11:25 - 2024/11/01

استفاده از افسانه ها برای یافتن قسمت های پنهان خود

[ad_1] ماهیگیر و همسرش (1882) نوشته الکساندر زیک (1845-1907) از داستان های پریان گریمز، منتشر شده توسط گبرودر رایشنباخ منبع: Gebruder Reichenbach/Public Domain افسانه ها برای قرن ها ما را مسحور خود کرده اند و از سنت های شفاهی سرچشمه گرفته...

استفاده از افسانه ها برای یافتن قسمت های پنهان خود

[ad_1]

Gebruder Reichenbach/Public Domain

ماهیگیر و همسرش (1882) نوشته الکساندر زیک (1845-1907) از داستان های پریان گریمز، منتشر شده توسط گبرودر رایشنباخ

منبع: Gebruder Reichenbach/Public Domain

افسانه ها برای قرن ها ما را مسحور خود کرده اند و از سنت های شفاهی سرچشمه گرفته اند که در اوایل تاریخ بشر بوجود آمده اند. داستان‌هایی که در اطراف آتش‌سوزی‌ها گفته می‌شود با نسخه‌های فیلم انیمیشنی که در آن داستان‌های قدیمی به‌عنوان سرگرمی برای ارضای اشتهای فرهنگی کنونی دوباره اختراع شده‌اند، بسیار متفاوت است. به ندرت ما در بزرگسالی به افسانه های دوران جوانی خود باز می گردیم. با این حال، اگر در حال خواندن این پست هستید، روانشناسی در ذهن شماست، و ممکن است این باور را با من به اشتراک بگذارید که داستان‌های قدیمی در شکل رقیق‌ناپذیرشان بینشی را در مورد طیف وسیعی از گرفتاری‌های انسانی ارائه می‌دهند.

کارل یونگ، روانپزشک سوئیسی و روانشناس عمق، در مطالعه مادام العمر خود در مورد رابطه بین ذهن خودآگاه و ناخودآگاه، از افسانه ها در تمرین روانکاوی خود برای افشای مبارزات درونی بیمار استفاده کرد. یونگ معتقد بود که تصاویر موجود در افسانه‌ها حالت‌های درونی وجود را نشان می‌دهند و به آنچه در زندگی انسان غیرقابل بیان است، شکل می‌دهند. بحث در مورد زیبایی خفته در تابوت شیشه‌ای او ممکن است جرقه‌ای برای افشاگری بیمار در مورد احساس «مرده برای زندگی» باشد. داستان هانسل و گرتل ممکن است احساسات فراموش شده رها شدن را ایجاد کند.

برای یونگ، رویاها، افسانه ها و اسطوره ها اطلاعاتی را در مورد خود و جهان ارائه می کردند که از ذهن خودآگاه پنهان بود. رویاها، افسانه ها و اسطوره ها نقوش و الگوهای کهن الگویی را منتقل می کردند که مستقیماً با تخیل خلاق یک فرد صحبت می کرد. در افسانه ها، مضامین تکراری مانند مرگ و تولد دوباره، یتیمی، رویارویی با شر، دگرگونی، از دست دادن و تجدید با زخم های شخصی طنین انداز شد.

همانطور که مردم مدرن در دنیای مادی غوطه ور هستند، ما تمایل داریم که از چگونگی تجربه نمادها در زندگی روزمره خود غافل شویم. یک کفش ممکن است یک لباس بیرونی محافظ برای پا باشد، اما همچنین ممکن است نماد یک کلاس خاص باشد یا یک موضوع میل باشد. نمادها پاسخ هایی را تحریک می کنند که عمل را به پیش می برند. سواستیکا یک نماد است، مانند یک صلیب، یک صورت خندان، همانطور که یک گروه عروسی است. نمادها همچنین افسانه ها و رویاها را پر می کنند. آیا تا به حال احساس کرده اید که آنچه در زندگی تجربه کرده اید شبیه یک افسانه است؟ آیا تا به حال در یک مکان عجیب احساس گمشده و رها شدن کرده اید؟ از کدام ساقه لوبیا بالا می روید و چرا؟

ما موجوداتی خلاق، تخیلی و احساسی هستیم. نحوه خواندن و پاسخ به نمادها احساسات را فعال می کند. اگر به تصاویری که احساسات قوی را برمی انگیزند توجه کنیم، می دانیم که در دروازه ای برای خودشناسی عمیق تر هستیم.

