سؤالات اخلاقی پیچیده تر می شوند. ما در حال حاضر با مسائلی مانند رضایت و نمایندگی در فضاهای مجازی دست و پنجه نرم می کنیم. به عنوان مثال، اگر فردی از هوش مصنوعی برای ایجاد یک شریک مجازی که بسیار شبیه به یک شخص واقعی است، استفاده کند، چه اتفاقی میافتد – شاید حتی یک شریک، فرزند یا یک فرد مشهور؟ آیا میتوان این نوع شبیهسازی را محدود کرد، و اگر چنین است، چه کسی تصمیم میگیرد کجا خط بکشد؟ هنوز نگرانکنندهتر، آیا هوش مصنوعی و واقعیتهای مجازی میتوانند فضایی را برای افراد فراهم کنند تا خیالپردازیهای جنسی غیرقانونی یا مضر را به گونهای انجام دهند که واقعاً چنین رفتاری را در دنیای واقعی عادی یا تشویق کند؟
با ادامه پیشرفت فناوری، سوال مهم دیگری مطرح میشود: اگر رباتهای مبتنی بر هوش مصنوعی روزی احساسی پیدا کنند (آیندهای کاملاً گمانهزنی اما محتمل)، آیا از حقوقی برخوردار خواهند بود، از جمله حق امتناع از پیشرفتهای جنسی؟ اگر رضایت به عاملی در تعاملات هوش مصنوعی تبدیل شود، این سوال اساسی را به چالش می کشد: آیا رضایت فقط برای موجودات زیستی قابل اعمال است؟
راه پیش رو: عصر جدیدی از روابط؟
در حالی که برخی از این دوراهی ها ممکن است دور به نظر برسند، اما آنقدرها هم که به نظر می رسد دور نیستند. با چهره هایی مانند ایلان ماسک در راس نوآوری روباتیک، فشار به سمت همراهان هوش مصنوعی – و حتی ربات های مبتنی بر هوش مصنوعی – شتاب می گیرد. اینکه آیا ما برای این دوره جدید صمیمیت مجازی آماده هستیم یا نه، هنوز مشخص نیست، اما آنچه واضح است این است که پیامدهای آن برای چشم اندازهای عاطفی، اجتماعی و اخلاقی ما عمیق است.
وقتی وارد این قلمرو ناشناخته میشویم، باید از خود بپرسیم: آیا آمادهایم تا معنای زندگی در یک رابطه را دوباره تعریف کنیم؟ و همانطور که هوش مصنوعی به محو کردن خطوط بین انسان و ماشین ادامه می دهد، آیا هنوز هم می توانیم بین اتصال واقعی و جذابیت مصنوعی تفاوت قائل شویم؟ اینها سوالاتی هستند که احتمالاً سالهای آینده با آنها دست و پنجه نرم خواهیم کرد.
تا آن زمان، دنیای مجازی منتظر است – آماده، پاسخگو و همیشه فعال. سوال واقعی این است: آیا ما برای ملاقات با آن آماده هستیم؟