چند درمانگر برای تعویض لامپ نیاز است؟
فقط یکی، اما لامپ باید بخواهد عوض شود.
این معمای سبک دل، اهمیت توانمند شدن یک فرد برای تغییر را نشان می دهد تا تغییری واقعاً اتفاق بیفتد.
وقتی همه چیز سخت است، اغلب آرزو می کنیم که شرایط بدون نیاز به تغییر خودمان تغییر کند. اما بدون تمرکز فعال بر روی تغییر، ما اغلب در حال چرخیدن در اطراف فرآیندی هستیم که یا تلاش برای سرکوب مشکل (که در درازمدت جواب نمی دهد) یا تکرار عادات غیر مفید (که فقط منجر به بدبختی بیشتر می شود). حتی عاداتی مانند سرزنش مکرر خود می تواند به عنوان یک الگوی اجتنابی یا گیر کردن عمل کند، مانند زمانی که شخصی ممکن است خود را بازنده بداند که مدرسه را تمام نکرده یا این افسانه را تکرار می کند که ارزش داشتن روابط مثبت را ندارد.
چه کسی در حال درمان باشد یا نه، داشتن ایده هایی در مورد اهداف و موارد دستور کار رشد شخصی مفید است. تصمیم گیری برای ارزیابی صادقانه از آنچه اتفاق می افتد و بهترین گام بعدی چیست، امکان حرکت بیشتر به جلو را فراهم می کند. با تمرکز بر قصد و ایفای نقش فعال در تغییر، فرصتهایی برای تغییر ایجاد میشود.
بیایید چندین استعاره را بررسی کنیم که ممکن است به روشن شدن بیشتر این نکته کمک کند.
منبع: Yiğit Melih Berber / Pexels
توانمندسازی: در صندلی راننده بنشینید
بسیاری از افرادی که با استرسهای درونی و بیرونی زندگی دست و پنجه نرم میکنند، گاهی اوقات در موقعیتی قرار میگیرند که از اینکه بتوانند بر جهت حرکت رو به جلو خود تأثیر بگذارند، ناامیدتر میشوند. در حالی که به طور طبیعی ما قادر به کنترل همه چیز نیستیم، برخی چیزها را می توانیم کنترل کنیم. برای مثال، ممکن است نتوانیم رویدادهای زندگی را تغییر دهیم که منجر به یک انتقال ناراحت کننده یا تشخیصی شود که بر عملکرد روزانه تأثیر می گذارد. با این حال، ما می توانیم مسئول نحوه کنار آمدن با شرایط باشیم. در روزهای سخت، برخی از افراد از صندلی راننده خارج میشوند و روی صندلیای مینشینند که قدرت کمتری دارد. در حالی که این ممکن است برای مدتی احساس امنیت بیشتری داشته باشد یا حتی گاهی اوقات به عنوان تنها گزینه احساس شود، به طور کلی اگر به عنوان موقعیت دائمی در نظر گرفته شود، منجر به گیر کردن بیشتر می شود.
برخی از افراد ممکن است باور داشته باشند یا امیدوار باشند که یک درمانگر، شریک زندگی یا یکی از اعضای خانواده قرار است رانندگی کند و همه تصمیمات را بگیرد. با این حال، اگر گام سخت تغییر را در نظر می گیریم، یکی از اولین کارهایی که اغلب باید انجام دهیم، توسعه یا یافتن خودمختاری از نظر انتخاب حرکت صحیح بعدی است. ما میتوانیم کمک بخواهیم، کمک ناوبری داشته باشیم و در ایستگاههای استراحت استراحت کنیم، اما موفقیت ما به این بستگی دارد که مسئولیت این سفر را بر عهده بگیریم. ما ممکن است درک نکنیم که سرعت کمتر از چیزی است که میخواهیم، رادیو خراب است، یا چالههای زیادی در طول مسیر وجود داشته است. با این حال، همیشه بخشهایی از زندگی ما وجود دارد که میتوانیم بیشتر در مورد آنها مالکیت کنیم.