اخیراً چندین مطالعه انجام شده است که نشان می دهد چگونه افسانه ها می توانند در عمل درمانی مفید باشند. در سال 2014، محققان دانشگاه بولونیا کارگاه های گروه درمانی را با 21 زن که اختلالات سازگاری را تجربه می کردند، بررسی کردند. شرکت کنندگان پنج جلسه را صرف بحث در مورد قهرمانان زن و شاهزاده های جذاب، “انتقام سیندرلا” (یعنی چگونگی کشف و استفاده از منابع درونی درون هر زن)، زن و شوهر در افسانه ها، و معنای نمادین کردند. در دو کارگاه پایانی، از شرکت کنندگان خواسته شد تا با استفاده از ساختار کلاسیک، یک افسانه به صورت گروهی بسازند: رویداد استرس زا اولیه، آزمون، وظایف، کمک، مبارزه، پیروزی و پاداش نهایی. در پایان مداخله، شرکت کنندگان افزایش رشد شخصی و پذیرش خود و کاهش سطح اضطراب را گزارش کردند.1

Bette U. Kiernan، MFT، در مقاله شگفت‌انگیز خود، «استفاده از افسانه‌ها در روان‌درمانی»، چگونگی تکرار الگوهای سیستم‌های خانواده درمانی در افسانه‌ها را توضیح می‌دهد. او می‌گوید: «خانواده‌های موجود در افسانه‌ها شبیه خانواده‌هایی هستند که اغلب به دنبال روان‌درمانی هستند. اغلب پدران غایب یا بی اثر هستند. نامادری هایی وجود دارند که ظالم، خشمگین، فاقد همدلی و حتی قاتل هستند. و خواهر و برادر حسود، تحقیرکننده و از نظر عاطفی آزاردهنده هستند. به طور معمول، خانواده‌های افسانه‌ای یکی از اعضای گروه را قربانی می‌کنند: شاهد ماجرای سیندرلا باشید.»2

آیا کنجکاو هستید که کشف کنید که چگونه افسانه ها ممکن است راهی بازیگوش و خلاق برای به دست آوردن خودشناسی بیشتر باشند؟ یکی از راه‌های انجام این کار، استفاده از چارچوب سیستم‌های داخلی خانواده (IFS) و در نظر گرفتن هر شخصیت در داستان به عنوان یک «بخش» است. IFS هر انسانی را سیستمی از بخش‌های داخلی محافظ و زخمی می‌داند که توسط یک خود اصلی رهبری می‌شود. درمان IFS از این ایده پشتیبانی می کند که ما خانواده های درونی در درون خود داریم. برخی از زیرشخصیت ها زخمی و برخی سالم هستند، اما همه خوب هستند. با این حال، این قطعات ثابت نیستند. آنها می توانند و می توانند بهبود یابند و تغییر کنند.3

لطفا “ماهیگیر و همسرش” نوشته برادران گریم را بخوانید. هر شخصیت داستان را جنبه ای از خود در نظر بگیرید. پنج کلمه برای توصیف ماهیگیر چیست؟ او چه احساساتی را برمی انگیزد؟ چه کلماتی همسرش را توصیف می کند؟ او چه احساساتی را ایجاد می کند؟ ماهی برای شما نماد چیست؟ آیا شما با یک شخصیت نسبت به شخصیت دیگر همذات پنداری می کنید؟ به کدام شخصیت احساس نزدیکی می کنید؟ آیا یکی از دیگری دلسوزتر است؟ چگونه داستان پریان را بازنویسی می کنید؟ و در نهایت، چه چیزی در مورد خود از تمرین یاد گرفتید؟

برای پیدا کردن یک درمانگر، به فهرست درمان روانشناسی امروز مراجعه کنید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان