21:21 - 2024/11/18

آیا چیزی را که درست در مقابل شماست از دست می دهید؟

[ad_1] منبع: Lindsey Godwin/Dall-E/استفاده شده با اجازه اوایل امسال، من با پسر نوجوانم در امتداد ساحل قدم می زدم و دلارهای شنی را شکار می کردم. ما متمرکز بر لیزر بودیم و شن‌ها را برای یافتن گنجینه‌های گرد و ظریف اسکن می‌کردیم. بیش از 20 د...

آیا چیزی را که درست در مقابل شماست از دست می دهید؟

[ad_1]

Lindsey Godwin/Dall-E/استفاده شده با اجازه

منبع: Lindsey Godwin/Dall-E/استفاده شده با اجازه

اوایل امسال، من با پسر نوجوانم در امتداد ساحل قدم می زدم و دلارهای شنی را شکار می کردم. ما متمرکز بر لیزر بودیم و شن‌ها را برای یافتن گنجینه‌های گرد و ظریف اسکن می‌کردیم. بیش از 20 دقیقه، حدود 15 مورد را پیدا کردیم، و با هیجان یافته هایمان را در حین راه رفتن مقایسه کردیم. وقتی با دوستانی که جلوتر از خودمان بودند آشنا شدیم، آنها پرسیدند: “آیا این همه خرچنگ قرمز بامزه را دیدی که روی شن ها می رقصند؟”

من و پسرم نگاه های متعجبی با هم رد و بدل کردیم. خرچنگ؟ چه خرچنگ هایی؟ ما حتی یک مورد را ندیده بودیم.

ابتدا فکر می‌کردیم که دارند متلک می‌کنند، اما وقتی قدم‌هایمان را عقب رفتیم، مات و مبهوت شدیم. شن و ماسه با صدها خرچنگ قرمز کوچک زنده بود که به داخل و خارج سوراخ‌هایشان می‌رفتند – خرچنگ‌هایی که کاملاً از دست داده بودیم، زیرا روی دلارهای شنی متمرکز شده بودیم.

این باعث تعجب من شد: هر چند وقت یکبار چیزی را که در مقابلم قرار دارد از دست می دهم، زیرا روی چیز دیگری تمرکز کرده ام؟

روانشناسی آنچه می بینیم (و نمی بینیم)

لحظه کوری ساحلی ما نمونه ادراک انتخابی است، یک پدیده روانی که در آن توجه محدود می شود و باعث می شود چیزهای دیگر را نادیده بگیریم. نه این بود که خرچنگ ها آنجا نبودند – بودند. اما من و پسرم آنقدر قصد یافتن دلارهای شنی داشتیم که به معنای واقعی کلمه ثبت نام نکردیم تا خرچنگ ها را ببینیم.

ادراک انتخابی یک شمشیر دولبه است. در حالی که تمرکز برای دستیابی به اهداف بسیار مهم است، همچنین می تواند ما را نسبت به چیزی که فعالانه به آن توجه نمی کنیم کور کند.

این پدیده به طور مشهور در نشان داده شده است گوریل نامرئی توسط کریستوفر چابریس و دانیل سیمونز. در مطالعه خود، از شرکت کنندگان خواسته شد تا یک ویدیو را تماشا کنند و تعداد دفعاتی که بازیکنان از بسکتبال عبور کرده اند بشمارند. بیشتر آنها آنقدر روی این کار متمرکز شدند که یک نفر با لباس گوریل را که در صحنه قدم می زد، کاملاً از دست دادند. غذای آماده؟ ما تمایل داریم فقط به چیزی که به دنبالش هستیم توجه کنیم و همه چیز را نادیده بگیریم.

توهم تجارت میمون در کار و زندگی

ادراک انتخابی روزانه اتفاق می افتد، اغلب بدون توجه. به عنوان مثال:

  • در محل کارمدیران ممکن است آنقدر روی دستیابی به اهداف فصلی متمرکز شوند که علائم فرسودگی شغلی در تیم خود را نادیده بگیرند. یا ممکن است نتوانند یک نوآوری مخرب را تشخیص دهند که می تواند صنعت آنها را متحول کند، زیرا مشغولیت آنها به عملیات فعلی کور شده است.
  • در زندگی شخصی ما، ممکن است به قدری روی دستیابی به یک هدف خاص تمرکز کنیم – مانند خرید خانه، کسب یک ترفیع یا برنامه ریزی برای جشن “عالی” تعطیلات – که فرصت های ارتباط، شادی یا رشد را در طول مسیر از دست بدهیم.

در حالی که تمرکز ارزشمند است، دنیای پیچیده ما چشم‌انداز وسیع‌تری را می‌طلبد. چالش ایجاد تعادل بین تمرکز و توانایی توجه به گنجینه های دیگری است که ممکن است از دست بدهیم.

