این پست دومین پست از این سری است.
در پست قبلی، توضیح دادم که چگونه، طی قرنها آزمون و خطا، جوامع کانالهای رفتاری ایجاد کردهاند تا اطمینان حاصل کنند که مردم آنطور که باید رفتار میکنند. این کانالگذاری، همکاریای را که با تقسیم کار همراه است، قادر میسازد تا به آرامی کار کند و باعث میشود که همه چیز همانطور که انتظار میرود اتفاق بیفتد: «این روشی است که ما در اینجا کارها را انجام میدهیم». به همین دلیل است که وقتی در جاده رانندگی می کنید، هیچکس از جهت مخالف نمی آید. چرا وقتی دکمه آسانسور را فشار می دهید، آسانسور در واقع همان کاری را انجام می دهد که شما انتظار دارید. زیرا این سیستم های کانال نه تنها بر افراد تأثیر می گذارند، بلکه رفتار اشیا را نیز شکل می دهند.
دستگاههای کانالکشی، «نصبها»، ترکیبی از سه نوع عامل تعیینکننده هستند که در نقطه عمل با هم قرار میگیرند. هر دو جنبه مهم هستند: نقطه عمل و ترکیبی. اجازه دهید با اول شروع کنیم.
برای کارآمد بودن، مداخلات باید نقطه عمل را هدف قرار دهند.
نقطه عمل (“کجا و کی عمل می کنید”) جایی است که رفتار در نهایت تعیین و تنظیم می شود. برای مثال، در یک مغازه، آنچه در قفسهها پیدا میکنید، صرفنظر از قصد اولیهتان از ورود به مغازه، تعیین میکند چه چیزی بخرید. اگر برند مورد نظر شما “اینجا و اکنون” نیست و به محصول نیاز دارید، از بین آنچه در دسترس است انتخاب خواهید کرد. سیستم عصبی انسان برای ایجاد رفتار مرتبط طراحی شده است اینجا و اکنون. شکل دادن به موقعیت به شکلی که اینجا و اکنون ظاهر می شود، در نقطه عمل، رفتار را جهت می دهد. متقاعدسازی (مثلاً یک کمپین رسانه ای) که اطلاعات را به دور از نقطه عمل ارائه می دهد، نسبت به دستورالعمل های محلی در زمان و مکان اقدام کمتر مؤثر خواهد بود. به همین دلیل است که برخی از تکانها به خوبی کار میکنند، مانند پوستر «لطفا پایدار باشید» در حمام هتل که از شما میخواهد از حوله خود استفاده مجدد کنید، که هنگام بیرون آمدن از حمام آن را میخوانید – حوله در دست. متأسفانه، بیشتر تلنگرها برای راحتی مداخله دور از نقطه عمل ارائه می شوند (یامین و همکاران، 2019). از این رو تأثیر محدود آنها.
تاسیسات ارتجاعی سه نوع جزء را با هم ترکیب می کنند.
در دستگاه های کانال های اجتماعی (“نصب ها”)، همیشه یک وجود دارد ترکیبی از سه نوع جزء که هر کدام به طور همزمان رفتار مورد انتظار را داربست میکنند و امکان انجام رفتارهای مختلف را محدود میکنند، به همان شکلی که کف و دیوارهای یک راهرو هم مسیر شما را برای هدایت آن پشتیبانی میکنند و هم محدود میکنند. به عنوان مثال، هنگامی که از امنیت در فرودگاه عبور می کنید، سینی ها، تسمه نقاله، صف، کارکنان امنیتی و دانش شما در مورد نحوه ادامه کار وجود دارد.
سه مولفه یک نصب – توانایی های مادی محیط، مقررات اجتماعی، و مهارت های تجسم یافته- رفتار شما را در حین ادامه مسیر هدایت می کند.
منبع: Pierre-Emmanuel Godet/استفاده شده با اجازه
اولین مجموعه از اجزای یک تاسیسات، لایه پایه مواد آن، فیزیکی هستند هزینه ها از وضعیت: آنچه می توانید انجام دهید از نظر فیزیکی (گرینو، 1994): جایی که می توانید در قطار بنشینید، جایی که می توانید روی وب سایت کلیک کنید، سینی که وسایل خود را در آن قرار می دهید. این اولین مجموعه ای از پتانسیل ها و محدودیت ها است که از طریق طراحی مواد، محیط ساخته شده ما ایجاد شده است.
مجموعه دوم اجزاء مربوط به شخص است قابلیت ها، شایستگی های تجسم یافته آنها: کاری که می دانید چگونه انجام دهید. سواد به شما امکان می دهد شماره صندلی خود را بخوانید، “می دانید” در کدام سمت جاده رانندگی کنید. این مولفهها که با خود حمل میکنید، از طریق آموزش، تقلید و تجربه تجسم مییابند. این قابلیتها برای تفسیر تواناییهای موقعیت در حس شناختی و حرکتی به کار میروند – درست همانطور که یک موسیقیدان یاد گرفته است که یک موسیقی را “تفسیر” کند.
بالاخره وجود دارد تنظیم اجتماعی: آنچه از شما انتظار می رود انجام دهید. اگر طبق دستور رفتار نکنید، به زودی توسط سایر شرکتکنندگان یا حتی نیروهای کنترل اختصاصی (پلیس، کارکنان، سایر کاربران و غیره) در مسیر اصلی قرار خواهید گرفت. راه های زیادی وجود دارد که در آن مقررات اجتماعی کار می کند. در کتابم، من دوجین مورد را توصیف میکنم که میتوان از فشار اجتماعی ملایم تا قانون سخت استفاده کرد. مقررات چیزی است که رویکرد تلنگر ناخوشایند است، اما در زندگی واقعی به طور گسترده توسط جامعه استفاده می شود، و به یک دلیل خوب: کار می کند. آن را کار می کند!
انعطاف پذیری همراه با افزونگی اجزا است.
تاسیسات انعطاف پذیر هستند زیرا ترکیب اجزای آنها اضافی است. حتی اگر یک لایه از کار بیفتد، بقیه مسئولیت را بر عهده می گیرند. این چیزی است که به تأسیسات اجازه می دهد تا به عنوان امکانات آموزشی برای تازه کارها عمل کنند: آنها هنوز دانش لازم را ندارند، اما در اولین تلاش خود، امکانات و مقررات اجتماعی (مثلاً دستورالعمل) به آنها اجازه می دهد در محل کار کنند. از آن به بعد آنها مهارت ها را تجسم خواهند بخشید. این مهارت ها به نوبه خود افراد تازه کار را قادر می سازد تا به هوشیارانی با تجربه تبدیل شوند و کاربران همکار خود را کنترل و راهنمایی کنند. این ترکیب انعطافپذیر از مولفهها راز آشکار نهادهای اجتماعی است. فقط به اطراف نگاه کنید و خواهید دید.
تاسیسات خوب به گونه ای طراحی شده اند که در هر مرحله از مسیر رفتاری، فرد توسط سه لایه در نقطه عمل در جهت درست هدایت شود.
همه ما می توانیم تغییر دهنده باشیم.
تغییر رفتار اساساً تجزیه و تحلیل نصب فعلی و طراحی مجدد آن با مداخله در مؤلفه هایی است که در نقاط درد یا دوشاخه های ضروری تعیین کننده هستند. این را می توان برای رفتار فردی انجام داد. به عنوان مثال، اگر از ایجاد موقعیت هایی که در حضور تنقلات در خانه هستید خودداری کنید، قطعا تنقلات خود را کاهش خواهید داد. این نیز در مقیاس بزرگتر در سازمان ها کار می کند.
کتاب من چرا مردم کاری را که انجام می دهند انجام می دهند و چگونه آنها را متحول کنیم؟ (لاهلو، 2024) به طور سیستماتیک به این تکنیک می پردازد. همه ما می توانیم تغییر دهنده باشیم. حالا اصول روش را می دانید.