منبع: تصویر کله از پیکسابای
عدم اطمینان، برای اکثر انسان ها، تجربه و کنار آمدن با آن بسیار دشوار است. همانطور که من این را می نویسم، تنش ها در اینجا در ایالات متحده در روز قبل از انتخابات بسیار بالا است و بسیاری از مردم برای مدتی طولانی در یک وضعیت استرس مزمن بوده اند. به نظر می رسد تفرقه در اوج خود است، حداقل در تمام سال هایی که در طول عمرم به یاد دارم. بسیاری از مردم به دنبال راه هایی برای مقابله با روزهای آینده و فراتر از آن هستند. چه ترس از عدم اطمینان در مورد انتخابات را تجربه کنید، یا در سایر زمینه های عدم اطمینان در زندگی خود، در اینجا سه مرحله برای کار با استرس عدم اطمینان وجود دارد که به نظر من بسیار مفید است.
مرحله اول: دو جعبه
تصور کنید که شما دو جعبه دارید – یکی جعبه لحظه حال (پر از چیزی است که در حال حاضر اینجا وجود دارد) و دیگری یک جعبه آینده (پر از هر نگرانی احتمالی شما در مورد آینده). برای اکثر مردم، جعبه آینده ما بسیار بزرگتر از جعبه لحظه حال ما است. تصور کنید محتویات هر دوی آن جعبه ها را در وسط اتاق ریخته اید. این می تواند بسیار طاقت فرسا باشد، و به خصوص به این دلیل که بیشتر موارد ممکن است اتفاق افتادن در آینده چیزی نیست که بتوانیم در این لحظه با آن کنار بیاییم (زیرا الان اتفاق نمی افتد).
بنابراین ابتدا بپرسید: الان واقعاً چه اتفاقی میافتد؟ الان اینجا چیه؟
سوال دوم، آیا ممکن است در آینده اتفاقی بیفتد که بتوانم امروز نمایندگی شخصی داشته باشم؟
برای کار با این، به کادر آینده نگاهی بیندازید و ببینید آیا چیزی در آن وجود دارد که واقعا بتوانید امروز/این هفته درباره آن کاری انجام دهید – به عنوان مثال، آیا چیزی وجود دارد که بتوانید در حال حاضر روی آن اقدام کنید؟ به عنوان مثال، شما نمی توانید آینده انتخابات را کنترل کنید، اما می توانید رای خود را بدهید تا صدای شما اهمیت پیدا کند. میتوانید انتخاب کنید که به سازمانهایی بپیوندید که برای مسائلی که به آنها اهمیت میدهید و به شما امکان میدهند در جامعه خود و فراتر از آن تغییر ایجاد کنید. اگر با عدم قطعیت یک موضوع سلامتی سر و کار دارید، ممکن است امروز تحقیقاتی را انجام دهید تا یک دکتر برای نظر دوم پیدا کنید، یا رفتارهای سبک زندگی را انتخاب کنید که ممکن است به بهبود بدن شما کمک کند.
هر چیزی را از جعبه آینده به جعبه لحظه حال خود منتقل کنید فقط اگر اکنون می توانید آژانس داشته باشید. اگر نه، آن را در جعبه آینده نگه دارید. فعلاً درب آن جعبه را بگذارید. گهگاه به نگاه کردن به آن جعبه ادامه دهید و اگر/در صورت بروز چیزهایی که باید به جعبه لحظه حال شما منتقل شوند، این کار را انجام دهید.
اکنون، بر آنچه در جعبه لحظه حال شماست تمرکز کنید. (تلاش برای کنار آمدن با این و همه چیزهایی که در جعبه آینده شما در همان زمان است بیش از حد قابل رسیدگی است). جعبه لحظه حال ما کارآمدتر است.
به مرحله دو بروید.
مرحله دوم: شماره گیری
وقتی سیستم عصبی ما نشانههای قوی تهدید را حس میکند، سیستم عصبی خودمختار ما میتواند ما را به جنگ، پرواز یا منجمد کردن انرژی سوق دهد – استراتژیهای بقای تکاملی که به اجداد ما کمک کرد تا از تهدیدات خارجی مانند ببرهای دندان شمشیر جان سالم به در ببرند. این می تواند در بدن ما به صورت ناامیدی، خشم، ترس، اضطراب، خشم، غرق شدن، خاموش شدن و غیره ظاهر شود. ممکن است دید تونلی، تمرکز محدودی از توجه، احساس انزوا و/یا شاید احساس درماندگی یا تسلیم شدن داشته باشیم. . مواقعی وجود دارد که این منابع درونی میتوانند مفید باشند (مثلاً به ما اطلاع دهند که نکته مهمی وجود دارد که باید به آن توجه کنیم، اگر نیاز به دفاع فیزیکی از خود داریم، از ما محافظت میکند). اما اغلب در مواجهه با استرس مزمن، گویی شمارهگیر ما در این حالتهای بقا/محافظت گیر میکند. مشکل این است که از این مکان، ما از بسیاری از منابع درونی دیگری که در اختیار داریم، مانند چشم انداز، دیدن یک تصویر بزرگ، حل مسئله، خلاقیت، شفقت، شفقت به خود و احساس ارتباط و ارتباط متقابل با دیگران، قطع شده ایم. دیگران
خوشبختانه، در این شمارهگیر، علاوه بر مدارهای بقا/محافظت، مدارهای پررونق/اتصال داریم که میتوانیم به آنها شمارهگیری کنیم. هنگامی که سیستم عصبی ما نشانه های ایمنی کافی را حس می کند، بخش دیگری از سیستم عصبی ما آنلاین می شود (با واسطه عصب واگ شکمی ما) که به ایجاد تعادل فیزیولوژیکی بیشتر کمک می کند. از این مکان سیستم عصبی منظم تر، ما به انواع مختلفی از منابع (همانطور که در بالا ذکر شد) دسترسی داریم که اغلب می توانند برای مقابله با چالش های امروزی مفید باشند.
پس چگونه میتوانیم بیشتر از این انرژی تنظیمشده، حتی در مواجهه با ترس، نگرانی یا تهدید استفاده کنیم؟
اول، ما می توانیم توجه و قصد را به وضعیت خودمختار خود جلب کنیم. میتوانیم بپرسیم: من در کجای شمارهام هستم – آیا در وضعیت بقا/محافظت هستم یا در وضعیت شکوفایی و ارتباط منظمتری هستم؟ ما با ملاقات با خود در جایی که هستیم شروع می کنیم. احساس ترس و سایر احساسات قابل درک است. ما مجبور نیستیم خود را به حالت مثبت مجبور کنیم.
اما می توانیم بپرسیم: آیا این ایالت همان ایالتی است که بهترین منابع را برای رویارویی با چالش هایم در اختیار من قرار می دهد؟ اگر نه، چه کاری می توانم انجام دهم تا تعادل بیشتری در سیستم عصبی خود ایجاد کنم؟ این می تواند برای همه متفاوت به نظر برسد. برای برخی ممکن است مراقبه باشد. برای دیگران ممکن است پیادهروی، تماس با یک دوست، حضور در طبیعت یا انجام یک فعالیت متمرکز باشد که تسکیندهنده، آرامبخش است یا به تمرکز حواسآمیز کمک میکند. صرف چند دقیقه برای آرام کردن و تسکین سیستم عصبی می تواند به ما کمک کند تعادل بیشتری داشته باشیم. از اینجا، ما مجهزتر هستیم تا ببینیم در لحظات بعدی به چه چیزی نیاز داریم.
مرحله سوم: فانوس دریایی
فانوس دریایی نوری است که به هدایت کشتی ها به بندر امن کمک می کند، حتی در میانه طوفان ها و زمانی که ممکن است از مسیر منحرف شوند. در میان چیزی که شبیه تاریکی است، میتوانیم از خود بپرسیم که چراغ راه من چیست؟ این نشاندهنده عمیقترین ارزشهای ما یا چیزی است که با احساس بزرگتر ما از معنا و هدف هماهنگ است.
سپس ممکن است به چندین روش با آن کار کنیم. این سوالات را از خود بپرسید:
چه کسی و چه چیزی میتوانم خودم را با آن هماهنگ کنم که به من کمک کند با ارزشهایم و آنچه در زندگیام اهمیت دارد، ارتباط برقرار کنم؟ برای برخی افراد این ممکن است روی آوردن به دوستان، اعضای خانواده، سازمان های بزرگتر، شخصیت های الهام بخش یا رهبران باشد. احساس بخشی از چیزی که نمایانگر ارزشهای ماست و به آنچه اهمیت میدهیم، میتواند به ما در گذر از زمانهای سخت کمک کند.
همچنین، می توانید بپرسید “چگونه می توانم حتی در تاریکی نور باشم؟” در زندگی روزمرهام چه کاری میتوانم انجام دهم تا دیگران را بالا ببرم، تفاوت ایجاد کنم، از دلایلی که به آنها اهمیت میدهم حمایت کنم و با عمیقترین ارزشهایم ارتباط برقرار کنم؟ اقدام از این مکان می تواند به ما احساس هدف و عاملیت بدهد. می تواند به بهبود خلق و خوی ما کمک کند و با انرژی بیشتری با چالش های خود روبرو شویم.
در کنار هم، این سه مرحله میتوانند به ما کمک کنند تا با آنچه اکنون اینجاست کار کنیم و به سمت آنچه مهم است حرکت کنیم، اقدامات مؤثر و آگاهانهای را از جایی انجام دهیم که احساس تعادل و توانمندی بیشتری داشته باشیم.