را نمای پزشکی قانونی تا حد زیادی با روانشناسی مسائل در اجرای قانون و تحقیقات جنایی سروکار دارد. عوامل ادراکی و شناختی زیادی در این حوزه نقش دارند. به عنوان مثال، اشتباهات شاهدان عینی میتواند ناشی از تمایل حافظه انسان به پیکربندی مجدد با گذشت زمان باشد که منجر به تفسیر نادرست از حقایق مهم در تحقیقات جنایی میشود. و چنین تفسیرهای نادرستی را می توان به طور قابل توجهی از طریق استفاده تحقیقی کاهش داد تجزیه و تحلیل در مجموع، تجزیه و تحلیل عمدی «ویژگی فشرده» از عناصر موقعیت داده شده، متناوب به طور مکرر در صورت لزوم با در نظر گرفتن آگاهانه الگوهای گشتالت بیشتر ناشی از این ویژگیها، و با تحلیل مجدد مکرر ویژگیهای مرتبط و پیوندهای متقابل آنها از نقطه نظر هر فرضیه معقولی. با ادامه تحقیقات توسعه می یابند (شارپس، 2024).
همه اینها در تحقیقات جنایی مفید است. اما این ملاحظات در جهان خارج از سیستم عدالت کیفری نیز کاربرد گسترده ای دارند. یکی از مهمترین یافته های کلی در روانشناسی و عصب شناسی در قرن گذشته این واقعیت است که در سیستم عصبی، و در فرآیندهای ذهنی که در آن سیستم به وجود می آیند، تداوم وجود دارد. به عبارت دیگر، فرآیندهای شناختی و ادراکی مشابه ممکن است در بسیاری از زمینه های مختلف عمل کنند. این واقعیت ممکن است به ما کمک زیادی کند تا آن فرآیندها و آن زمینه ها را درک کنیم. پویاییهای ادراکی و شناختی یکسان، با نتایج مشابه، اغلب در دنیای اجرای قانون و سایر حوزههای روانشناختی ناهمگون و گسترده مانند ملاحظات ماوراء الطبیعه، تفسیر نظریه و یافتههای کاوشهای جغرافیایی و علوم رسمی، و حتی ما اعمال میشود. ایده های سلامت روان و بیماری روانی (شارپس، 2024).
این تداوم چگونه عمل می کند؟ در بسیاری از پست های قبلی از نمای پزشکی قانونیدیدیم که فرآیندهای شاهد عینی در نظام عدالت کیفری به هیچ وجه عینی نیستند. گزارشهای شاهدان عینی آلوده به اشتباهات ادراکی و تفسیری اولیه و تمایل طبیعی حافظه انسان به پیکربندی مجدد در جهتهای اصل، اختصار و باور شخصی است. تکرار گزارشهای شاهدان عینی نیز میتواند به این پیکربندی مجدد کمک کند، و انواع فرآیندهای اجتماعی میتوانند منجر به سرمایهگذاری بیشتر، و پایبندی به، پیکربندی مجدد و در نتیجه حسابهای اشتباه شود (شارپس، 2024 را ببینید).
این فرآیندهای مولد خطا به هیچ وجه، در سیستم عدالت کیفری، تنها به حوزه شاهدان عینی محدود نمی شود. همان ویژگیهای سوء تعبیر و پیکربندی مجدد ذهن در قلمرو اغلب غم انگیز تیراندازیهای افسران عمل میکند. تصمیم به شلیک به یک مظنون ریشه در خاطره شاهد عینی افسر از اقدامات آن مظنون دارد. عملکردهای شناختی درگیر باید اغلب در یک دوره بسیار کوتاه، شاید کمتر از یک ثانیه، قبل از شلیک عمل کنند.
این عوامل ادراکی و شناختی همچنین در دنیای EOD، Explosive Ordinance Disposal، قلمرو وحشتناک خطرناک گروه بمب، عمل می کنند. اینکه یک وسیله منفجره، مخفی شده یا نه، به عنوان بمب شناخته می شود تا حد زیادی به قدرت شاهدان عینی ناظر آن و البته به اطلاعاتی که آن ناظر به موقعیت می آورد بستگی دارد. ما شاهد چنین تداوم ذهنی در سراسر حوزه های کاملاً متفاوت اجرای قانون و سیستم عدالت کیفری هستیم (شارپس، 2024).
با این حال، ما همچنین می یابیم که همان فرآیندهای ادراکی و شناختی ایجاد خطا در خارج از دنیای اجرای قانون به خوبی عمل می کنند. ما ممکن است انتظار داشته باشیم که این پویایی ها در قلمرو مشاهدات و تفسیرهای «ماوراء الطبیعه» عمل کنند، و این کار را می کنند. سیاره زهره اغلب با نوعی فضاپیمای بیگانه اشتباه گرفته می شود، و انواع مختلفی از حیوانات، امواج غیرمعمول در آب، و گاه و بیگاه درختی با شکل عجیب به طور مکرر به گزارش های اشتباه درباره پاگنده، هیولای دریاچه دریاچه و بسیاری از آنها کمک کرده است. دوستان کریپتوزولوژیک
با این حال، ممکن است کمتر متمایل به انتظار این نوع اشتباهات در علم و اکتشاف جدی باشیم. اما به هر حال همان پویایی ذهنی وجود دارد. کریستف کلمب در اکتشاف خود در کارائیب پری های دریایی را مشاهده کرد. آنچه او در واقع دید گاو دریایی بود. اما بدون آشنایی قبلی با این پستانداران دریایی، قدرت های شاهد عینی او به شرح واقعی تجسم افسانه یک دریانورد منجر شد، اگرچه او حداقل توجه داشت که “پری دریایی ها” کمتر از آنچه انتظار داشت جذاب بودند.
کشف یک عاج ماموت در اکتشافات اولیه اروپا در جنوب غربی آمریکا داستان های موجودی بزرگ و عجیب را با یک دندان تکی به قدری بلند به وجود آورد که مجبور بود برای خوردن دراز بکشد. شاهدان عینی مربوطه مطمئناً دندان بسیار بزرگی را درک کردند. اما پردازش مجدد و تفسیر مجدد آنها از این مصنوع، در زمانی که هیچکس نمیدانست ماموت چیست (و به هر حال فقط یک دندان داشتند)، منجر به باورهایی به موجودی کاملاً بیوجود شد که به شدت به توجه دندانپزشکی نیاز دارد (شارپس، 2024).
این تداوم روند ذهنی حتی به ویرانی گاه به گاه در علوم سخت منجر می شود. قدرتهای شاهد عینی ستارهشناس بزرگ پرسیوال لوول، در رصد سیاره صحرایی مریخ، ویژگیهای طبیعی سیاره را در سیستمی از کانالهای مصنوعی که او به معنای واقعی کلمه معتقد بود توسط مهندسان مریخی باهوش نگهداری میشود، دوباره پیکربندی کرد. کانال ها همانطور که توضیح داده شد از نظر ریاضی غیرممکن بودند. با این حال، لاول، و همچنین دیگر منجمان با مهارت ریاضی، به هر حال همه چیز را دیدند.
در حقیقت، علیرغم مشاهدات شاهدان عینی و گزارش های بسیاری از کارشناسان اولیه نجوم، حتی یک کانال در هیچ کجای سیاره سرخ یافت نمی شود. کانالها بهعنوان آنها فقط در قدرت ادراکی و تفسیری کشسان ناظرانشان یافت میشوند (شارپس، 2024).
این واقعیت که ما این سطح از تداوم ذهنی را در قلمروهای متفاوتی مانند عدالت کیفری، مشاهدههای «ماوراء الطبیعه»، کاوشهای جغرافیایی و علوم فیزیکی مشاهده میکنیم، باید روانشناسان و روانپزشکان را درنگ کند. آیا باورها و جهت گیری های ما در این زمینه، تفسیر ما از رفتارهای مشتری و بیمار را تحت تأثیر قرار می دهد؟ مطمئناً شواهدی در این مورد وجود دارد (به عنوان مثال، شارپس، 2024).
درک تداوم عمیق سیستم عصبی، و فرآیندهای ذهنی در تمام این زمینه ها، نشان می دهد که “دیدگاه پزشکی قانونی” که برای سیستم عدالت کیفری، و برای بسیاری از حوزه های علمی دیگر بسیار موثر است، ممکن است در نهایت ثابت شود. بسیار مفید است زیرا ما آن را در تحقیق و تمرین در روانشناسی نیز به کار می بریم.