نگه داشتن قدیمی
[ad_1] “خلاقیت را می توان به عنوان رها کردن یقین توصیف کرد.” – گیل شیهی تغییر مربوط به عدم قطعیت است. ما به آنچه می دانیم محکم می چسبیم و نسبت به ناشناخته ها احساس اضطراب می کنیم. توانایی حرکت از گذشته برای برخی دشوار اس...
[ad_1] “خلاقیت را می توان به عنوان رها کردن یقین توصیف کرد.” – گیل شیهی تغییر مربوط به عدم قطعیت است. ما به آنچه می دانیم محکم می چسبیم و نسبت به ناشناخته ها احساس اضطراب می کنیم. توانایی حرکت از گذشته برای برخی دشوار اس...
[ad_1]

“خلاقیت را می توان به عنوان رها کردن یقین توصیف کرد.” – گیل شیهی
تغییر مربوط به عدم قطعیت است. ما به آنچه می دانیم محکم می چسبیم و نسبت به ناشناخته ها احساس اضطراب می کنیم. توانایی حرکت از گذشته برای برخی دشوار است و برای برخی دیگر گزینه ای نیست. آن تجربه جدید به نظر خارجی و دور از دسترس است. برخی حتی موارد جدید را ترسناک یا تهدید کننده خواهند دید.
چگونه با آنچه نامشخص و ناآشنا است کنار بیایم؟ به نظر می رسد که آن کار جدید خیلی سخت است که ذهنم را درگیر کنم. آن رابطه جدید بسیار چالش برانگیز به نظر می رسد. شاید فقط باید وضعیت موجود را حفظ کنم. من می دانم اینجا چه کار می کنم. من در مورد حضور در آنجا مطمئن نیستم. چرا باید تغییر کنم؟
اینها افکار رایجی هستند که همه ما تجربه می کنیم. با این حال، این افکار و احساسات ما را از انجام تغییرات ضروری در زندگی خود باز می دارند. نگه داشتن چیزهای قدیمی و آشنا قدرتمند است اما همیشه قدرتمند نیست. چگونه پیش برویم؟
قطعیت ها
قطعیت های زندگی چیست؟ “تنها دو قطعیت در زندگی، مرگ و مالیات است” شناخته شده است که در نامه ای از بنجامین فرانکلین در سال 1789 به ژان باتیست لروی، دانشمند برجسته فرانسوی سرچشمه گرفته است. چرا ما اینقدر درگیر داشتن اطمینان در زندگی خود هستیم؟ آیا از عدم اطمینان می ترسیم؟ به نظر می رسد که ما هستیم.
وقتی فقط با چیزهایی که می دانیم احساس راحتی می کنیم، چگونه رشد می کنیم؟ رشد بدون سفر به سمت ناراحتی اتفاق نمی افتد. مبارزه رشد ما، در اصل، آنچه را که هستیم، و مهمتر از آن که در حال تبدیل شدن هستیم، گسترش می دهد. همانطور که ما از آشنا به مناطق جدید و ناشناخته منتقل می شویم، خود جدید خود را در آغوش می گیریم.
تنها با انتخاب ترک قدیمی و حرکت به سمت جدید، رشد را تجربه خواهیم کرد. ابهامات زندگی اکنون کمتر تهدید کننده شده است. نامطمئن کمتر بازدارنده می شود. آیا پرواز در فضا با سرعت 67000 مایل در ساعت یا 18.5 مایل در ثانیه، بر روی سنگ سوم از خورشید به هر حال قطعیت را به چالش نمی کشد؟
ابهام
ابهام ذهن از عدم تصمیم گیری و سردرگمی حمایت می کند. جالب است که وقتی ما ابهام خود را حفظ می کنیم، وضعیت موجود را تقویت می کنیم، که ما را در قدیم نگه می دارد و ما را از جدید دور می کند. ابهام یک عامل بازدارنده برای تغییر است.
بهترین برنامه ریزی های ما که هرگز به نتیجه نمی رسند اغلب به دلیل قدرتی است که به ابهام خود می دهیم. تبدیل به یک استراتژی اجتناب می شود؟ اهمال کاری نیز ابهام در مبدل است. «این همان چیزی است که هست»، ابهام در بهترین حالت، به نمایشی از بی تفاوتی تبدیل می شود. ابهام تبدیل به یک برنامه تعمیر و نگهداری قدیمی برای به تاخیر انداختن جدید می شود.
ناامیدی مثبت (1)
“سرخوردگی، اگرچه گاهی اوقات دردناک است، بخش بسیار مثبتی از موفقیت است.” -بو بنت
تجربه انسانی با انبوهی از انتظارات همراه است. انتظارات از افراد، چیزها و نتایجی که به ناچار منجر به ناامیدی های متعدد می شود. چرا این درست است؟ شاید به این دلیل که بسیاری از انتظارات از زندگی خارج از کنترل ما هستند. این انتظارات فراتر از توانایی ما برای تغییر یا تأثیرگذاری است.
حتی اگر در سبک زندگی خود بسیار شایسته و کارآمد باشیم، لحظاتی وجود خواهد داشت که خارج از کنترل ما هستند. نادیده گرفتن تشخیص ناتوانی در کنترل شرایط زندگی، ما را در ناامیدی های خود و احتمالاً رفتار مبهم خود شریک جرم می کند.
وسواس سرسختانه در مورد موانع زندگی می تواند فرد را به الگویی از ناامیدی های خودساخته سوق دهد. چگونه می توانیم یک تغییر رشد مثبت از این ادراکات منفی ایجاد کنیم؟
«یاد بگیرید چگونه ناامیدی را به شیفتگی تبدیل کنید. بیشتر شیفته زندگی می شوید تا اینکه از زندگی ناامید شوید.» -جیم ران
شیفتگی
شیفتگی را به عنوان تعقیب ناشناخته ها در نظر بگیرید. این پیگیری ممکن است شما را به دروازه مهم و حیاتی خودآگاهی برساند. اکثر مردم ناامیدی را به عنوان احساس نوعی انسداد توصیف می کنند. کمی شبیه گیر افتادن در ترافیک و جایی برای فرار نیست.
با تعقیب منبع آن انسداد، ممکن است پنجرههای بستهای از فرصت را برای یادگیری در مورد خودتان باز کنید. به عنوان مثال: آن دوست ادعایی که در یک زمان حیاتی شما را ناامید می کند ممکن است محدودیت های دوستی شما را آشکار کند. این نشان می دهد که گاهی اوقات انتظارات شما از مردم با واقعیت همخوانی ندارد.
شیفتگی به معنای غرق شدن در کار است. این درگیری کامل از خود اراده، انرژی منفی را به سمت مثبت هدایت می کند. از طریق پذیرش چالشهای هر ناامیدی، ما به سمت رشد حرکت میکنیم. و رشد همیشه کمی ناراحت کننده است.
تغییر دهید
“تغییر اجتناب ناپذیر است. رشد اختیاری است.» -جان ماکسول
ما می دانیم که سرخوردگی، به دلیل ماهیت خود، عامل تغییر است. وقتی ناامیدی به اوج خود می رسد، انگیزه انتقال به وضعیت بهتر را داریم. این می تواند جوهره یک تجربه رشد بالقوه باشد.
از طریق تجربه رشد ما به احتمال زیاد مجبور خواهیم شد آشنایی را کنار بگذاریم. دور شدن از این الگوهای آشنایی ناخوشایند اما ضروری خواهد بود. تجزیه و تحلیل هزینه و فایده حرکت از دیدن موانع به دیدن چالش ها، احساسات برجسته ای از خودکنترلی ایجاد می کند که معمولاً در ناامیدی وجود ندارند.
در آغوش گرفتن تغییر
برای حرکت رو به جلو باید اعتماد به نفس داشت. اغلب، مردم «دو سنت» خود را در مورد آنچه که فکر می کنند باید در زندگی خود انجام دهید به شما می دهند. اگر نگران این هستید که دیگران چگونه شما را درک می کنند، انجام کاری بر خلاف ارزش ها یا شهود خود آسان است. معمولاً توصیه هایی که افراد می کنند بر اساس موقعیت یا تجربه شخصی خودشان است و لزوماً مربوط به موقعیت شما نیست.
گاهی اوقات خود کارآمدی ضعیف با این باور ما روبرو می شود که واقعاً می توانیم تغییر لازم را ایجاد کنیم. اغلب احساس تسلط افراد و/یا اشتباهات گذشته آنها را آزار می دهد. اگر اشتباه «احمقانه» دیگری مرتکب شوم چه؟ به طور معمول، مشکل با آن این است که ما منجمد می شویم، به این معنی که هیچ تصمیمی گرفته نمی شود. این نیز یک تصمیم است، و می تواند شما را از قلاب خارج کند زیرا هیچ اقدامی انجام نشده است. سرزنش دیگران به جای درونی کردن و مسئولیت پذیری ممکن است به دنبال داشته باشد.
یک نتیجه همیشه به دنبال دارد. بسیاری از اوقات، مردم به انتخاب های قبلی نگاه می کنند و با نگاهی به گذشته متوجه می شوند که باید راه دیگری را طی می کرد. اما نگاه به گذشته معمولاً منصفانه یا مهربانی با خودتان نیست. فرد اغلب تمام شرایط اطراف را که باعث شده انتخاب کنید، فراموش می کند. معمولاً، شخص در لحظه، بهترین نتیجه را در آن زمان انتخاب میکند و هزینهها و منافع را میسنجید. درک ارزش های انتخابی که در آن لحظه انجام می دهید مهم است.
“جدید”
ما نمیتوانیم با باقی ماندن همان چیزی که هستیم، به آنچه میخواهیم تبدیل شویم.» -مکس دوپری
وقتی ناامیدی به امری آشنا تبدیل می شود، هنجارهای پاسخی که به سمت آن حرکت می کنیم عبارتند از خشم، افسردگی و اضطراب. با به چالش کشیدن این الگوهای پاسخ ناسالم، ما شروع به پذیرفتن گسترش همگامتر خود و حرکت مثبت به سمت جدید میکنیم.
ما دیگر اسیر ارتباط بزرگ شده داخلی خود با سرخوردگی یا وضعیت موجود نیستیم. به نظر می رسد تحرک لازم برای تغییر واکنش های تند زانو ترکیبی از درگیر شدن در پاسخ های چالش برانگیز همراه با شیفتگی برای کشف خود است. این ویژگی ها را به حرکت درآورید و رشد شخصی به دنبال خواهد داشت!
[ad_2]