چگونه می توان آنچه را که از دست دادید تشخیص داد

اگر می‌خواهیم از دام‌های ادراک انتخابی اجتناب کنیم، به استراتژی‌هایی برای گسترش آگاهی خود نیاز داریم. در اینجا سه ​​راه وجود دارد که به شما کمک می کند ببینید چه چیزی درست در مقابل شما قرار دارد:

1. مکث های عمدی داشته باشید تا دیدگاه خود را گسترش دهید

یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای پیدا کردن چیزهایی که از دست داده‌اید، مکث عمدی و اسکن محیط است. در ساحل، یک مکث ساده برای نگاه کردن از روی دلارهای شنی ممکن است زودتر خرچنگ ها را نشان دهد. در محل کار، این می تواند به این معنی باشد که در طول جلسات برای پرسیدن سؤالات گسترده تر مانند: چه چیزی را در نظر نگرفته ایم؟ چه چیز دیگری در اینجا اتفاق می افتد که ممکن است بر ما تأثیر بگذارد؟

در کتابش فکر کردن، سریع و آهستهدانیل کانمن توضیح می دهد که چگونه ذهن ما برای تمرکز بر کارهای فوری اما با بازتاب گسترده تر و آهسته تر مبارزه می کند. ایجاد لحظه ها برای گسترش عمدی تمرکز به شما کمک می کند بر این محدودیت غلبه کنید.

این را امتحان کنید: یک تایمر تنظیم کنید تا در طول هر کاری به مدت پنج دقیقه مکث کند تا در مورد آنچه ممکن است نادیده گرفته باشید فکر کنید. از خود بپرس، آیا من خیلی محدود تمرکز می کنم؟ چه اتفاقی در اطراف من می افتد که ممکن است آن را از دست بدهم؟

2. از دیدگاه های متنوع دعوت کنید

نقاط کور ما اغلب توسط تعصبات و تجربیات محدود ما شکل می گیرد. آوردن دیدگاه های تازه می تواند به شما کمک کند تا متوجه چیزهایی شوید که در غیر این صورت ممکن است از دست بدهید. در تجارت، این ممکن است به معنای دعوت از اعضای تیم از بخش‌های مختلف برای ارزیابی تصمیم باشد. در زندگی، این می تواند به این معنا باشد که از یک دوست یا مربی مورد اعتماد بخواهید که در مورد یک موقعیت نظر بگیرد.

توجه ضروری خوانده می شود

خرچنگ های ساحل برای دوستان ما واضح بود زیرا آنها روی دلارهای شنی متمرکز نبودند. دیدگاه وسیع‌تر آنها به آنها این امکان را می‌داد که متوجه آنچه ما از دست داده بودیم. همین اصل در هر زمینه‌ای صدق می‌کند—گاهی اوقات، نقطه نظر شخص دیگری می‌تواند چیزهایی را که در دید آشکار پنهان شده‌اند آشکار کند.

این را امتحان کنید: دفعه بعد که روی پروژه ای کار می کنید یا تصمیمی می گیرید، از فردی خارج از دایره نزدیک خود بخواهید که مشاهداتش را داشته باشد. آنها چه می بینند که شما نمی بینید؟

3. توجه انعطاف پذیر را تمرین کنید

در روانشناسی مفهومی به نام وجود دارد انعطاف پذیری توجه، که توانایی تغییر فوکوس بین تصویر بزرگ و جزئیات در صورت نیاز است. این مهارت به شما امکان می‌دهد در مواقع لزوم بزرگ‌نمایی کنید، اما همچنین برای دیدن چشم‌انداز وسیع‌تر، کوچک‌نمایی کنید. توسعه این انعطاف‌پذیری می‌تواند به شما کمک کند که در بینایی تونلی گیر نکنید.

یکی از راه های ایجاد این مهارت از طریق تمرین های ذهن آگاهی است. ذهن آگاهی مغز شما را آموزش می دهد تا از لحظه حال بیشتر آگاه شود و توانایی شما را برای توجه به آنچه در اطراف شما اتفاق می افتد افزایش می دهد. خواه این یک تمرین مدیتیشن روزانه باشد یا به سادگی چند نفس عمیق و مشاهده محیط اطراف خود، تمرکز حواس به گسترش حوزه آگاهی شما کمک می کند.

این را امتحان کنید: قبل از شیرجه رفتن در یک کار، دو دقیقه را صرف مشاهده محیط اطراف خود کنید. به آنچه در اطراف شما می گذرد توجه کنید – صداها، حرکات یا جزئیاتی که معمولاً ممکن است نادیده گرفته شوند.

تعادل بین تمرکز و آگاهی

همانطور که در امتداد ساحل راه می رفتم، ترکیبی از هیبت و دلتنگی مرا فرا گرفت. خرچنگ هایی که قبلاً کاملاً از دست داده بودم، اکنون همه جا را زیر پا گذاشته بودند. آنها در تمام طول مدت آنجا بودند و مسیر مشابهی داشتند – اما من بیش از حد متمرکز بودم که نمی توانستم آنها را ببینم.

این یک یادآوری قدرتمند بود که در حالی که تمرکز ضروری است، تعادل آن با کنجکاوی و آگاهی به همان اندازه مهم است. چه در جستجوی گنجینه های ساحلی، چه جادوی تعطیلات، یا به دنبال اهدافی در زندگی باشیم، نکته کلیدی این است که باز بمانیم – نه فقط به آنچه که به دنبال آن هستیم، بلکه به شادی های غیرمنتظره ای که ممکن است نادیده بگیریم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان