[ad_1]
مقاومت، ایمان و صبر در خود
منبع: Cottonbro/Pexels
آسیب های جانبی اغلب از شکست های روانی ناشی می شود. شما می توانید یک شغل یا شغل خود را از دست دادن یک استراحت روانی در محل کار یا ایمیلی که ارسال کرده اید. شما می توانید به دلیل داشتن یک وقفه روانی به اندازه کافی دچار اختلال شناختی شوید که شغل یا شغلی که قبل از استراحت داشتید اکنون برای شما مناسب نیست. درها می توانند بسته شوند و در مورد رزومه شما باعث ناامیدی و شرم شوند. یک سوال می تواند این باشد: چگونه از این موضوع به جلو حرکت کنم؟ آیا من هرگز دوباره کار خواهم کرد؟ اگر کار کنم الان چه شغلی برای من مناسب و مناسب است؟ آیا علایق یا اولویت های من در پی بیماری من تغییر کرده است و من را به مسیر جدیدی هدایت می کند؟ حالا که در رزومه ام شکاف ها و پرچم های قرمز دارم چه کسی مرا می خواهد؟
من خیلی سخت کار کردم تا بعد از اولین برخوردم با روان پریشی به دانشگاه برگردم. من موفق شدم فارغ التحصیل شوم، اما در مشاغلی که با من بدرفتاری شد و در نهایت مجبور شدم چندین بار استعفا بدهم، کم کار شدم. من سخت کوش، خوب بودم و کاری را که مردم به من می گفتند انجام می دادم، اما به نحوی از من سوء تفاهم شد که خارج از کنترل من بود. من در این مدت داروهای ضد روان پریشی مصرف می کردم، در حالی که مشکل واقعی من برای روانپزشکان یک معما بود. وقتی گزینه های کمی برای کار داشتم، برگشتم و مدرک کارشناسی ارشد گرفتم که منجر به پیوستن به دکترا شد. برنامه دانشگاه به خوبی برای من مناسب بود. اما در این دوران دانشگاهی، سه وقفه روانی کامل در دو سال داشتم. من دکتری را ترک کردم. برنامه پس از یک سال، بسته شدن مسیری هیجان انگیز برای من، و بازگشت به نقطه اول. من از یک عضو هیأت علمی آیندهدار در یکی از دانشگاههای بزرگ به این موضوع رسیدم که مطمئن نبودم دوباره میتوانم کار کنم یا نه.
بهبود یافتم و دوباره وارد نیروی کار شدم، جایی که حاضر بودم کار را انجام دهم تا بی وقفه به دنبال شغل باشم، از یک موقعیت ابتدایی شروع کنم و مسیر جدیدی را ترسیم کنم. من در حال حاضر بازاریابی را انجام میدهم، به این ترتیب از دانشگاه خارج شدم، و همچنین از مهارتهای نوشتاری خود که در مدرسه توسعه یافتهام برای نوشتن در مورد وقفههای روانپریشی و بازیابی عاطفی استفاده میکنم. همه چیز سرانجام در طول یک دهه برای من به هم خورد، زیرا همیشه قرار بود برای من این باشد. در اینجا افکار من در مورد بازیابی خود به صورت حرفه ای پس از روان پریشی است.
در مورد اینکه چه کاری واقعاً معنی دار می شوید و از چه کاری واقعاً لذت می برید تجدید نظر کنید
تجربه وقفه های روانی آنقدر ویرانگر است که می تواند زندگی را تغییر دهد. وقتی مجبور شدم برای ارادهام برای زندگی بجنگم، هر چیزی غیر از آن چیزی که مرا خوشحال میکرد فیلتر شد. قبلاً شنیده ام که اگر می دانید چه چیزی را دوست دارید، بهتر است همین الان ادامه دهید و این کار را انجام دهید زیرا به هر حال این کاری است که در نهایت انجام خواهید داد. محدودیتها به من شفافیت در مورد آنچه مهم است، میداد و بخشی از انتخاب من برای تحمل این وقفههای روانپریشی، جایی که زندگی را انتخاب کردم، انجام کاری بود که به نظر معنادار است. هنگامی که به دنبال انگیزه برای زندگی هستید، گاهی اوقات این بازتاب شخصی چشم انداز و وضوح را ارائه می دهد. وقتی نوبت به حرفه تان می رسد، از دید خودتان زندگی می کنید یا دیگران؟ به نوعی، وقفه های روان پریشی برای من مانند گرفتن ریست بود. من معتقدم این می تواند یک تقاطع باشد که در آن فرصتی برای ارزیابی مجدد چیزهایی که واقعاً برای شما مهم است و شروعی جدید را دارید.
در مورد جایی که زندگی حرفه ای شما را می برد ذهن باز داشته باشید
فکر میکردم زمانی که وقفههای روانپریشی داشتم که منجر به امضای اوراق معلولیت شد، زندگیام به پایان رسیده است. فکر می کردم فقط یک حرفه می توانم انجام دهم و دیگر نمی توانم آن را انجام دهم. حقیقت این است که گزینه های متعددی برای همه ما وجود دارد که می تواند به همان اندازه ارزشمند باشد. همیشه باید در نظر داشته باشیم که نمیتوانیم بدانیم زندگی ما را به کجا خواهد برد. ما همیشه نمی دانیم که چگونه از طریق فرصت ها و انتخاب های روزمره از شرایط فعلی خود به جایی که واقعاً می خواهیم به آن برسیم، می رسیم. گاهی اوقات شما فقط باید گام بعدی پیشنهادی را بردارید، یا کاری را که ممکن است دقیقاً آن چیزی که در ذهن دارید به نظر حرفه ای نباشد، بردارید تا به آنچه برای شما مناسب است بپردازید. هر تصمیم مثبت کوچکی که میگیریم، چه متوجه باشیم چه ندانیم، میتواند ما را به مسیر جدیدی برساند که در واقع میتواند مسیر بهتری باشد، جایی که فقط باید به خود ایمان و صبر داشته باشید. به دست آوردن اولین شغل یک موفقیت بزرگ و گامی در مسیر درست است، صرف نظر از هر شغلی که باشد. شما هرگز نمی دانید که چگونه تجربیات موجود در رزومه شما برای یک شغل خاص در آینده مناسب است که واقعاً می خواهید. فقط به یاد داشته باشید که داشتن هر شغلی به دست آوردن آن شغلی که واقعاً می خواهید را بسیار آسان تر می کند.
گاهی اوقات چیزی به نام اشتباهات بزرگ وجود دارد
برخی معتقدند که همه چیز به دلیلی اتفاق می افتد و من در نهایت یکی از این افراد شدم. زمانی که در مراحل حاد بهبودی پس از وقفههای روانپریشی بودم – زمانی که بی پول، بیکار، بیخانمان و کاملاً بدهکار از وامهای مدرسه و قبوض بیمارستان بودم، اصلاً چنین احساسی نداشتم. من نمیدانستم که چگونه زندگی یا شغلم میتواند بهبود یابد. ندیدم چگونه می توانم دوباره به خودم افتخار کنم.
با این حال، حقیقت این است که اگر دانشگاه و تحقیق را رها نمی کردم، هرگز نمی فهمیدم که یک نویسنده و وبلاگ نویس خلاق نیز هستم. من یک موضوع پایان نامه داشتم که قرار بود تا آخر عمر حرفه ای ام آن را مطالعه کنم و مرجع آن باشم، اما اکنون موضوع جدیدی دارم، بهبود عاطفی از روان پریشی. علاوه بر وبلاگ نویسی، تعدادی شعر نیز منتشر کرده ام و خاطره ای نیز در همین زمینه به پایان رسانده ام. این موضوع جدید برای افراد واقعی در زندگی روزمره بسیار مهمتر از موضوع دیگر من است. فکر می کنم از این طریق تفاوت بیشتری ایجاد می کنم.
هر کاری که انجام می دهم، هم از طریق بازاریابی و هم از طریق نوشتن، در تقابل بزرگ با بیماری است که با آن مبارزه کردم. بزرگترین اشتباه این بود که از وقفه های روان پریشی ام درس نگرفتم و خودم را برای بهتر شدن بهبود بخشم. بنابراین هر چقدر هم که وقفه های روان پریشی ویرانگر هستند، شاید اشتباهات بزرگی بودند که من را از مسیر خارج کردند، زیرا شاید در مسیر اشتباهی حرکت می کردم. من می دانم که اکنون در مسیر درستی هستم.
[ad_2]