05:12 - 2024/10/31

ظاهراً شکست بیش از حد ارزش گذاری شده است | روانشناسی امروز

[ad_1] منبع: تصویر تولید شده با هوش مصنوعی 10/30/24 شاید سه‌چیزترین توصیه در کتاب‌های خودیاری در دو دهه گذشته این باشد که نباید از شکست بترسید. شکست به عنوان یک انگیزه، تجربه یادگیری و نشان افتخار در نظر گرفته می شود. و مطمئناً نمونه های ...

ظاهراً شکست بیش از حد ارزش گذاری شده است | روانشناسی امروز

[ad_1]

تصویر تولید شده با هوش مصنوعی 10/30/24
منبع: تصویر تولید شده با هوش مصنوعی 10/30/24

شاید سه‌چیزترین توصیه در کتاب‌های خودیاری در دو دهه گذشته این باشد که نباید از شکست بترسید. شکست به عنوان یک انگیزه، تجربه یادگیری و نشان افتخار در نظر گرفته می شود. و مطمئناً نمونه های زیادی از افراد موفق برجسته وجود دارد که در مسیر خود به سوی ثروت، شهرت و شکوه بر شکست غلبه کردند.

تمایل به پافشاری در مواجهه با شکست و درس گرفتن از اشتباهات و پروژه هایی که موفق نبودند در واقع بسیار مهم است. اما هنوز تعدادی سوال باز درباره شکست وجود دارد که ارزش پرداختن به آنها را دارد. آیا ما به طور کلی معتقدیم که مردم از شکست ها درس می گیرند؟ آیا مردم واقعا از شکست ها درس می گیرند؟ چرا یا چرا نه؟

این سوالات در مقاله ای جذاب در سال 2024 توسط لورن اسکریس-وینکلر، کیتلین وولی، ادا ارنسوی و مینهی کیم بررسی شد. مجله روانشناسی تجربی: عمومی.

آنها با بررسی اینکه آیا مردم احتمال موفقیت فردی که شکست خورده در تلاش بعدی را دست بالا می گیرند یا خیر، شروع می کنند. در یک مطالعه، آن‌ها از مردم خواستند شانس اینکه فردی که در آزمون صدور مجوز برای وکیل شدن، پرستار یا معلم شدن شرکت کرده و شکست خورده است، در تلاش بعدی خود بگذرد، تخمین بزنند. این سؤالات جالب هستند، زیرا میزان واقعی موفقیت مشخص است (35٪ برای وکلا، 43٪ برای پرستاران، و 58٪ برای معلمان). در هر مورد، شرکت‌کنندگان به‌طور قابل‌توجهی احتمال موفقیت فردی را که مجدداً آزمایش می‌کنند، بیش از حد تخمین زدند (58٪ برای وکلا، 63٪ برای پرستاران، و 67٪ برای معلمان).

آیا این مختص شکست است؟ شاید مردم فقط تصور می کنند که هرکسی که مجدداً در یک آزمون شرکت می کند بهتر عمل می کند. برای بررسی این سوال، به شرکت کنندگان در مطالعه دیگری در این مجموعه در مورد فردی که در آزمون مجوز معلمی شرکت کرده و نمره 219 را دریافت کرده است، گفته شد. سپس از آنها پرسیده شد که معلم هنگام شرکت مجدد در آزمون چه نمره ای می گیرد. به نیمی از شرکت کنندگان اطلاع داده شد که 219 نمره مردودی در آزمون مجوز است و نیمی از آنها خیر. وقتی به شرکت‌کنندگان گفته شد که 219 نمره مردود است، 70 درصد پیش‌بینی کردند که نمره بازآزمایی بالاتر خواهد بود، در حالی که تنها 56 درصد پیش‌بینی کردند که وقتی به آنها گفته نشد که 219 نمره مردود است، نمره بالاتر خواهد بود. جالب اینجاست که این 56 درصد تقریباً برابر با درصد واقعی معلمانی است که پس از رد شدن در آزمون موفق می شوند (58 درصد).

