03:25 - 2024/10/24

چگونه ارتباط خود را با همکار والدین خود بهبود بخشید

[ad_1] اگر شما یک والدین مشترک هستید، احتمالاً از آن متنفرید که یکی از والدین شما سرمقاله می نویسد. این بدان معناست که آنها به جای بیان حقایق، نظر خود را در مورد چیزی بیان می کنند. والدین خشمگین یا خشمگین همیشه این کار را انجام می دهند و ...

چگونه ارتباط خود را با همکار والدین خود بهبود بخشید

[ad_1]

اگر شما یک والدین مشترک هستید، احتمالاً از آن متنفرید که یکی از والدین شما سرمقاله می نویسد. این بدان معناست که آنها به جای بیان حقایق، نظر خود را در مورد چیزی بیان می کنند. والدین خشمگین یا خشمگین همیشه این کار را انجام می دهند و سپس تعجب می کنند که چرا والدین مشترکشان به تماس های تلفنی یا پیامک پاسخ نمی دهند. بیایید در نظر بگیریم که چگونه ویراستاری بر توانایی شما در بیان مطلب و احساس شنیده شدن تأثیر می گذارد.

وقتی سرمقاله می کنیم، ممکن است با یک تعریف و تمجید شروع کنیم، اما بعد از آن یک نظر در پایان وجود دارد که آخرین لیس را فقط برای اطلاع دادن به آنها تضمین می کند. شما آنها را به خاطر احساسی که دارید یا کاری که شما را وادار به انجام آن کرده اند سرزنش می کنید. اما احراز تقصیر یا تقصیر همه ما را در دفاع قرار می دهد و قسمت خوب جمله را نمی شنوید. فقط قسمت بد ثبت می شود.

این در مورد زمانی است که والدین مشترک به من می گویند که ارتباط آنها وحشتناک است. “به نظر نمی رسد که ما با هم کنار بیاییم.” اما آنها سال‌هاست که یکدیگر را سرزنش و سرزنش می‌کنند، وقتی مشاهداتی می‌کنند، درخواست کمک می‌کنند یا داوطلب می‌شوند یا یادداشت‌هایی درباره فرزندانشان با هم مقایسه می‌کنند، سرمقاله می‌کنند.

در اینجا یک مثال آورده شده است: «من واقعاً از اینکه کورین به موقع است قدردانی می کنم اکنون

فکر می کنید پاسخ کورین چه خواهد بود؟ “منظورت چیست، اکنون? چند ماه است که دیر نکرده ام! تو هرگز از کاری که من انجام می دهم قدردانی نمی کنی.» او چیزی در مورد این واقعیت نشنید که والدین همکارش از اینکه او به موقع آمده بود، قدردانی کردند. سوال اینجاست که آیا او قرار بود؟

این طبیعت انسان است که تأثیرات منفی باقی بماند. یک چیز مثبت با صفت منفی بگویید و فقط منفی شنیده می شود. یادم می آید زمانی که در مدرسه راهنمایی بودم و یک کارنامه با پنج A و B+ به خانه آوردم. پاسخ پدر و مادرم این بود: «الف! این عالی است! اما در مورد این B ​​چطور؟» تنها چیزی که شنیدم مخالفت آنها بود.

برای متوقف کردن سرمقاله، فقط مورد یا مشاهدات خود را بدون صلاحیت منفی بیان کنید. به «اما»، «اکنون»، «دیگر» یا دیگر کلماتی که به یک چارچوب زمانی اشاره دارند، توجه کنید. فقط موارد مثبت را بیان کنید و آن را با پیگیری منفی واجد شرایط نکنید.

“من واقعاً از اینکه شما به موقع هستید، کورین” قدردانی می کنم. کورین، به جای اینکه به خاطر بازی مقدماتی “اکنون” در دفاع باشد، ممکن است به سادگی پاسخ دهد: “متشکرم!” شاید حتی اضافه کند: “من سخت تلاش می کنم تا همکاری کنم.” او همچنین ممکن است اضافه کند: “خوشحالم که می بینید دارم تلاش می کنم.” با این حال، اگر او بخواهد سرمقاله را تداوم بخشد، ممکن است بگوید: «خوشحالم در نهایت ببین دارم تلاش میکنم.» آن مرجع چارچوب زمانی وجود دارد. اضافه کردن “بالاخره” همه چیز را تغییر داد.

از قضا، برخی از والدین مشترک احساس می کنند نظرات تحریریه یک تعریف و تمجید است. برخی از نظرات زیر بهبود را تصدیق می کنند، اما در همان زمان “چاقو را بچرخانید”. سپس، وقتی یکی از والدین دیگری را صدا می کند، پاسخ این است: «چی؟ من به شما تعارف می کنم! واضح است که من نمی توانم با شما صحبت کنم!» شما می توانید با یکدیگر صحبت کنید، اما اگر می خواهید شنیده شوید، هر دو باید دست از سرمقاله بردارید.

نمونه موردی: «می‌خواهم اذعان کنم که برایان دیگر در مقابل پسرمان به من بدگویی نمی‌کند. گهگاه ایستون با داستان هایی از چیزهایی که پدرش گفته است به خانه می آید، اما مطمئناً مثل گذشته بد نیست و بنابراین من فقط سعی می کنم آن را نادیده بگیرم.”

در این دو جمله این همه پرچم قرمز وجود دارد! چیزی که این یکی از والدین واقعاً می‌خواهد بگوید این است که قدردانی می‌کند که هم‌والدینش در مقابل فرزندشان اظهارات تحقیرآمیز درباره او نمی‌کنند، بلکه با اضافه کردن نظرات تحریریه، ارجاعاتی به زمان، مانند “دیگر “،” یا “حالا و پس از آن” یا “قبلا”، او نه چندان نامحسوس تلاش می کند تا دست برتر را به دست آورد، “من واقعاً از اینکه به من بدگویی نمی کنی.” جلوی فرزندمان.»

در اینجا یک مثال دیگر برای کمک به هدایت مفهومی به خانه آورده شده است. من از واکنش ناتالی به پیشنهادم ناامید شدم، اما قابل انتظار بود.

ابراز ناامیدی می تواند جزء مثبت ارتباط خوب باشد. این احساسات واقعی شما را ارائه می دهد، و مهم است که در ارتباط خود با والدین خود صادق و شفاف باشید. با این حال، «اما قابل انتظار بود» کل احساس نظر را تغییر داد – این دیگر صرفاً بیان ناامیدی نیست. چیزی که ناتالی از آن کنار می‌رود این نیست که هم‌والدینش ناامید شده‌اند و شاید باید سهم او در هرج و مرج را بررسی کند، بلکه این است که هم‌والدینش بداخلاق و کنایه‌آمیز بودند – و او هیچ تمایلی برای همکاری در آینده نخواهد داشت.

هر مکالمه ای که با یکی از والدین خود دارید، زمینه را برای مکالمه بعدی فراهم می کند. شما تعامل را پیش‌بینی می‌کنید، و اگر آخرین برخوردتان مثبت بود، برای برخورد بعدی بازتر هستید. بگذار مثبت بماند. اکنون شما در حال ایجاد زمینه برای حمایت مداوم به جای بررسی مداوم هستید. حمایت مداوم جوهره والدین خوب است – همیشه به نام کودکان تحت مراقبت شما با هم کار کنید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان