ایالات متحده در میانه یک اپیدمی فزاینده چاقی قرار دارد (تمپل، 2022) و پرخوری اجباری و ناسالم مسلماً یکی از نادیده گرفتهشدهترین، پیچیدهترین و چالشبرانگیزترین رفتارهایی است که موجب آن میشود. حضور همه جانبه غذاهای شیرین/شور در زندگی روزمره، ارتباط عاطفی ما با غذا خوردن و فشارهای مرتبط با آن برای بسیاری رابطه ما با غذا و تغذیه را پیچیده کرده است. در اینجا، من ۱۱ دلیل را بررسی می کنم که چرا پرخوری اجباری می تواند بسیار چالش برانگیز باشد و چرا می تواند در برابر درمان های سنتی مقاوم باشد.
1. برخی از غذاهای فرآوری شده ممکن است دارای ویژگی های اعتیادآور باشند (Avena، 2008؛ Thorsby، 2019). در حالی که متخصصان غذا را مانند مواد مخدر یا قمار “اعتیادآور” نمی دانند، غذاهای فوق فرآوری شده و فرآوری شده (به ویژه آنهایی که قند و چربی سنگین دارند) می تواند سیستم پاداش مغز را به شدت فعال می کند. این می تواند باعث پرخوری اجباری شود، زیرا مغز و بدن یاد می گیرند که به طور فزاینده ای میل به لذت فوری حاصل از آن داشته باشند.
در حالی که اثرات آنها با موادی مانند کوکائین متفاوت است، اما می توانند در ترشح دوپامین مشابه باشند. تحقیقات انجامشده در دانشگاه پرینستون نشان داد که وقتی موشها شکر مصرف میکردند، مغزشان افزایش سطح دوپامین مشابه آنچه در اعتیاد به مواد اتفاق میافتد را تجربه میکرد.
2. غذای ناسالم بدون در نظر گرفتن سن به راحتی در دسترس است. در ایالات متحده، اکثر ما در نزدیکی یک سوپرمارکت یا فروشگاه رفاه زندگی می کنیم – و برخلاف سیگار یا الکل، هیچ محدودیت سنی برای خرید مواد غذایی ناسالم وجود ندارد. این فراگیر بودن و در دسترس بودن می تواند پرخوری اجباری را برای بسیاری امکان پذیر کند. به همین دلیل، برخی استدلال کرده اند که با توجه به آسیب هایی که مصرف بیش از حد می تواند ایجاد کند، باید محدودیت های سنی برای خرید مواد غذایی فرآوری شده وجود داشته باشد.
3. لابی مواد غذایی فرآوری شده نفوذ قدرتمندی دارد بسیاری نمی دانند که شرکت های بزرگ مواد غذایی، مشاغل کشاورزی و انجمن های تجاری هزینه های قابل توجهی را صرف لابی گری و مشارکت های سیاسی برای شکل دادن به سیاست ها و قوانین عمومی می کنند. لابیگران مواد غذایی برای تأثیرگذاری بر سیاستهای کشاورزی، استانداردهای ایمنی مواد غذایی، مقررات برچسبگذاری و دستورالعملهای غذایی کار میکنند. به عنوان مثال، آنها اغلب از یارانه برای محصولات خاصی مانند ذرت و سویا، که مواد اصلی در غذاهای فرآوری شده هستند، حمایت می کنند و در نتیجه بر محصولات موجود و مقرون به صرفه تأثیر می گذارند.
4. ناتوانی در پرهیز از غذا خوردن. برخلاف سایر مواد و رفتارهای مشکل ساز که در صورت تمایل می توان از آنها کاملاً اجتناب کرد، خوردن برای بقا ضروری است و پرهیز را غیرممکن می کند.
5. مصرف بیش از حد نرمال شده از نظر فرهنگی. مقبولیت اجتماعی مصرف بیش از حد شکر (یعنی خوردن کیک در جشن تولد) یا نمک (یعنی تهیه پاپ کورن در سینما) میتواند مصرف بیش از حد را برای برخی افراد آسانتر کند، که در برخی موارد میتواند منجر به مشکلات طولانیمدت سلامتی مانند چاقی، بیماری قلبی و دیابت. علاوه بر این، ما مصرف میانوعده (اغلب غذاهای فرآوریشده) را عادی کردهایم، حتی اگر برای بسیاری از نظر تغذیه یا کالری لازم نباشد.
6. غذا خوردن یکی از اصلی ترین فعالیت هایی است که افراد با هم انجام می دهند. غذا خوردن اصلی ترین فعالیتی است که ما با هم در بیشتر فرهنگ ها و جوامع انجام می دهیم. این تا حد زیادی سالم، طبیعی و لذت بخش است. اما برای برخی، بسیاری از رویدادهای متمرکز بر غذا میتواند تمایل به پرخوری را تشدید کند و پیدا کردن راههای جدید برای گذراندن وقت با هم ممکن است چالشبرانگیز باشد.
7. در برخی از خانواده ها، تنها راه عشق و محبت خوردن است. در بسیاری از فرهنگ ها، غذا خوردن با هم عمیقاً با عشق و مراقبت پیوند خورده است. برای مثال، والدین ممکن است با تهیه غذای مورد علاقه کودک ابراز عشق کنند. در بسیاری از ادیان، تعطیلات حول اعیاد می چرخد که نماد سلامت، وحدت و مراقبت است.
در حالی که ابراز عشق از طریق غذا طبیعی است و به خودی خود ناسالم نیست، در برخی موارد، ارتباط بین غذا و عشق می تواند آنقدر قوی شود که غذا تبدیل به یک جایگزین برای ابراز محبت دیگر ممکن است فردی ناخودآگاه غذا خوردن را با دوست داشتن و مراقبت شدن یکی بداند و با گذشت زمان، غذا ممکن است وسیله اصلی او برای تسکین زخم های عاطفی باشد. این می تواند به الگوهای ناسالم پرخوری یا خوردن احساسی جدا از نیازهای کالری یا تغذیه کمک کند.
8. غذا همیشه برای شما وجود دارد اگر/وقتی افراد زندگی شما نیستند. برای برخی، مواد غذایی ناسالم و فرآوری شده می تواند به عنوان منبع قابل اعتمادی از آسایش در مواقعی که حمایت انسانی وجود ندارد، باشد. در مواقع پریشانی عاطفی، تنهایی یا روابط بین فردی تیره و تار، پرخوری – به ویژه غذاهای سرشار از قند، چربی یا کربوهیدرات – می تواند تسکین موقتی ایجاد کند. غذای ناسالم و فرآوری شده اغلب به راحتی در دسترس است و می تواند رضایت فوری را به همراه داشته باشد – بر خلاف افرادی که ممکن است از نظر فیزیکی یا احساسی غایب باشند.
مطالب ضروری اختلالات خوردن
این امر الگویی ایجاد می کند که در آن افراد به خوردن به عنوان مکانیزم مقابله ای روی می آورند تا خلاء ناشی از نیازهای عاطفی برآورده نشده را پر کنند. با گذشت زمان، این می تواند به یک واکنش معمولی به استرس یا درد عاطفی تبدیل شود و هنگامی که ارتباطات انسانی نتواند حمایت عاطفی مورد نیاز را فراهم کند، غذاهای ناسالم را به عنوان منبع قابل اعتمادی از آرامش تقویت می کند. بنابراین غذا خوردن بیشتر به مدیریت احساسات می پردازد تا گرسنگی یا تغذیه.
9. ما کمتر از آنچه فکر می کنیم رفتار غذایی خود را کنترل می کنیم. بسیاری از مردم (از جمله برخی از متخصصان سلامت) اختلالات خوردن را در درجه اول در مورد قدرت اراده و کنترل می دانند. این دیدگاه بیش از حد ساده انگارانه است و سایر عوامل مهمی را که رفتار غذایی ما را شکل می دهند، مانند آسیب های گذشته، نادیده می گیرد.
تحقیقات علمی اخیر (Branley-Bell et al., 2023) و نظرات متخصصان به طور فزاینده ای نشان می دهد که افرادی که از اختلالات خوردن – از جمله اختلال پرخوری – رنج می برند، کنترل کاملی بر رفتارهای غذایی خود ندارند. این اختلالات شرایط پیچیده سلامت روانی هستند که تحت تأثیر عواملی مانند ژنتیک قرار دارند. شرایط سلامت روان مانند تروما، اضطراب و افسردگی؛ و محرک های محیطی اختلالات خوردن اغلب مکانیسم های مقابله ای برای مقابله با پریشانی عاطفی هستند نه صرفاً مسائل مربوط به خودکنترلی.
افراد همچنین ممکن است آگاهانه یا نه، وضعیت خود را کلید هویت خود بدانند. علاوه بر این، ماهیت اجباری پرخوری با تغییراتی در شیمی مغز مرتبط است که تنظیم غذا خوردن را برای مبتلایان دشوار می کند.
10. بدن ما برای دفاع در برابر قحطی، حتی زمانی که دیگر ضروری نیست، سیم کشی شده است. بدن ما از نظر بیولوژیکی برای پاسخگویی به تهدید قحطی برنامه ریزی شده است، مکانیزم بقای که طی هزاران سال توسعه یافته است. آنها زمانی که مصرف غذا کاهش می یابد، واکنش تدافعی نشان می دهند، متابولیسم را کاهش می دهند، و سیگنال های گرسنگی را افزایش می دهند تا انرژی را حفظ کنند و مصرف را افزایش دهند. این ویژگی تکاملی برای اجداد ما، که با منابع غذایی غیرقابل پیشبینی مواجه بودند و برای زنده ماندن در دورههای طولانی بدون آن نیاز به ذخیرهسازی موثر انرژی داشتند، بسیار مهم بود.
در دوران مدرن، منابع غذایی ما فراوان و به راحتی قابل دسترسی است – با این حال بدن ما هنوز با همان سیم کشی قدیمی کار می کند. این عدم تطابق بین برنامهریزی بیولوژیکی ما و محیط فعلی، مملو از مواد غذایی ناسالم، میتواند منجر به چالشهایی شود و تنظیم عادات غذایی را در محیطی که غذاهای پرکالری و ناسالم فراوان و به راحتی به دست میآیند، دشوار میسازد. درک این پسزمینه تکاملی میتواند به توضیح اینکه چرا حفظ یک رابطه سالم با غذا در دنیای امروز بسیار چالش برانگیز است کمک کند.
11. غذاهای فرآوری شده اغلب ارزان تر از غذاهای سالم هستند (معبد، 2022). غذاهای سالم اغلب هزینه بیشتری دارند و نیاز به آماده سازی بیشتری دارند و غذاهای فوق فرآوری شده و فرآوری شده را وسوسه انگیزتر و به طرز فریبنده ای راحت می کند.