همانطور که بارها مستند شده است، امروزه تعداد فزاینده ای از آمریکایی ها بر این باورند که آزادی عبارت است از توانایی افراد و سازمان ها برای انجام آنچه می خواهند، در زمانی که می خواهند، صرف نظر از اینکه چگونه بر افراد، جوامع یا محیط طبیعی تأثیر می گذارد. این مفهوم مسلماً عامل اصلی بحران آب و هوا-اکوسیستم-تنوع زیستی (CEB) است. (ii) این بحران به نوبه خود به یک بحران جهانی بهداشت روان کمک می کند. تغییر از دیدگاه مضر آزادی به دیدگاهی احیاکننده.
زمانی که از یک شهر روستایی در اورگان بازدید کردم، آزادی مضر را از نزدیک در طول همهگیری کووید-19 تجربه کردم، جایی که اکثر ساکنان آن از فاصله گرفتن یا پوشیدن ماسک برای کاهش شانس انتشار ویروس کشنده خودداری کردند. وقتی از آنها پرسیدند چرا، اکثر آنها گفتند که مسئول سلامت دیگران نیستند و از هیچ توصیه بهداشتی دولتی که آزادی آنها را برای انجام هر کاری که میخواهند محدود میکند، پیروی نمیکنند.
نمونه دیگری از مفهوم آزادی مضر چندی پیش در زادگاه من رخ داد، جایی که یک شرکت خصوصی چوب بری راه هایی برای اجرای مقررات محلی استفاده از زمین و پاکسازی صدها هکتار از جنگل ها در نزدیکی یک دانشکده محلی پیدا کرد. هنگامی که به چالش کشیده شدند، آنها اعلام کردند که مشکل دولت است، نه آنها، و آنها این کار را نه برای سود بلکه به دلیل نیاز زمین برای مسکن انجام دادند.
اخیراً پس از تماشای آگهی تلویزیونی یک سیاستمدار که ادعا میکرد حریف آنها یک «محیطشناس» است که «آزادی شخصی ما را به خطر انداخته است»، یاد این حوادث افتادم.
این مثالها نشان میدهد که چگونه مفهوم آزادی توسط بسیاری از افراد، شرکتها و سیاستمداران امروزی به عقیدهای تبدیل شده است که ادعا میکند هر محدودیتی در اعمال آنها آزادی آنها را نقض میکند. اعمال آنها برای افراد یا جوامع دیگر و سلامت آب و هوای زمین، سیستم های اکولوژیکی و تنوع زیستی که همه زندگی به آن وابسته است، می شود.
آزادی بی بند و بار و محیط زیست
جای تعجب نیست که افرادی که مدعی این نوع آزادی هستند، خواستار استقلال از هر محدودیت تحمیلی توسط دولت هستند. همچنین جای تعجب نیست که آنها مدعی حق گرفتن از طبیعت، تغییر، و به طرق دیگر تأثیر بر طبیعت به هر شکلی که میخواهند باشند، نیستند. عواقب، طبیعت خود را التیام می بخشد، و هر گونه تأثیر دائمی که ممکن است رخ دهد، هزینه پیشرفت است.
این دگم یکی از محرک های زیربنایی ادامه استفاده گسترده از سوخت های فسیلی، تخریب بی امان سیستم های اکولوژیکی، و نابودی تنوع زیستی است که تمدن را به گونه ای که می شناسیم در معرض خطر قرار می دهد. (vii)
البته، کسانی که به این دیدگاه مضر آزادی چسبیده اند، انکار می کنند که سوزاندن بی رویه سوخت های فسیلی و آسیب بی وقفه به سیستم های اکولوژیکی و تنوع زیستی به طور خطرناکی کره زمین را گرم می کند و فجایع جوی مکرر، طولانی و مخرب در سراسر جهان را فعال می کند. آنها ادعا می کنند که این اتفاقات طبیعی است و ما قربانی افرادی می شویم که خلاف این را می گویند.
این یک افسانه است. دانشمندان اعلام کرده اند که یک عامل کلیدی در شدت طوفان هلن، دمای بی سابقه در خلیج مکزیک بوده است. (viii) گرم شدن هوا باعث افزایش سرعت باد و بارندگی طوفان شده و منجر به جراحات، مرگ و میر و آسیب فیزیکی گسترده به زیرساخت ها و جوامع شده است. چند هفته پیش در غرب کارولینای شمالی. پیش بینی می شود که آسیب فیزیکی به تنهایی حداقل 53 میلیارد دلار هزینه داشته باشد.
