19:37 - 2024/11/19

برای بهبود روابط خود مانند یک فرازمینی فکر کنید

[ad_1] این پست قسمت اول از یک مجموعه دو قسمتی است. تصور غیرقابل تصور زمانی که همسرم، اریک هسلتین، و من مشغول نوشتن رمان ماجراجویی تازه منتشر شده خود بودیم، سایه زمان، ما نیاز داشتیم تصور کنیم که یک فرازمینی (ET) بودن که فرآیندهای فکری آن ...

برای بهبود روابط خود مانند یک فرازمینی فکر کنید

[ad_1]

این پست قسمت اول از یک مجموعه دو قسمتی است.

تصور غیرقابل تصور

زمانی که همسرم، اریک هسلتین، و من مشغول نوشتن رمان ماجراجویی تازه منتشر شده خود بودیم، سایه زمان، ما نیاز داشتیم تصور کنیم که یک فرازمینی (ET) بودن که فرآیندهای فکری آن به معنای واقعی کلمه برای ما بیگانه بود چگونه خواهد بود.

هرکدام از ما از خود پرسیدیم: به عنوان یک ET که به تازگی به زمین آمده است، چه می خواهم، از چه می ترسم، در مورد انسان ها چه فکر می کنم، و چگونه با همکارانم ET در هنگام مقابله با چالش های برخورد با انسان ها تعامل خواهم داشت. ?

در پاسخ به این سؤالات، ما تلاش کردیم تا ویژگی‌های شخصیتی، انگیزه‌ها و فرآیندهای فکری را توسعه دهیم که شبیه هیچ یک از ما یا هرکس دیگری که می‌شناسیم متفاوت بود.

برای مثال، ما این ایده را بررسی کردیم که ET ما از نظر جنسی تولید مثل نمی‌کند، مانند انسان‌ها اجتماعی نخواهد بود و به جای مغزی واحد که می‌تواند در یک زمان فقط روی یک چیز تمرکز کند، چندین مغز دارد که به طور موازی فکر می‌کنند.

من و شوهرم سوابق بسیار متفاوتی داریم: من در فرانسه به دنیا آمدم و در اروپا، آفریقا، آسیا و ایالات متحده به عنوان پزشک کار کردم، و در مقابل، اریک یک عصب شناس آمریکایی است. در نتیجه، ما به روش‌های بسیار متفاوتی به چالش تصور اینکه بیگانه هستیم نزدیک شدیم.

این پست قسمت اول از یک مجموعه دو قسمتی در مورد فواید رابطه این تصور است که شما فردی کاملاً متفاوت از خودتان هستید. در اینجا توضیح خواهم داد که چگونه به مشکل برخورد کردم. در قسمت دوم، اریک، که برای روانشناسی امروز، دیدگاه کاملاً متفاوت او را ارائه خواهد داد.

آنچه تجربه من به عنوان یک پزشک به من آموخت

برای ارائه مراقبت های بهداشتی با کیفیت، پزشکان باید بیماران خود را درک کنند و ارتباط برقرار کنند.

چه زمانی که در پزشکان بدون مرز خدمت می‌کردم بیماران اروپایی و آمریکایی را در مطب خصوصی درمان می‌کردم یا بیماران آفریقایی یا آسیایی، رویکرد من همیشه یکسان بود: به دقت به آنچه که بیمارم می‌گفت گوش کنم – و گاهی اوقات انجام می‌داد. نه بگو – برای اینکه تصویر واضحی از بیمارم به دست بیاورم. چه نیازی داشتند و چه می خواستند؟ آنها از چه می ترسیدند؟ آنها چگونه زندگی روزمره خود را با خوردن، خوابیدن، کار کردن، مراقبت از کودکان و والدین بزرگتر انجام می دادند؟ آنها با چه احساساتی دست و پنجه نرم می کردند و در نتیجه چه مشکلات سلامتی داشتند؟

در طول سال‌ها، با رها کردن خودم و گوش دادن به بیمارانم که داستان‌هایشان را تعریف می‌کردند، یاد گرفتم که دنیا را از چشم افرادی ببینم که بسیار متفاوت از من بودند.

وقتی می‌گویم «خود را رها می‌کنم»، منظورم این است که از فرافکنی باورها، انگیزه‌ها و افکارم به دیگران اجتناب کنم. روانشناسان اجتماعی که تئوری اسناد را مطالعه می‌کنند – اینکه چگونه انگیزه‌ها را به دیگران نسبت می‌دهیم – ادعا می‌کنند که اکثر ما اشتباه می‌کنیم که دیگران را شبیه‌سازی شده از خود می‌دانیم.1

اما من از تجربه عملی در طول سال ها یاد گرفتم که با این فرض شروع کنم که هر بیمار شبیه من نیست، گوش کنم و توجه کنم که هر بیمار واقعاً به من گفته است. بودند.

همانطور که اغلب در مورد نویسندگان داستان اتفاق می افتد، ما متوجه شدیم که شخصیت ET ما زندگی خود را به دست آورده است – گفتن و انجام کارهایی که انتظارش را نداشتیم. همانطور که این اتفاق افتاد، توجه زیادی به این موضوع کردم که ET واقعاً چه کسی می‌خواهد باشد، جدا از آنچه ما در ابتدا می‌خواستیم باشد.

نتیجه غافلگیر کننده و برای من کاملا راضی کننده بود.

استفاده از آن درس ها در روابط

چه رابطه شما با یک شریک، یکی از اعضای خانواده، دوست یا همکار باشد، رها کردن خود و فکر کردن مانند یک ET می تواند به کاهش تعارض و بهبود رابطه با اجتناب از دام های فرافکنی خود به شخص دیگری کمک کند.

به عنوان مثال، اگر یک شریک رفتاری از خود نشان می دهد که شما را عصبانی می کند، مانند اظهار نظر در مورد رانندگی، از خود بپرسید: “آیا من عصبانی هستم زیرا فقط در صورتی که انگیزه من منفی باشد (مثلاً بخواهم طرف مقابل را کنترل کنم) این رفتار را انجام می دهم؟ “

اگر پاسخ «بله» است، سعی کنید انگیزه منفی کمتری را تصور کنید (مثلاً نگرانی برای امنیت شخصی). بهتر است از شریک زندگی خود بپرسید که چرا این رفتار را نشان می دهد و واقعاً به پاسخ گوش دهید.

روابط ضروری خوانده می شود

من سعی می کنم هر زمان که بین ما اصطکاک وجود دارد این کار را با شوهرم انجام دهم زیرا به عنوان یک زن فرانسوی اغلب مغز مرد آمریکایی او را کاملاً بیگانه می بینم.

ما دو نفر واقعا هستند از سیارات مختلف، و کمک می کند تا خود را از چشم ET های هر یک از آن دنیاها ببینیم.

بنابراین، اگر در یک رابطه با مشکل مواجه هستید، سعی کنید به حرف های خود گوش دهید و سعی کنید شریک زندگی خود را طوری درک کنید که گویی آن شخص از یک سیاره متفاوت است و بالعکس. این روز شما را روشن می کند و ممکن است هر دوی شما را بخنداند، که همیشه در یک رابطه خوب است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان