والدین دوست دارند فرزندانشان سرسخت و انعطاف پذیر بزرگ شوند. آنها می دانند که با افزایش سن، با افزایش تعداد نقاط احتمالی شکست و ناامیدی، زندگی پیچیده تر می شود. بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که فرزندانمان را آموزش دهیم تا بر سختی ها غلبه کنند و خودشان را به جلو ببرند، حتی زمانی که شرایط به نفع آنها نیست.
ذهنیتی که چنین واکنشی را به شکست هدایت می کند، «ذهنیت رشد» نامیده می شود. ذهنیت رشد که در اصل توسط روانشناس کارول دوک ابداع شد، به ارزش دادن به کار سخت، تلاش و پشتکار به عنوان عوامل تعیین کننده موفقیت اشاره دارد. وقتی فردی با طرز فکر رشد شکست می خورد، فکر نمی کند که “من به اندازه کافی خوب نیستم.” آنها فکر می کنند، “دفعه بعد باید بیشتر تلاش کنم.”
اگرچه به راحتی می توان پیشنهاد داد که پرورش این طرز فکر فقط یک موضوع تغییر چند فکر است، اما واقعیت این است که طرز فکر رشد توسط محیطی که فرزند شما در آن قرار دارد – یعنی همسالان، مربیان و والدین او – شکل می گیرد.
کمک به فرزندان خود برای ایجاد ذهنیت رشد – دیدگاهی که چالش ها را در بر می گیرد و توانایی ها را به عنوان ویژگی هایی می بیند که می توانند در طول زمان رشد کنند – می تواند در زندگی آنها تغییر کند. این طرز فکر باعث ایجاد انعطاف پذیری و پشتکار می شود و عشق به یادگیری و خودسازی را پرورش می دهد. در اینجا نگاهی به 6 گام علمی داریم که می توانید برای کمک به القای این طرز فکر ارزشمند در فرزندان خود بردارید.
1. تمرکز بر تلاش، نه فقط نتایج
یکی از پایههای ذهنیت رشد، ارزشگذاری فرآیند بر محصول است. وقتی کودکان صرفاً به خاطر موفقیت ها یا استعدادهای ذاتی شان مورد تحسین قرار می گیرند، ممکن است ذهنیت ثابتی در آنها ایجاد شود. آنها ممکن است فکر کنند که به دلیل توانایی ذاتی و نه تلاششان در کاری “خوب” هستند، که می تواند آنها را از رویارویی با چالش های جدید منصرف کند.
برای تقویت ذهنیت رشد، بر تلاش، پشتکار و استراتژی ها تاکید کنید. به عنوان مثال، به جای گفتن “تو خیلی باهوشی”، سعی کنید، “من به این افتخار می کنم که چقدر روی این کار زحمت کشیدید.” این امر تمرکز آنها را از “هوشمند” بودن به کسی که سخت کار می کند تغییر می دهد، کلیدی برای باز کردن انعطاف پذیری. تحقیقات نشان میدهد که تصدیق تلاش به جای استعداد ذاتی، انعطافپذیری و پشتکار را افزایش میدهد، زیرا کودکان یاد میگیرند که موفقیت چیزی است که میتوانند بهجای چیزی ثابت کار کنند (Dweck, 2006).
2. اشتباهات را به عنوان فرصت های یادگیری عادی کنید
ترس از شکست اغلب کودکان را عقب نگه می دارد. با تغییر تمرکز از موفقیت به یادگیری، می توانید به فرزندان خود کمک کنید اشتباهات را به عنوان بخشی از روند رشد ببینند. هنگامی که آنها با شکست مواجه می شوند، آشکارا در مورد آن بحث کنید. بپرسید، “چه چیزی می توانید از این تجربه بیاموزید؟” یا “چگونه ممکن است دفعه بعد به این موضوع متفاوت برخورد کنید؟”
این دیدگاه به کودکان می آموزد که چالش ها را به عنوان بخشی ضروری از بهبود بپذیرند. میتوانید با به اشتراک گذاشتن داستانهایی از افرادی که با پشتکار به موفقیت رسیدهاند، این موضوع را تقویت کنید و به آنها یادآوری کنید که حتی بهترینها هم اشتباه میکنند. به عنوان مثال، راجر فدرر، یکی از بزرگان تمام دوران تنیس، یاد گرفت که انتقاد از خود را کنار بگذارد و هر باخت را به عنوان یک فرصت یادگیری ببیند و در نهایت عملکرد و اعتماد به نفس او را تقویت کرد.
3. آموزش قدرت “هنوز”
افزودن «هنوز» به یک بیانیه، آن را از شکستپذیر به خوشبینانه تبدیل میکند. برای مثال، اگر فرزندتان میگوید: «من نمیتوانم این کار را انجام دهم»، او را تشویق کنید که «هنوز نمیتوانم این کار را انجام دهم» بیان کند. این تغییر کوچک تأثیر روانی قابل توجهی دارد. تاب آوری را تقویت می کند و به آنها کمک می کند تا تشخیص دهند که مبارزه فعلی آنها توانایی های آینده آنها را تعیین نمی کند. با گذشت زمان، تلاش و تمرین، آنها می توانند بهتر شوند.
این تکنیک به کودکان کمک می کند تا تفکر خود را تغییر دهند و استرسی را که در مورد عملکرد فوری احساس می کنند کاهش می دهد. این امر تقویت می کند که توانایی های آنها ثابت نیست، بلکه می تواند با کار سخت و پشتکار توسعه یابد.
4. محیطی ایجاد کنید که پایداری را تشویق کند
محیط کودک شما نقش مهمی در شکل دادن به طرز فکر او دارد. حمایت، ساختار و تشویق مناسب میتواند پایداری را تقویت کند.
به عنوان یک والدین، می توانید با تعیین اهداف واضح و قابل دستیابی و جشن گرفتن پیشرفت به سمت آنها، این محیط را ایجاد کنید. کارهای بزرگتر را به بخش های کوچکتر و قابل مدیریت تقسیم کنید تا در این مسیر موفقیت را تجربه کنند.
5. مراقب زبان و بازخورد باشید
زبانی که با فرزندانتان استفاده می کنید، باورهای آنها را شکل می دهد. تغییرات کوچک می تواند تأثیر عمیقی داشته باشد. به عنوان مثال، از برچسب زدن به آنها به عنوان “استعداد طبیعی” در زمینه های خاص اجتناب کنید، زیرا این ممکن است منجر به یک ذهنیت ثابت شود که در آن آنها از مناطقی که فوراً در آنها برتری ندارند اجتناب کنند. درعوض، عباراتی مانند «شما برای این موضوع خیلی سخت کار کردید، و این نشان میدهد» یا «استراتژی شما در اینجا مؤثر بود» را تشویق کنید.
در ارائه بازخورد سازنده، به جای ویژگی هایی مانند هوش یا استعداد، روی حوزه هایی تمرکز کنید که می توانند کنترل کنند – مانند رویکرد، تلاش یا برنامه ریزی آنها. این به آنها کمک میکند تا بهبود را بهعنوان یک موضوع هوشمندانهتر و سختتر کار کنند، نه یک عامل توانایی ذاتی.
6. یک ذهنیت رشد را در زندگی خود مدل کنید
بچهها ناظران مشتاقی هستند و یکی از بهترین راهها برای القای ذهنیت رشد، الگوبرداری از آن است. به آنها نشان دهید که چگونه با مشکلات برخورد می کنید، به چالش ها برخورد می کنید و مهارت های جدید یاد می گیرید. هنگام مواجهه با مشکلات، روند فکر خود را به اشتراک بگذارید. به عنوان مثال، اگر با یک کار جدید دست و پنجه نرم می کنید، از طریق روش خود صحبت کنید: “من با این کار مشکل دارم، اما می دانم که اگر روی آن کار کنم، بهتر می شوم.”
دیدن شما با صبر، خوش بینی و انعطاف پذیری به چالش ها می آموزد که می توانند همین کار را انجام دهند. علاوه بر این، در مورد اشتباهات خود باز باشید. این ایده را عادی می کند که همه – کودکان و بزرگسالان به طور یکسان – می توانند در طول زمان یاد بگیرند و پیشرفت کنند.
ساختن ذهنیت رشد یک سفر است
پرورش ذهنیت رشد در مورد ایجاد یک تشویق دائمی برای مثبت اندیشی نیست، بلکه ایجاد پایه ای از انعطاف پذیری، کنجکاوی و عشق به یادگیری است. این در مورد آموزش به کودکان است که آنها بر پیشرفت خود کنترل دارند و آنها را تشویق کنید که به جای دوری از چالش ها، به سمت چالش ها گرایش پیدا کنند.
با حمایت مداوم، بازخورد متمرکز بر تلاش و الگوبرداری از شما، کودک شما به تدریج اعتماد به نفس پیدا می کند تا شکست ها را به عنوان پله هایی برای رشد ببیند. این سفر زمان میبرد، اما این یکی از بزرگترین هدایایی است که میتوانید بدهید—ذهنی که به آنها قدرت میدهد تا به یادگیری و رشد ادامه دهند، مهم نیست که زندگی چه چیزی را در راه است.