چه برای آن آماده باشید یا نه، درد از دست دادن فرزند به مرور زمان کاهش می یابد. فقط انجام می دهد. چسبندگی آن کمتر می شود. هنوز هم درد دارد، و زمانی که مراجعه میکند، همچنان میتپد، اما به شدت آن روزهای تاریک اولیه نیست. درد دیگر همراه همیشگی شما نیست.
اوضاع راحت تر خواهد شد با گذشت ماه ها (و سال ها)، دیگر هر روز گریه نمی کنید. شما به عنوان یک انسان نیمه کارآمد در دنیا هستید. مه غم کم کم از بین میرود و دوباره به وضوح میبینی. برق زندگی کم کم به چشمان شما باز می گردد.
این چیز خوبی است، اگرچه احتمال خوبی وجود دارد که احساس خوبی نداشته باشد. چطور ممکن است؟ هیچ چیز هرگز نمی تواند فرزند شما را برگرداند، و با این حال، کم کم یاد می گیرید که با واقعیت از دست دادن خود کنار بیایید و بپذیرید. واقعیت هنوز نیش می زند، اما دیگر خون نمی کشد، و در عین حال، چشم انداز خوشبختی شما دوباره در تصویر شناور شده است.
برداشتن گام های مثبت
شما واقعاً از اینکه چنین احساسی دارید متعجب می شوید زیرا برای طولانی ترین زمان، این حتی یک گزینه هم نبود. شما به بقیه عمرتان اهمیت نمی دادید، زیرا احساس می کردید که زندگی شما به پایان رسیده است، درست مانند آنچه برای فرزندتان است. وقتی به روزهای اولیه غم و اندوه خود نگاه می کنید و آن را با احساس خود یک سال بعد مقایسه می کنید، واقعاً شگفت انگیز است که چقدر پیشرفت کرده اید.
هنوز راهی برای رفتن دارید، اما در حال رسیدن به آن هستید.
شما قدم های مثبتی برداشته اید و جهش های بزرگی به جلو داشته اید. شما با بسیاری از چیزهایی که شما را آزار می دهد و چیزهایی که به خودتان تحمیل کرده اید آشتی کرده اید. شما دست به کار شده اید و با چیزی که بیشتر از همه شما را می ترساند روبرو شده اید. شما اکنون یک جنگجوی بی باک هستید که در راه رفتن در میان آتش مهارت دارد.
امید نور است
در اصل، دو اتفاق افتاده است که بازی را تغییر می دهد. اولین مورد این بود که متوجه شوید که شما اکنون یک انتخاب دارید که چگونه به جلو حرکت کنید. (یادآوری: وقتی نوبت به غم و اندوه می رسد، شما جلو نمی روید، بلکه به جلو می روید.) شما دیگر در اتوپایلوت نیستید. شما کنترل را در دست دارید، شاید برای اولین بار پس از مرگ فرزندتان. اینکه کجا می روید و از اینجا چه کاری انجام می دهید کاملاً در دستان خودتان است.
دومین چیز یک پاداش غیرمنتظره برای کنترل زندگی شماست، ظهور دوباره یکی از کلمات چهار حرفی مورد علاقه من – امید! امید نوری است در انتهای تونل غم امید باعث می شود منتظر روز بعد باشید. امید شفای قلب شماست همانطور که پسرم راب میگفت: “امید دوپینگ است!”
و پس از بازگشت، برای نگهداری وجود دارد. دیگر هرگز نمی توانید امید خود را از دست بدهید زیرا برای بازگرداندن آن سخت تلاش کرده اید. یک لحظه آن را در نظر بگیرید و در حالی که در آن هستید، به خودتان وسایلی برای تحمل آنچه که اکثر مردم فکر می کنند غیرقابل تحمل است، بدهید. چیزی که آن مردم نمی دانند این است که شما واقعاً هیچ انتخابی نداشتید. اما این به هیچ وجه سفر چشمگیر بقا و بهبودی شما را کم نمی کند.
خوب، پس این خبر خوب است، و وقتی به آن طرف تونل غم و اندوه رسیدید، واقعاً هیچ خبر بدی وجود ندارد. با این حال، من پیشنهاد نمیکنم که از اینجا به بعد همگی رنگینکمانهای خاطرهای زیبا و آبنباتهای شیرین «دلتنگت» هستند. شما همچنان درد خواهید داشت، همچنان گریه خواهید کرد و هنوز روزهایی وجود خواهد داشت که دلتان برای چیز وحشتناکی برای فرزندتان تنگ می شود.
درد دیگر تداوم نخواهد داشت
اما شما می توانید درد را به گونه ای مدیریت کنید که قبلاً نمی توانستید. میگذارید روی شما بشوید و بعد اشکهایتان را خشک کنید، شام بخورید، تلویزیون تماشا کنید و شب راحت بخوابید. درد دیگر ادامه نخواهد داشت زیرا شما اجازه نمی دهید.
درد فقط یادآوری این است که چقدر فرزندتان را دوست داشتید.
قسمت بعدی سفر غم و اندوه شما در انتظار است. و در مقایسه با آنچه قبلاً تجربه کرده اید، این یک تکه کیک است (به احتمال زیاد غذای فرشته). بر پذیرش واقعیت از دست دادن شما و انتخاب نوعی شادی تمرکز می کند که اجازه می دهد نور با تاریکی همزیستی کند. این در مورد حفظ ارتباط پایدار با فرزندتان است و در عین حال معنای زندگی کامل و معنادار را دوباره یاد می گیرید. این در مورد بیرون آمدن از آن سوی جهنم متحول شده است. این در مورد فوق العاده شدن است.