مزایا: حرکت در میان مرداب گل آلود
اگر در جنگل قدم می زدیم و با باتلاقی گل آلود و بدبو مواجه می شدیم، ممکن بود برای دور زدن آن، پریدن از روی آن یا کلاً اجتناب از آن، واقعاً سخت کار کنیم. اما اگر ادامه مسیر ما به جلو وابسته به سفر در این بخش از جنگل باشد، ممکن است در نهایت نیاز داشته باشیم که از میان باتلاق گل آلود عبور کنیم. ممکن است لازم باشد چکمه های لاستیکی خود را بپوشیم و یک تیرک پیاده روی را بیرون بیاوریم تا با خیال راحت از آن عبور کنیم. ممکن است کثیف شویم، لجن روی دستمان بیفتد و لاشه های پوسیده را در طول راه ببینیم. با این حال، اگر بتوانیم هدف بزرگتری را در ذهن داشته باشیم، میتوانیم راهی برای برداشتن این گامها پیدا کنیم.
هنگامی که خودمان را با به یاد آوردن هدف نهایی در آن سوی این زمین دشوار، مانند تصور آن چمنزار زیبا (یعنی بهبود زندگی یا روابط رضایتبخشتر) تشویق میکنیم، گامها میتوانند سبکتر شوند. هماهنگی با ماموریت نهایی ممکن است مراحل را به طور خودکار آسان تر نکند، اما به خاطر سپردن مزایا به جبران هزینه ها کمک می کند. هر فردی باید اهداف مورد نظر خود را برای شناخت راه خود مشخص کند تا بتواند روش خود را دریابد.
منبع: Valentin Lacoste / Unsplash
اکشن: بیرون رفتن از چاه
گاهی اوقات مشکلات زندگی ممکن است به نظر برسد که به ته چاهی تاریک و تاریک افتاده ایم. ممکن است در واقع یک نردبان ابتدایی به یک طرف وجود داشته باشد یا شاید فردی دلسوز در بالای چاه نردبانی را به داخل چاه پایین بیاورد، اما افرادی که در پایین چاه هستند معمولاً عمدتاً بر روی لغزنده بودن تمرکز می کنند. دیوارها آنها ممکن است از اینکه دهانه چاه دورتر ظاهر می شود و اینکه چگونه به نظر می رسد هیچ دستگیره آشکاری وجود ندارد احساس ناامیدی کنند.
اما تمرکز بیش از حد فقط روی چیزهایی که کار نمیکند یا اینکه یک موقعیت چقدر وحشتناک است، لزوماً به ما کمک نمیکند تا به آنچه ممکن است کارساز باشد تبدیل شویم. ما باید در نهایت تغییر دردناکی را به سمت نزدیک شدن به نردبان و شروع حرکت بلند صعودی انجام دهیم. ممکن است در ابتدا برای گرفتن محکم تلاش کنیم، ممکن است به طور دوره ای روی یک پله بلغزیم، و ممکن است از مدت زمان صعود دلسرد شویم. با این حال، تمرکز بر گامهای کوچکی که ما را به نور در انتهای آن تونل تاریک نزدیکتر میکند، باعث میشود به حرکت به سمت بالا و جلو ادامه دهیم.
منبع: برونو کلزر / Unsplash
رئالیسم: آسانسور شکسته است
وقتی کسی با بارها و مشکلات زندگی دست و پنجه نرم می کند، آرزوی یک راه حل سریع می تواند بسیار وسوسه انگیز باشد. همه ما فانتزی داریم که از کار سخت اجتناب کنیم و آرزو کنیم که سفر بهبودی به طور جادویی حل شود. اما آسانسور خراب است و ما باید از پله ها برویم. این کار کندتر و پرزحمتتر است و تلاش بسیار بیشتری میطلبد، اما اکثر پیشرفتهای عمدی، پیوسته و طولانیتر نیز از این طریق انجام میشود. و حتی اگر آسانسور به طور معجزه آسایی در دسترس باشد، ممکن است استدلال کنیم که صرفاً یک مسافر منفعل در پروازی که به سلامت وارد می شود، مضراتی وجود دارد، از جمله خطر بیشتر عود و کاهش فرصت برای پذیرش کامل احساس غرور به دست آمده در این فرآیند. .
برای پیدا کردن یک درمانگر، به فهرست درمان روانشناسی امروز مراجعه کنید.