اثرات تغییرات آب و هوایی بر سلامت روان
اثرات بسیار فراتر از هزینه های مالی است. این بلایا همچنین به 20 تا 40 درصد از افرادی که مستقیماً تحت تأثیر قرار می گیرند و همچنین 10 تا 20 درصد از افرادی که فردی را که تحت تأثیر قرار گرفته می شناسند و بسیاری از اولین پاسخ دهندگان را از نظر روانی و عاطفی آسیب وارد می کند.
استرسهای شدید ناشی از این بلایا، هزاران نفر را برای ماهها یا سالها تحت تأثیر قرار میدهد، زیرا آنها برای مقابله با آسیب یا از دست دادن عزیزان، مسکن آسیبدیده یا ویران شده، از دست دادن اشیاء قیمتی، مزارع و مشاغل آسیبدیده، از دست دادن شغل و درآمد، و تاثیرات دیگر
میتوان انتظار داشت که اضطراب شدید، افسردگی، اختلالات استرس پس از سانحه، غم و اندوه پیچیده و سایر مشکلات سلامت روان از این استرسها بیرون بیاید. مواردی از پرخاشگری بین فردی، خشونت، و سایر مشکلات روانی اجتماعی نیز ممکن است رخ دهد.
این نوع از سلامت روان فردی و جمعی و مشکلات روانی اجتماعی قطعاً در سراسر ایالات متحده و در سطح جهان با شتاب گرفتن بحران CEB افزایش خواهند یافت. آنها سلامت، ایمنی و رفاه افراد، خانواده ها و جوامع را در همه جا تضعیف خواهند کرد.
علیرغم تأثیرات دنیای واقعی که بر روی زمین مشاهده می شود، کسانی که به دیدگاه مضر آزادی چسبیده اند، همچنان حقایق علمی را انکار می کنند، اطلاعات نادرست را ترویج می کنند و سعی می کنند مردم را متقاعد کنند که بحران آب و هوا-اکوسیستم-تنوع زیستی فریبکاری است که برای از بین بردن آنها طراحی شده است. آزادی
اما واقعیت این است که اعمال آنها همه ما و فرزندانمان و همه نسل های آینده را بسیار کمتر آزاد می کند. گزینه های در دسترس ما در آینده به طور فزاینده ای محدود می شوند و آنهایی که باقی می مانند برای پیگیری مشکل تر می شوند. آزادی ای که آنها ادعا می کنند کاملا برعکس است. این آزادی همه را تضعیف می کند و امکانات انسانی را محدود می کند. (ix)
بسیاری از مردم، به ویژه جوانان، به طور فزاینده ای این را احساس می کنند. در یک نظرسنجی بینالمللی از 1000 جوان 16 تا 25 ساله از 10 کشور، از ایالات متحده گرفته تا نیجریه و فیلیپین، بیش از نیمی از آنها گفتند که به دلیل بحران آب و هوا، ناامیدی و اضطراب مداوم را تجربه میکنند. پنجاه و شش درصد گفتند «بشریت محکوم به فنا است» و سه چهارم گفتند «آینده ترسناک است».
تعریف مجدد آزادی
برای حل هر دوی این بحرانها، ما باید آنچه را که آزادی واقعاً به معنای و شامل آن است، بازیابی کنیم.
آزادی این حق نیست که هر طور که میخواهد، بدون محدودیت، انجام دهد، مهم نیست که چگونه بر افراد یا طبیعت تأثیر میگذارد. آزادی امروز مستلزم یک عمل مثبت بازآفرینی است. این شامل آزادی ذهنی و عاطفی برای مراقبت از سلامت، ایمنی، و رفاه افراد دیگر و جوامع ما است. همچنین شامل مراقبت و بازسازی سیستم های طبیعی زمین می شود. درگیر شدن در این فعالیتها به افراد اجازه میدهد تا منابع سازنده جدیدی از معنا، هدف و امید را در زندگی خود بیابند، چیزی که آزادی واقعی در مورد آن است. (x)
تغییر از آزادی مضر به آزادی احیا کننده نیاز به انتخاب دارد. ما می توانیم همچنان به ایدئولوژی آزادی مضر اجازه تسلط دهیم. یا میتوانیم از کسانی که آن را ترویج میکنند بخواهیم با واقعیت کنار بیایند و تغییرات سیستمی مورد نیاز برای به حداقل رساندن اقلیم-اکوسیستم-تنوع زیستی و بحرانهای بهداشت روانی را که عقیده آنها و اقدامات ناشی از آن ایجاد کرده است، انجام دهند.
در طول تاریخ، انسان ها تغییرات عمیقی در تفکر، عملکرد و سیاست ها ایجاد کرده اند. به عنوان افراد آزاد، میتوانیم این اتفاق را اکنون دوباره تکرار کنیم.