11:42 - 2024/11/12

فرزندخواندگی یک ابزار تنظیم خانواده نیست

[ad_1] فرزندخواندگی مدت‌هاست که به عنوان راه‌حلی هم برای افرادی که به دنبال تشکیل خانواده هستند و هم برای کودکانی که به خانه نیاز دارند، در نظر گرفته شده است. با این حال، قرار دادن فرزندخواندگی به عنوان یک ابزار تنظیم خانواده، نیازهای فرز...

فرزندخواندگی یک ابزار تنظیم خانواده نیست

[ad_1]

فرزندخواندگی مدت‌هاست که به عنوان راه‌حلی هم برای افرادی که به دنبال تشکیل خانواده هستند و هم برای کودکانی که به خانه نیاز دارند، در نظر گرفته شده است. با این حال، قرار دادن فرزندخواندگی به عنوان یک ابزار تنظیم خانواده، نیازهای فرزندخواندگان و حقوق والدین مادرزادی را کاهش می‌دهد و اصول گسترده‌تر عدالت باروری را تضعیف می‌کند.

چارچوب عدالت باروری

جنبش عدالت باروری، که توسط فعالان زن سیاه پوست و بومی در دهه 1990 ابداع شد، تمرکز را از مفهوم «انتخاب» در تولید مثل منحرف می‌کند و زمینه و دسترسی را در نظر می‌گیرد. تمرکز جنبش عدالت باروری، اتصال حقوق به خدمات، با توجه به تأثیر نابرابری است (راس و سولینگر، 2017). عدالت باروری از حق داشتن فرزند، نداشتن فرزند، والدین فرزندان در محیط های امن و پایدار، و حق استقلال جنسی و آزادی جنسی حمایت می کند.

پذیرش به‌عنوان جایگزینی برای مراقبت‌های بهداشتی جامع باروری، والدین را تحت فشار قرار می‌دهد، به‌ویژه آن‌هایی که از پس‌زمینه‌های کم درآمد یا به حاشیه رانده شده‌اند، تا بر اساس نیاز اقتصادی به جای انتخاب تصمیم بگیرند. مادران متولد شده اغلب گزارش می دهند که منابع اقتصادی یا سایر منابعی که می تواند شرایط محیطی را ایجاد کند که رها کردن را به یک انتخاب واقعی تبدیل کند، ندارند (سیسون، 2002). طرفداران عدالت باروری استدلال می کنند که دسترسی به سقط جنین، پیشگیری از بارداری و منابع والدین برای اطمینان از اینکه مردم مجبور به رها کردن فرزندان خود به دلیل فقر، کمبود حمایت یا منابع نیستند، ضروری است.

فرزندخواندگی و سلامت روانی فرزندخواندگان

تحقیقات نشان می دهد که پذیرفته شدگان در مقایسه با همسالان غیر فرزندخواند خود، چالش های سلامت روان منحصر به فردی را تجربه می کنند. فراتحلیل Juffer و van Jzendoorn (2005) نشان داد که کودکانی که به فرزندخواندگی پذیرفته شده‌اند معمولاً تفاوت‌های کوچکی را در مسائل عاطفی و رفتاری در مقایسه با همسالان غیرخوانده نشان می‌دهند، و اکثر فرزندخواندگان به خوبی سازگار هستند.

با این حال، کودکان و نوجوانان به فرزندخواندگی به دلیل استرس‌های اولیه زندگی، مانند قرار گرفتن در معرض مواد، سوءمصرف و بی‌توجهی در دوران بارداری که می‌تواند بر رشد مغز مرتبط با عملکرد اجتماعی-عاطفی تأثیر بگذارد، در معرض خطر بیشتری برای مشکلات سلامت روان هستند. عوامل خطر پیش از فرزندخواندگی، به ویژه برای فرزندخواندگان مسن یا کسانی که مراقبت های طولانی مدت در سازمان دارند، با افزایش چالش های سلامت روان مرتبط هستند. به عنوان مثال، میزان اقدام به خودکشی برای نوجوانان تقریباً چهار برابر بیشتر از افراد غیرخوانده است. این روایت که کودکان به فرزندخواندگی به طور خودکار «زندگی بهتر» دریافت می‌کنند، توسط داده‌ها پشتیبانی نمی‌شود، زیرا مزایای اجتماعی-اقتصادی برای فرزندخوانده‌های سرپرستی با رفاه بهتر برابری نمی‌کند (بیل و براملت، 2014).

برخی از پذیرفته‌شدگان بزرگسال گزارش می‌دهند که تجربیات پس از فرزندخواندگی و تجربه زندگی‌شده از فرزندخواندگی می‌تواند آسیب‌زا باشد، به‌ویژه زمانی که والدین فرزندخوانده آمادگی نداشته باشند، بدرفتار یا بی‌توجه باشند. سایر تجربیات منفی شامل احساس از دست دادن، عدم تعلق و تفاوت های فیزیکی یا فرهنگی از خانواده های فرزندخوانده است (Brodzinsky, Gunnar, & Palacios, 2022).

