در بیشتر زندگیهایمان، ما مستعد این هستیم که به دنبال یک راهحل واحد برای یک مشکل باشیم (مثلاً 2 + 2 چیست؟ پایتخت هند چیست؟ نماد شیمیایی نمک چیست؟). ما به یک معنا “شستشوی مغزی” شده ایم که فکر می کنیم برای هر مشکلی یک و تنها یک راه برای حل آن مشکل وجود دارد.
بسیاری از تجربیات آموزشی ما بر یادگیری پاسخ صحیح یا کشف راه حل یک و تنها متمرکز شده است. به ندرت این فرصت به ما پیشنهاد شده است که در نظر بگیریم که ممکن است پاسخهای بالقوه زیادی برای هر مشکلی وجود داشته باشد. سندرم “یک مشکل، یک پاسخ” به طور کامل در الگوهای تفکر ما گنجانده شده است.
اما چه اتفاقی میافتد وقتی از ما خواسته میشود به جای یک پاسخ درست، چندین پاسخ ایجاد کنیم؟ برای فهمیدن این موضوع، از گروهی از دانشآموزان کلاس چهارم خواستم تا راهحلهای ممکن را برای مشکل 2 + 2 تا آنجا که میتوانند ارائه کنند. من این کار را با پرسیدن این سوال از آنها انجام دادم: “اگر بیش از یک راه برای ثبت پاسخ 2 + 2 وجود داشته باشد چه می شود؟” در اینجا برخی از پاسخ ها (از 54 پاسخ) آنها آمده است:
- 6-2
- 22
- √16
- 1+1+1+1
- (2 x 1) + (2 x 1)
- ½ از 8
- 40 درصد از 10
- تعداد گوشه های یک مربع
- چه گلف باز فریاد می زند
- لینکلن چگونه «آدرس گتیسبورگ» را آغاز کرد
- 6 × 6 ÷ 9
- تعداد دوندگان در یک تیم امدادی (پیست یا شنا)
- همیشه بعد از 3
- 16 ÷ 4
همانطور که میبینید، این بچهها با «الزام» مصنوعی یافتن یک پاسخ درست «در جعبه» قرار نگرفتند (وقتی عدد 2 را به شماره 2 دیگری اضافه میکنید، همیشه عدد 4 را دریافت خواهید کرد). در عوض، از آنها سؤالی پرسیده شد که با دو کلمه “چه می شود اگر …؟” شروع می شود. باید موافق باشید، نتایج متنوع و کاملا مبتکرانه بود.
آنچه کارشناسان می گویند
کن رابینسون زمانی که نوشت: «اغلب سیستمهای آموزشی ما دانشآموزان را قادر نمیسازد تا قدرت خلاقیت طبیعی خود را توسعه دهند، این موضوع را در چشمانداز قرار داد. در عوض، یکنواختی و استانداردسازی را ترویج می کنند. نتیجه این است که ما افراد را از فرصتهای خلاقانهشان خالی میکنیم و … نیروی کاری تولید میکنیم که انطباق را بر خلاقیت ترجیح میدهد.»
به طور خلاصه، سیستم آموزشی ما بیشتر بر دریافت پاسخ های درست متمرکز است تا ارتقای امکانات خلاق. به عبارت دیگر، ما به دانش آموزان می گوییم که داخل خطوط را رنگ آمیزی کنند و سپس از بزرگسالان انتظار داریم خارج از چارچوب فکر کنند.
پیامدها می تواند حیرت آور باشد. بینش و منطق از این ایده حمایت میکند که تمرکز بر ذهنیت یک پاسخ درست، ما را مجبور میکند تا ذهنیت «هیچ خطری نپذیرفتن» داشته باشیم. دریافت پاسخ صحیح (پیامد اثبات شده یک سیستم آموزشی مبتنی بر واقعیت) باعث میشود که بهویژه در بزرگسالی، شانسی نکنیم.
به زبان ساده: به ما یاد نمی دهند که چگونه خلاق باشیم. در عوض آموزش ما بیشتر بر “انطباق ذهنی” متمرکز است تا بیان خلاقانه.
دکتر رابرت استرنبرگ، روانشناس که خلاقیت را به طور گسترده مطالعه کرده است، با این موضوع موافق است. او می نویسد: «خلاقیت یک عادت است. مشکل اینجاست که مدارس گاهی اوقات با آن به عنوان یک عادت بد رفتار می کنند. مانند هر عادت دیگری، خلاقیت را می توان تشویق یا ناامید کرد.
مایکل روبرتو در کتابش باز کردن قفل خلاقیت زمانی که او میگوید: «مدارس ما ممکن است دانشآموزان خلاق را به طرق مختلف دلسرد کنند، این دیدگاه را بیشتر تقویت میکند. جریانی از تحقیقات نشان داده است که معلمان ادعا میکنند برای ویژگیهایی مانند تفکر مستقل و کنجکاوی ارزش قائل هستند، اما رفتارهایی مانند اطاعت و انطباق را پاداش میدهند.
خطرات پاسخ های درست
به دلیل شیوع آزمونهای مبتنی بر واقعیت در سراسر سیستم آموزشی ایالات متحده (تقریباً 2500 مورد بین پایههای 1 تا 12)، ما تمایل داریم در منطقه راحتی بمانیم: تمرکز بر پاسخهای درست.
گاهی اوقات، ممکن است از ما خواسته شده باشد که پاسخی خلاقانه به سؤالی ارائه کنیم (“به نظر شما برخی از پیامدهای بلندمدت سیاست تجاری فعلی ما با چین چیست؟”)، اما در انجام این کار با این باور که ممکن است سوال کننده به دنبال پاسخ خاصی بوده باشد. شاید پاسخ خلاقانه ما پاسخی نباشد که پرسشگر/معلم به دنبال آن بود. ما ممکن است از مرزهای آنچه انتظار می رفت خارج شده و وارد قلمرو ناشناخته ها شده باشیم.
هدف از درس های کلاس ما اغلب این بود: پاسخ های درست پاداش می گیرند. پاسخ های نامعمول یا غیرعادی (مثلاً پاسخ های خلاقانه) اغلب مورد انتقاد قرار می گیرند.
“اگر فکر می کنید فقط یک پاسخ درست وجود دارد، به محض اینکه یکی را پیدا کردید، جستجو را متوقف خواهید کرد.” -راجر فون اوچ
در نتیجه، به عنوان بزرگسالان، بسیاری از ما مشروط شدهایم که متفکران بسیار منطقی باشیم. وقتی با یک چالش فکری مواجه می شویم، به دنبال پاسخی واحد و منطقی هستیم. دید ما به جای بی بند و باری محدود است.
راه حل، که به سادگی بیان شد، این است که به طور منظم تعداد زیادی پاسخ ممکن را به جای یک پاسخ واحد در هنگام مواجهه با هر چالش خلاقانه ای ایجاد کنید. و بنابراین، در اینجا سؤال شما وجود دارد: چند راه مختلف می تواند شما به این سوال ریاضی پاسخ دهید: 2 + 2 = ?