جین از طریق تلفن همسرش از یکی از همکارانش متنهای سکس پیدا میکند، اما وقتی او میگوید فقط «اسببازی» است، او را باور میکند.
سام از کنار یک کافی شاپ می گذرد و شریک زندگی اش را می بیند که در حالی که برای نوشیدنی در صف ایستاده اند، با مرد دیگری دست در دست گرفته است. وقتی او انکار می کند که او بوده است و حاضر نیست داستان خود را تغییر دهد، او آن را رها می کند.
در گذشته، ما این رفتارها را به عنوان انکار می نامیم. با این حال، امروز، ما درک می کنیم که پویایی پیچیده تری در حال بازی است. وقتی افرادی که با خیانت خیانت مواجه می شوند، اطلاعات را مسدود می کنند و وارد حالت «دانستن اما ندانستن» می شوند، ممکن است با پدیده ای مبتنی بر دلبستگی به نام کوری خیانت سر و کار داشته باشند. این اصطلاح اولین بار توسط دکتر جنیفر فرید، بنیانگذار تئوری ترومای خیانت، ابداع شد.
کوری خیانت راه حلی زیبا برای مقابله با خطر است، زیرا یک واکنش تطبیقی ایجاد می کند که هم نیاز ما به محافظت از خود را در برابر تهدیدات و هم نیاز ما به حفظ وابستگی هایمان را برطرف می کند.
فرید میگوید: «در این شرایط، ندانستن در مورد ضربهای که در حال وقوع است، سازگارتر است. بنابراین، این نظریه پیشنهاد میکند که افراد نسبت به خیانت به حدی کور میشوند که آگاهی از آن رابطهای را که در آن وابسته هستند، تهدید میکند.»
ما می دانیم که شرکای عاشقانه بزرگسال ما چهره های اصلی دلبستگی ما هستند و هر گونه گسست در پیوند امن ما به عنوان یک تهدید در سطح بقا تجربه می شود. کوری ناشی از خیانت یک استراتژی مقابله ای سازگارانه است که با کور کردن ما نسبت به خطر، تهدیدات روابط ما را کاهش می دهد. ما با نگهداری اطلاعاتی که خارج از آگاهی ما می تواند رابطه ما را تهدید کند، وابستگی خود را به شریک زندگی خود حفظ می کنیم.
چگونه کور می شویم
هنگامی که خطری را تجربه می کنیم، سیستم های پاسخ به تهدید ما فعال می شوند و راهبردهای اصلی مقابله با مبارزه، فرار و یخ زدن را فعال می کنند. فرید استدلال کرده است که کوری خیانت یک استراتژی تطبیقی است که بخشی از واکنش انجماد است. “اگر به اندازه کافی قوی باشیم و در موقعیت کافی خوب باشیم، برای اصلاح وضعیت با خیانت مقابله می کنیم. اگر نتوانیم این کار را انجام دهیم، از فرد یا موقعیت (پرواز) کناره گیری می کنیم تا از آسیب بعدی جلوگیری کنیم. اگر آن گزینه خیلی خطرناک است – برای مثال، چون ما به خیانت کننده وابسته هستیم – بهترین دفاع بعدی ما جلوگیری از آگاهی از خیانت است. به عبارت دیگر، نوعی انجماد ذهنی (کوری خیانت) بهترین گزینه بعدی ماست.» (ii)
در نتیجه، کوری خیانت این تظاهر را ایجاد می کند که دنیای ما آن گونه است که ما می خواهیم. کوری خیانت هزاران شکل مختلف به خود می گیرد، اما کارکرد آن همیشه یکسان است – محافظت از ما در برابر واقعیتی که به نظر خیلی بزرگ و دشوار است.
پیوندی که کور را می آفریند
کوری خیانت ما را مستقیماً به پیوند کلیدی رابطهای در قلب آسیب خیانت شریک زندگی بازمیگرداند: شخصی که بیشتر به او وابستهایم و در مواقع سختی به او متوسل میشویم، اکنون منبع پریشانی ماست. کور شدن نسبت به آنچه اتفاق میافتد، این است که چگونه تلاش میکنیم با پیوند بدون بردی که خیانت ایجاد میکند مقابله کنیم.
تحقیقات فرید با مطالعه کودکانی که با آسیب های ناشی از خیانت توسط والدین یا مراقبانشان سروکار داشتند، آغاز شد. تئوری ترومای خیانت به معضلات و تأثیرات خاصی که هنگام سوء استفاده یا غفلت توسط شخصی که به او وابسته و وابسته است، ایجاد میشود، میپردازد.
از آنجا که ما در کودکی به مراقبان خود وابسته هستیم، باید وابستگی خود را به آنها حفظ کنیم، حتی اگر توجه، تربیت و حمایت مورد نیاز را دریافت نکنیم. در نتیجه، کودکان اغلب تصور میکنند که بیتوجهی یا بدرفتاری نتیجه چیز بد یا اشتباهی با خودشان است. این به آنها اجازه می دهد تا با سرزنش کردن خود برای سوء استفاده یا بی توجهی، وابستگی خود را به مراقبان خود حفظ کنند.
به عبارت دیگر، هر چه یک رابطه برای ما مهم تر باشد، حفظ وابستگی برای ما حیاتی تر است و در برابر کوری خیانت آسیب پذیرتر می شویم.
اما من یک بزرگسال هستم
شاید برای ما آسان باشد که ببینیم کودکان درگیر هستند. شاید برای ما دشوارتر باشد که بفهمیم چگونه این پویایی ها می توانند در روابط بین بزرگسالانی که منابع فیزیکی، شناختی و عاطفی در اختیار دارند و بنابراین قادر به مستقل و خودمختار باشد و زنده بماند.
حفظ رابطه خود با شریک زندگی ما را از استرس و خطر محافظت می کند. در نتیجه، هر فرد بزرگسالی، مهم نیست که چقدر خودکفا هستیم، در صورت مواجهه با تهدید ناشی از فریب خوردن و دروغگویی مزمن، میتواند مستعد کوری خیانت شود.
خیانت به پیوند ایمن در قلب پیوند مطمئن آسیب می رساند. این آسیب دلبستگی به عنوان یک خطر اولیه احساس می شود و احساس بقای ما را تهدید می کند. هر چه بیشتر احساس خطر کنیم، گام های بیشتری برای حفظ وابستگی و در نتیجه بقای خود برمی داریم. یکی از راههای موثر برای حفظ احساس ارتباط امن ما این است که آنچه را که میدانیم ندانیم و آنچه را میبینیم ندیده باشیم، بهویژه اگر آنچه میدانیم و میبینیم رابطه ما را تهدید میکند.
حرکت از کوری خیانت
از آنجایی که کوری ناشی از خیانت یک استراتژی مقابله ای مبتنی بر دلبستگی محافظتی است، مهم است که نقش و عملکرد آن را گرامی بدارید. خروج از کوری خیانت کاری ملایم و گام به گام است و باید با مراقبت و حمایت درست انجام شود.
یکی از بهترین راهها برای حمایت از شرکای خیانتشده، رسیدگی به کوری ناشی از خیانت در یک محیط گروهی است. یادگیری و حمایت گروهی به شرکا کمک می کند تا قدرت درونی و انعطاف پذیری عاطفی مورد نیاز برای حرکت از ناآگاهی به آگاهی را ایجاد کنند – جایی که می توان واقعیت عاطفی آنها را پردازش کرد.
کار بر روی کوری خیانت در یک گروه حمایت و جامعه را فراهم می کند. از آنجایی که اطلاعات جدید به آگاهی اجازه داده می شود، نه تنها توسط فرد بلکه توسط گروه نگهداری می شود. دانشی که هر فرد در گروه تجربه پردازش شده را می داند و درک می کند، یک مرهم شفابخش را فراهم می کند. این پشتوانه عاطفی به شریک خیانت شده این امکان را می دهد که نه تنها از منابع خود بلکه از منابع کل گروه استفاده کند تا به آنها کمک کند اطلاعات را نگه دارند و شروع به هضم عواقب عاطفی و رابطه ای کنند.
علاوه بر این، کار با یک درمانگر فردی که در درمان کوری خیانت آموزش دیده است و راه های بسیاری را که در زندگی و روابط شرکای خیانت دیده ظاهر می شود را درک می کند، ضروری است. بدون شفافیت در مورد اینکه چگونه نابینایی خیانت شده بر پویایی فرد و زوج تأثیر می گذارد، درمانگران می توانند در مسیرهای نادرست در رابطه با درمان فردی و رابطه حرکت کنند.
برای شرکای خیانت شده، راه شفا در افزایش آگاهی و اعتماد به توانایی آنها برای مدیریت موقعیت های دردناک بدون فروپاشی در ترس، ناتوانی یا شرم نهفته است. وقتی از کوری خیانت خارج می شویم و ظرفیت مقابله با موقعیت های دشوار و احساسات بزرگ را افزایش می دهیم، احساس خود و باورمان را افزایش می دهیم که توانمند و مدبر هستیم و می توانیم به خود اعتماد کنیم.
برای یافتن یک درمانگر، لطفاً از راهنمای درمان روانشناسی امروز دیدن کنید.