علیرغم پیشرفت‌هایی که در درک نیازهای روانی-اجتماعی فرزندخواندگان انجام شده است، داده‌های مربوط به سلامت روانی فرزندخواندگان بزرگسال محدود است. بررسی 27 مطالعه سطوح بالاتری از افسردگی، اضطراب و اختلالات رفتاری را در میان فرزندخواندگان بزرگسال نسبت به غیر فرزندخواندگان نشان می‌دهد که نتایج آن تحت تأثیر عواملی مانند دلبستگی و سبک‌های فرزندپروری است (Melero & Sánchez-Sandoval، 2017).

فرزندخواندگی همچنین می‌تواند هویت و تعلق را مختل کند، به‌ویژه برای فرزندخواندگان فرا نژادی، که ممکن است به دلیل جدایی از خانواده، فرهنگ و قومیت بیولوژیکی، بیگانگی فرهنگی و مبارزه با هویت خود را تجربه کنند.

اجبار و فرزندخواندگی: یک مسئله بحرانی

از لحاظ تاریخی، شیوه های فرزندخواندگی در ایالات متحده شامل اجبار، به ویژه هدف قرار دادن زنان کم درآمد، مادران جوان، مادران مجرد و زنان رنگین پوست بوده است. در بسیاری از موارد، زنان تحت فشار قرار گرفته اند تا فرزندان خود را به دلیل انگ اجتماعی در مورد تک مادری، کمبود منابع مالی یا دسترسی محدود به خدمات سقط جنین به فرزندخواندگی قرار دهند.

مفهوم “تنظیم خانواده” باید افراد را برای تصمیم گیری آگاهانه و بدون اجبار در مورد فرزندپروری یا عدم فرزندپروری توانمند کند. با این حال، وقتی فرزندخواندگی به عنوان راه‌حلی برای بارداری‌های برنامه‌ریزی نشده تبلیغ می‌شود، می‌تواند افراد آسیب‌پذیر را به صورت نامحسوس تحت فشار قرار دهد تا از حقوق والدین خود چشم پوشی کنند.

پذیرش به عنوان یک بازار

وقتی فرزندخواندگی به عنوان ابزاری برای تنظیم خانواده در نظر گرفته می شود، می تواند کودکان را کالایی کند. فرزندخواندگی یک صنعت تجاری است که عمدتاً در بخش خصوصی و بدون هیچ مقرراتی انجام می‌شود، در حالی که نهادهای مختلف مانند آژانس‌ها، وکلا و دلالان نوزاد ممکن است از تحت فشار قرار دادن مادران آسیب‌پذیر برای فروش نوزادان خود درآمد کسب کنند.

فرآیند فرزندخواندگی در بسیاری از کشورها، از جمله ایالات متحده، اغلب شامل هزینه های بالا، لیست انتظار، و ترجیحات برای انواع خاصی از کودکان، مانند نوزادان یا کودکان با پیشینه های نژادی خاص است. این تقاضا محیطی شبیه بازار ایجاد می‌کند که در آن کودکان به‌عنوان منابعی برای برآورده کردن خواسته‌های والدین پذیرنده در نظر گرفته می‌شوند، نه به‌عنوان افرادی با حقوق و نیازهای خودشان.

این کالایی شدن به ویژه زمانی که شامل فرزندخواندگی بین‌المللی یا فرانژادی می‌شود، که در آن کودکان از کشورهای و فرهنگ‌های محل تولد خود حذف می‌شوند تا تقاضا برای کودکان قابل فرزندخواندگی در کشورهای ثروتمندتر برآورده شود، نگران‌کننده است. عمدتاً به این دلیل است که نرخ فرزندخواندگی بین‌المللی از سال 2015 به شدت کاهش یافته است. به دلیل نگرانی‌ها در مورد قاچاق کودکان، شیوه‌های غیراخلاقی فرزندخواندگی، و تغییر باورها مبنی بر اینکه کودکان باید با خانواده بیولوژیکی خود بزرگ شوند یا حداقل در خانواده‌شان به فرزندخواندگی پذیرفته شوند. کشور خود، برخی از کشورها از بازار بین المللی پذیرش خارج شده اند.

جایگزین های فرزندخواندگی: تقویت خانواده

به جای ترویج فرزندخواندگی به عنوان راه حل اول، جامعه باید بر ایجاد شرایطی تمرکز کند که مردم احساس نکنند به دلیل فقر یا عدم حمایت مجبور به پذیرش فرزندخواندگی نشوند.

مدل‌های مراقبت از خویشاوندی می‌توانند جایگزین‌هایی ارائه دهند که بر حفظ خانواده تأکید دارند. مراقبت خویشاوندی به کودکان اجازه می دهد تا در خانواده های گسترده خود بمانند و پیوندهای فرهنگی و خانوادگی خود را حفظ کنند، که اغلب کمتر به هویت و رفاه کودک آسیب می زند. مراقبت از خویشاوندی یک روش چند صد ساله است که اگرچه عاری از مشکلات نیست، اما گزینه ای با محوریت فرزندخواندگی برای کودکان ارائه می دهد.

چارچوب عدالت باروری ما را به چالش می کشد تا در مورد چگونگی حمایت جامعه از خانواده ها و توجه به مراقبت های بهداشتی باروری تجدید نظر کنیم. با تمرکز بر نیازها و حقوق والدین و فرزندخواندگان، می‌توانیم به سمت رویکردی عادلانه‌تر و دلسوزانه‌تر برای ساختن خانواده حرکت کنیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان