[ad_1]

یک مطالعه اخیر باعث شد به استفاده از زبان برای نشان دادن ارتباط فکر کنم. این مطالعه نشان میدهد که ما به احتمال زیاد شرکای مکالمهای را انتخاب میکنیم که شبیه ما صحبت میکنند تا متفاوت. اکنون، مطمئناً، انتخاب “شریک گفتگو” یک انتخاب کم تاثیر است، اما یکی از پیامدهای این مطالعه این است که ما افرادی را که شبیه ما صحبت می کنند سریعتر از ما دوست داریم یا به آنها اعتماد داریم. و تفاوت ها می توانند کاملاً ظریف باشند – یک کلمه اینجا یا آنجا، یک چرخش عبارت. آیا می گویید “من به تعطیلات می روم” یا “من تعطیلات را ترک کرده ام”؟ ما در تجزیه و تحلیل گفتار دیگران خوب هستیم و تصمیم میگیریم که آیا به گروههای مشابهی تعلق داریم یا نه، و بر این اساس کم و بیش دوست داریم.
یکی از اولین سخنرانیهایی که پس از ترک دفتر فرماندار در ویرجینیا نوشتم برای یک مدیر فنی بود که به استرالیا میرفت تا با یکی از بخشهای شرکتش در آنجا صحبت کند. این مدیر پیش از این هرگز به استرالیا نرفته بود و اطلاعات کمی در مورد این فرهنگ داشت. او نمی خواست ناخواسته پایش را در چیزی بگذارد که باعث بد جلوه دادن HQ (و خودش) شود.
ما بحثهای زیادی در مورد اینکه آیا سعی کنیم برخی از استرالیاییگراییها را در سخنرانی معرفی کنیم یا نه، داشتیم. خطر این بود که ممکن است اشتباه کنیم و سخنران من شبیه یک احمق به نظر برسد. پاداش این بود که ما ارتباط نزدیک تری با مخاطب برقرار می کردیم. ما تلاش برای باندینگ را انتخاب کردیم، و خوشحالم که بگویم دقیقاً همین کار را انجام دادیم، زیرا گزارشهایی که از پایین دریافت کردم نشان میداد که بلندگو من یک کشش پنج ویکت، یا همان طور که در ایالات متحده می گوییم یک خانه اجرا می شود. تماشاگران عاشق گرایی های استرالیایی او بودند.
افشای کامل: در حین کار بر روی سخنرانی با یکی از دوستانم تماس گرفتم – یک استرالیایی که اتفاقاً در شهری که سخنرانی در آن برگزار می شد زندگی می کرد – و توانستم استفاده از زبان ارتباطی با او را بررسی کنم. تحقیق در آن زمان مهم بود و امروز نیز مهم است!
مطالعه دیگری که تقریباً یک دهه پیش انجام شد، قدرت مشابهی را در ایجاد ارتباط از طریق ایدهها و تبادل اطلاعات نشان داد و نشان داد که شما در مورد چیزهای مشابه دانش به اشتراک میگذارید. شما هر دو آتش نشان هستید، یا طرفدار تیلور سویفت، یا هر دو دوست دارید با آن تخم مرغ سبز کباب کنید. دوست من کریس توف این را “مسابقه به وسط” می نامد، همانطور که در میانه ای که شما به اشتراک می گذارید. یافتن وابستگی های متقابل میانبر خوبی برای ایجاد اعتماد است، زیرا ما به طور غریزی معتقدیم که اگر در اشتیاق من برای فلفل چیلی واقعا تند شریک هستید، فرض کنید باید فرد خوبی باشید. این کاملاً منطقی نیست، اما یک جایگزین خوب و سریع برای فرآیند بسیار طولانی تر ایجاد اعتماد پایدار است.
درک قدرت وابستگی زبان به ما به عنوان سخنرانان، معلمان یا رهبران اجازه می دهد تا با انجام تکالیف خود و یافتن برخی اصطلاحات یا عبارات رایج که احتمالاً از آنها استفاده می کنند، با مخاطبان، دانش آموزان و کارمندان خود اعتماد ایجاد کنیم. من پیشنهاد میکنم که با سوپر مد روز همراهی نکنید، زیرا زبان عامیانه همیشه مد میشود و از مد میافتد و احتمالاً اشتباه میکنید. فقط به کلمات ساده پایبند باشید، مثلاً اینکه افراد شما استراحت از کار را “تعطیلات” یا “تعطیلات” می نامند. از کلماتی استفاده کنید که احتمالاً مخاطبان شما از آنها استفاده می کنند و آنها متوجه خواهند شد که شما قابل اعتمادتر، قابل قبول تر و شایسته توجه آنها هستید.
نگران نباش، رفیق؛ حق با او خواهد بود
(با پوزش از مارتین جی مور.)
[ad_2]