استماع نمونه ای عالی از نحوه عملکرد «نظریه ذهن» در زندگی روزمره است. یک بازیگر در تلاش است تا کارگردانی را وادار کند که آنها را برای نمایش خود عالی ببیند. یک کارگردان به دنبال بازیگری است که یک شخصیت را به گونه ای اجرا کند که با دیدگاه او نسبت به آنچه یک نویسنده نوشته مطابقت داشته باشد. وقتی بازیگری تماس می گیرد که برای بازیگری انتخاب شده است، بسیار معتبر است: آنها برای عضویت در یک گروه انتخاب شده اند.
پس چرا دانستن این موضوع برای شما، خواننده مهم است؟ این مهم است زیرا همه ما اساساً یک چیز را می خواهیم: احساس ارزشمند بودن توسط شخص دیگری. اما چرا انجام دهید ما می خواهیم عضو یک گروه شویم و چگونه این کار را انجام دهیم؟
بیایید با این شروع کنیم که چرا می خواهیم بخشی از یک گروه باشیم.
چرا بودن در یک گروه مهم است
اکثر مردم از تنها ماندن برای مدت کوتاهی بدشان نمی آید. اما بیشتر مردم دوست دارند با افراد دیگر هم باشند. عضویت در یک گروه باعث می شود احساس امنیت بیشتری کنیم. چند میلیون سال پیش ما پستانداران کوچک منزوی بودیم که سعی میکردیم ناهار نباشیم. ما طعمه بودیم اگر ایده داروین در مورد انتخاب طبیعی را به کار بگیرید، انسانهایی که بخشی از یک گروه محافظ بودند، باید بهتر از انسانهای منفرد که تلاش میکنند از خود مراقبت کنند، عمل کردهاند وگرنه ما هنوز هم حیوانات منزوی خواهیم بود.
عضویت در یک گروه باعث افزایش موفقیت ما می شود. این به ما کسی را می دهد که به ما کمک کند تا به اهدافمان برسیم، پیروزی هایمان را به اشتراک بگذاریم و در هنگام شکست به ما آرامش دهد.
ویژگی های خاصی وجود دارد که اعضای گروه را به هم پیوند می دهد. از جمله آنها می توان به ارزش های مشترک، اهداف مشترک، وفاداری، اطاعت و نوع دوستی اشاره کرد. این الگوهای رفتاری باید از جایی شروع میشد و احتمالاً میلیونها سال پیش، زمانی که اجداد ما شروع به تشکیل این گروههای اجتماعی کردند، این کار را انجام دادند. پیشبینی اینکه فرد دیگری در گروه شما قرار است چه کاری انجام دهد بسیار سودمند بود، و این پیشبینیها بر اساس حدسهایی از نحوه فکر یا احساس آن شخص بود: بر اساس نظریه ذهن.
عضویت در یک گروه، دریافت غذا، دسترسی به سرپناه و یافتن همسر را آسانتر میکند. شاید مارلین دیتریش، هنرپیشه، میخواست تنها باشد، اما این تصادفی نیست که بیشتر ما دقیقاً عکس آن را میخواهیم: داشتن یک همراه. در بیشتر موارد، وقتی جفت میگیریم، برای بزرگ کردن فرزندانمان با آن همسر میمانیم. برای انجام کارها همکاری در خانه یا سایر نقاط جهان لازم است.
نظریه ذهن همزمان با حرکت از یک حیوان منفرد به یک حیوان اجتماعی تکامل یافت. اگر منبعی مانند غذا یا سرپناه را به اشتراک میگذارید یا میخواهید بچهدار شوید، به نفع شماست که فکر خوبی داشته باشید که آیا آنها غذا و سرپناه خود را با شما به اشتراک میگذارند و برای کمک به آن بچهها کنار میآیند. ما باید بدانیم.
امروز فرقی نمی کند.
من حاضرم اعتراف کنم که در اولین امتحان خود در دانشکده پزشکی مردود شدم. با بدبختی و ناراحتی به سمت خانه رفتم و شناسنامه دانشکده پزشکی خود را در راه گم کردم: لیاقت نداشتم به آن گروه از دانشجویان پزشکی تعلق داشته باشم. وقتی به خانه رسیدم، نامزدم، کارول، آنجا بود. او بدبختی و شکست من را دید، فهمید که به چه فکر می کنم یا چه احساسی دارم و مرا در آغوش گرفت. احساس می کردم به آن گروه بزرگی به نام دانشکده پزشکی تعلق ندارم. اما من و کارول که عضوی از یک گروه کوچکتر دو نفره بودم، به من کمک کرد احساس امنیت و محافظت کنم. عضویت در یک گروه باعث محافظت در برابر افرادی می شود که در گروه شما نیستند. عضویت در یک گروه به شما ارزش می دهد. احساس ارزشمندی باعث می شود کمتر مضطرب شوید. و احساس کمتر مضطرب باعث بهبود حس خوب شما می شود.
اگر ما تغییر از انفرادی به حیوان اجتماعی را انجام نداده بودیم، نیازی به درک نظریه ذهن نبود. ما همچنان برای غذا، سرپناه و توانایی جفت گیری با یکدیگر رقابت می کنیم. تولیدمثل شامل ماندن با آن همسر برای بزرگ کردن فرزندان نمی شود. تنها دلیلی که برایم مهم است که شما چه فکری می کنید یا چه احساسی دارید این است که برنامه ای برای پیشی گرفتن از شما طراحی کنم. هیچ همکاری وجود نخواهد داشت، فقط رقابت است.
اما اوضاع اینطور نیست. در واقع، در حالی که رقابت هنوز بسیاری از کارهایی که ما در خانه یا در سایر نقاط جهان انجام میدهیم را هدایت میکند، در نهایت برای انجام کارها همکاری لازم است.
عضویت واقعا بر اساس اعتماد ساخته شده است. و به یاد می آورید که اعتماد به آن ماده شیمیایی مغز اکسی توسین است. اکسی توسین احساس بسیار خوبی دارد و ما را به عنوان اعضای یک گروه به یکدیگر متصل می کند. زوج هایی که ارتباط برقرار می کنند نسبت به زوج هایی که ارتباط برقرار نمی کنند اکسی توسین بیشتری دارند و این زوج ها در واقع سریعتر از چیزهایی مانند تاول بهبود می یابند.
تئوری ذهن بلوک بنیادی همه تعاملات انسانی است. شما هر روز از آن استفاده می کنید. اما اگر شما آن را انجام می دهید، همه آن را انجام می دهند. همه ما علاقه مندیم که دیگران در مورد ما چه فکری می کنند یا چه احساسی دارند. همه ما می خواهیم احساس ارزشمند بودن کنیم. و هر بار که ارزش او را به کسی یادآوری می کنید، با استفاده از نظریه ذهن، ارزش خود را افزایش می دهید.
و همه احساس می کنند، و امن تر هستند.
ما می توانیم این کار را انجام دهیم.