مجموعه دیگری از مطالعات نشان داد که افراد کمتر از آنچه ما انتظار داریم به اطلاعاتی که به آنها کمک می کند پس از یک شکست موفق شوند توجه می کنند. در یک مطالعه، شرکت کنندگان باید معنای نمادهایی را که قبلاً هرگز ندیده بودند، یاد می گرفتند. این مطالعه به گونه ای تنظیم شد که از شرکت کنندگان سؤالاتی در مورد معنای یک نماد خاص پرسیده شد و از بین دو گزینه برای معنی انتخاب کردند. این کار جالب است، زیرا آزمایش‌کنندگان می‌توانستند بازخوردی را که به شرکت‌کننده می‌دادند انتخاب کنند. به شرکت کنندگان گفته شد که در هر سه مورد نادرست بودند. سپس آنها این فرصت را داشتند که دوباره به سوالات مربوط به این نمادها پاسخ دهند. قبل از آزمون مجدد، شرکت کنندگان می توانستند اطلاعات مربوط به نمادها را مطالعه کنند. شرکت‌کنندگان برای پاسخ‌های صحیح خود پول دریافت می‌کردند، بنابراین انگیزه‌ای برای صحیح بودن آنها وجود داشت. به طور متوسط، شرکت کنندگان مطالعه اطلاعات را برای 39٪ از سوالات انتخاب کردند. میانگین نمره در آزمون مجدد 62 درصد بود. مطالعه نمادها پیش‌بینی‌کننده مهمی برای دریافت پاسخ صحیح در آزمون مجدد بود.

به گروه دوم شرکت کنندگان در این مطالعه در مورد وضعیت گفته شد و از آنها خواسته شد که هم درصد سوالاتی که شرکت کنندگان مطالعه می کنند و هم سطح عملکرد نهایی خود را پیش بینی کنند. این پیش‌بینی‌کننده‌ها هم درصد سؤالاتی را که مردم می‌خواهند مطالعه کنند (۸۰٪) و هم درصد پاسخ‌های صحیحی را که می‌دهند (۸۱٪) بیش از حد برآورد کردند.

تاکنون، نتایج این مطالعات نشان می‌دهد که ناظران احتمال موفقیت افراد را پس از شکست بیش از حد برآورد می‌کنند و این (حداقل تا حدی) به دلیل این فرض است که پس از شکست کسی، رفتار خود را تغییر می‌دهند تا کارهای بیشتری برای کمک به موفقیت آن‌ها انجام دهند. در آینده

دو مطالعه اضافی از این مقاله، نور بیشتری را بر این موضوع می افکند. یکی نشان داد که تعصب زدایی از قضاوت افراد ساده است. در یک مطالعه، شرکت کنندگان احتمال اینکه یک بازمانده از حمله قلبی تغییرات مثبتی در رفتار خود ایجاد کند را پیش بینی کردند. بدون هیچ گونه اطلاعات اضافی، شرکت کنندگان پیش بینی کردند که 62٪ از بازماندگان رفتار خود را تغییر می دهند (درصد واقعی 47٪ است). به گروه دوم شرکت کنندگان گفته شد که یک نظرسنجی نشان داد که تعداد کمی از بازماندگان حمله قلبی به طور روزانه به سلامت خود فکر می کنند. این بخش از اطلاعات، قضاوت مردم را در مورد درصد بازماندگانی که در رفتار خود تغییر می‌دهند به 52 درصد کاهش داد که نزدیک به ارزش واقعی است.

در نهایت، محققان علت اهمیت این موضوع را بررسی کردند. آنها پیشنهاد کردند افرادی که احتمال موفقیت را پس از شکست بیش از حد ارزیابی می کنند، ممکن است تمایل کمتری به حمایت از برنامه هایی داشته باشند که به افراد برای رسیدن به اهدافشان کمک می کند. مطابق با این پیشنهاد، آنها از شرکت کنندگان در دو مطالعه بعدی پرسیدند که چقدر مایلند کنگره بودجه را به توانبخشی مواد افیونی اختصاص دهد یا تمایل آنها به امضای طوماری برای کنگره برای تخصیص بودجه به توانبخشی مواد افیونی. از برخی از شرکت کنندگان خواسته شد به این سوال پاسخ دهند، در حالی که به گروه دیگر گفته شد که 91 درصد از افرادی که وارد برنامه بهبودی برای مواد افیونی می شوند، عود خواهند کرد. این گروه گفت که میزان شکست برنامه‌های بهبودی بیشتر به دنبال حمایت دولت برای برنامه‌های توانبخشی است و مایل به امضای طوماری هستند.

این مجموعه از مطالعات نشان می‌دهد که توصیه‌های معمولی که ما در مورد شکست می‌دهیم نیاز به بازنگری دارد. مردم می توانند از شکست درس بگیرند، اما به آموزش های صریح تری در مورد چگونگی انجام آن نیاز دارند، زیرا اغلب به تنهایی این کار را انجام نمی دهند. زمانی که کسی نتواند به هدفی که برایش مهم است دست یابد، مهم است که بداند بدون تلاش قابل توجه برای تغییر رفتار خود، احتمالاً در آینده دوباره شکست خواهد خورد. افراد نباید از ترس اینکه چیزی را امتحان کنند بترسند، اما وقتی شکست می‌خورند، باید تلاش کنند تا مطمئن شوند که از آن شکست درس می‌گیرند تا بعداً موفق شوند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان