“شما می خواهید فرزندتان از حمایت روانی برخوردار باشد؟ آیا او روانی است؟ آیا شما روانی هستید؟”
به گفته آزاد صفروف، بنیانگذار بنیاد خیریه صدای کودکان، اگر مشاوره برای یک کودک پیشنهاد می دادید، این همان واکنشی است که ممکن است زمانی در اوکراین شنیده باشید. او میگوید: «پنج سال پیش، یا حتی سه سال پیش، مردم اوکراین درک کمی از نیاز به حمایت روانی برای هر کسی، بهویژه کودکان داشتند».
زمینه تاریخی روانشناسی در اوکراین
چنین نگرشی از میراث اتحاد جماهیر شوروی سابق سرچشمه می گیرد، جایی که روانشناسی با ساکت کردن مخالفان سیاسی مرتبط بود. درمانگران شوروی می توانستند مخالفان سیاسی رژیم را با اعلام بیماری روانی نهادینه کنند و کردند. با وجود اینکه این کار یک نسل پیش انجام شد، سلاحسازی حرفه روانشناسی خاطرهای از خود به جای گذاشته است که امروزه مردم را از جستجوی کمک روانی ناراحت میکند.
با این حال، جنگ کنونی در اوکراین باعث تغییر دیدگاه شده است. به گفته صفروف، بسیاری از اوکراینیها، از جمله سازمان او، اکنون بیشتر به سبک غربی از مزایای روانشناسی قدردانی میکنند. صدای کودکان برای کمک به کودکان نجات یافته از اشغال روسیه کار می کند و حمایت روانی بسیار مورد نیاز را برای آنها فراهم می کند.
اولگ به حمایت روانی نیاز داشت
مورد واقعی اولگ را در نظر بگیرید. در سن 12 سالگی، در زمان محاصره ماریوپل مجبور شد به همراه خانواده اش در یک زیرزمین زندگی کند. آنها به مدت 40 روز ترس، عدم اطمینان، گرسنگی، تشنگی و اضطراب دائمی را تحمل کردند. اغلب صدای انفجار و تیراندازی بالای سر آنها طنین انداز می شد. گهگاهی. اولگ مجبور بود برای یافتن آب یا غذا به بالای زمین برود و همیشه با اجساد مرده و در حال تجزیه روبرو می شد. هر گردش به معنای ترس از تبدیل شدن به یکی از چهره های بی جان بود.
پس از 40 روز، خانواده از طریق یکی از راهروهای بشردوستانه ای که روس ها به طور متناوب اجازه می دادند، فرار کردند. با این حال، سختی اولگ و دیگرانی که تهاجم روسیه را تحمل کردند به همین جا ختم نشد. اغلب، کودکانی که از کابوس اشغال روسیه فرار کرده اند، دچار فلاش بک و بی خوابی می شوند. در طول روز، آنها ممکن است از هوشیاری بیش از حد رنج ببرند، دائماً احساس خطر کنند و هوشیار باشند. بیحسی و بیحسی عاطفی ممکن است به عنوان مکانیسمهای مقابلهای برای ترومای شدید مطرح شود. بازماندگان ممکن است با احساس درماندگی، اضطراب و احساس گناه بازمانده دست و پنجه نرم کنند.
یک عمر پشتیبانی
اولگ بعد از 40 روز پنهان شدن در زیرزمینی در ماریوپول هنوز زخم های عاطفی دارد.
منبع: آزاد صفروف، با اجازه استفاده شده است.
اولگ توانست از آسیب زندگی تحت اشغال روسیه بهبود یابد. به گفته صفروف، مادربزرگ اولگ نقش مهمی در بهبودی او داشت. او برای او مانند یک مادر بود و برای او مهم بود که کسی را داشته باشد که تجربیاتش را با او به اشتراک بگذارد و احساس تنهایی نکند.
وقتی اولگ به اوکراین بازگشت، صدای کودکان ترتیبی داد که او با یک روانشناس شروع به کار کند. با این حال، حمایت روانی به تنهایی کافی نبود. صفروف میگوید: «شما میتوانید 24/7 کمک روانی ارائه دهید، اما اگر خانوادهای جایی برای زندگی نداشته باشد، رسیدگی به وضعیت روانی کودک چالش برانگیز است.»
خانواده در روستایی خانه ای پیدا کردند که محیط طبیعی برایشان بود. اولگ شروع به حضور در مدرسه کرد. او فوتبال بازی کرد، دوستانی پیدا کرد و حتی یک دوست دختر پیدا کرد که همه اینها به سلامت روان او کمک کرد.
علیرغم پیشرفت ها، اولگ بدون تروما نیست. بهار گذشته از او برای سخنرانی در پارلمان لندن دعوت شد.
به گفته صفروف، “وقتی او روی صحنه بود و شروع به صحبت در مورد آنچه دیده و چگونه زنده مانده بود، دستانش شروع به لرزیدن کردند، صورتش سفید شد و شروع به گریه کرد. مشخص بود که هنوز در آنجاست. او نتوانست صحبتش را تمام کند.
این تجربه بر تأثیر طولانی مدت تروما تأکید می کند. با وجود ظاهر، زخم های روانی اولگ باقی مانده است. صفروف بر لزوم ایجاد محیط های حمایتی برای اولگ و کودکانی مانند او تاکید می کند. “ما باید محیطی ایجاد کنیم که به آنها امکان مطالعه، بازی و دریافت کمک های حرفه ای را بدهد و در عین حال درک کنند که این ضربه حداقل تا حدی برای همیشه با آنها می ماند. اولگ همه علائم خوب بودن را در ظاهر نشان می دهد، اما زمانی که به یاد آورد. آنچه او دیده است، تروما دوباره ظاهر می شود.”
Voices of Children به حمایت از اولگ و کودکانی مانند او ادامه می دهد و اطمینان حاصل می کند که آنها منابع و محیط های مورد نیاز برای زندگی خود را با وجود درد پایدار تجربه گذشته در اختیار دارند. صفروف مشاهده می کند که در حال حاضر هزاران کودک در نزدیکی خط مقدم زندگی می کنند. همه آنها به مشاوره و پشتیبانی دیگر نیاز دارند. صفروف می خواهد به تعداد بیشتری از آنها کمک کند.