مشکل در رابطه جنسی مدرن و روند عشق
[ad_1] منبع: Perfect Wave / Shutterstock عباراتی مانند “boysober”، “the ick” و “عصر تجرد” به طور فزایندهای وارد فرهنگ لغت امروزی میشوند. آنها اغلب این کار را تحت پوشش وعده بهزیستی بهتر انجام می دهند، ...
[ad_1] منبع: Perfect Wave / Shutterstock عباراتی مانند “boysober”، “the ick” و “عصر تجرد” به طور فزایندهای وارد فرهنگ لغت امروزی میشوند. آنها اغلب این کار را تحت پوشش وعده بهزیستی بهتر انجام می دهند، ...
[ad_1]

منبع: Perfect Wave / Shutterstock
عباراتی مانند “boysober”، “the ick” و “عصر تجرد” به طور فزایندهای وارد فرهنگ لغت امروزی میشوند. آنها اغلب این کار را تحت پوشش وعده بهزیستی بهتر انجام می دهند، و به ویژه برای زنان، سکوی پرشی که می توانند استقلال جنسی را از آن پس بگیرند. اغلب، آنها راه خود را به روان جمعی در پس زمینه فرهنگی وسواس به مراقبت از خود می گذرانند.
من به عنوان یک درمانگر باتجربه رابطه جنسی و رابطه، می ترسم که این حرکات اغلب بیشتر از اینکه فایده داشته باشند ضرر داشته باشند.
برخی از گرایشها، مانند «معمولاً»، به نظر من مردم را تشویق میکند – معمولاً زنان – عمداً به دنبال چیزهایی در شرکای بالقوه (معمولاً مردان) بگردند که آنها را خاموش میکند. این زنان ممکن است فهرستهایی را تهیه کنند که شامل چیزهای بیضرر مانند پارو زدن سگ در آب، نشان دادن قوزک پا یا چرت زدن است.
«پسربچه شدن» یا وارد شدن به «عصر تجرد»، که شامل متعهد شدن به یک دوره (معمولا) طولانی پرهیز جنسی و عاشقانه است، به عنوان زمانی برای تأمل شخصی و خودسازی ستایش می شود. ممکن است آنچه را که جنبه اساسی تجربه انسانی برای اکثر مردم (البته نه همه) است، نادیده بگیرد.
در 20 سال گذشته، فراوانی جنسی کاهش یافته است و بسیاری از جوانان حتی هرگز یک رابطه عاشقانه جدی نداشته اند. در همین حال، میزان اضطراب و افسردگی به ویژه در میان نسلهای جوان افزایش یافته است. برخی تحقیقات نشان می دهد که احتمالاً یک پیوند دو طرفه وجود دارد، به این معنی که با کاهش فراوانی جنسی، اضطراب افزایش یافته است. این افزایش در اضطراب، به نوبه خود، احتمالاً به کاهش جنسیت کمک کرده است.1-2
بر اساس دادههای اخیر جمعآوریشده توسط مؤسسه Kinsey و اپلیکیشن دوستیابی Feeld، تقریباً نیمی از پاسخدهندگانی که ژن Z را معرفی کردند، مجرد بودند، در حالی که تنها یک پنجم از پاسخدهندگان هزاره. بر اساس این گزارش، پاسخدهندگان ژنرال Z، علیرغم گزارش گستردهترین دیدگاهها در مورد تمایلات جنسی و پذیرش عقدهها در بیش از نسلهای قبل، همچنین گزارش دادند که بیش از هر چیز دیگری فانتزیهای جنسی درباره عاشقانه و تکهمسری دارند.
من برای گسست جنسی و عاشقانه ای که نسل های جوان تجربه کرده اند، ترحم می کنم. بسیاری از آنها قبل از اینکه بفهمیم چقدر می تواند از نظر روانی و رابطه آسیب زا باشد در رسانه های اجتماعی به بلوغ رسیده اند. برقراری ارتباط با مردم به صورت آنلاین، برای برخی، مانع از توسعه مهارت های روابط واقعی در زندگی شده است. گیمیفیکیشن برنامههای دوستیابی باعث میشود که در اولین نشانههای تضاد، علاقهای به عشق را کنار بگذاریم، زیرا به راحتی میتوان برای یک اتصال جدید تند کشیدند. و علیرغم نتایج خوب بسیاری از جنبش مثبت گرایی جنسی، برخی گزارش های حکایتی وجود دارد3 افرادی که احساس میکنند کنار گذاشته شدهاند یا دوست دارند به دلیل اشتیاق به ساختارهای سنتیتر روابط یا عدم استقبال از پیچیدگیها، مغرور شوند.
من معتقدم سبک زندگی بر اساس تقاضا ما را برای مقابله با احساسات دردناکی مانند اضطراب یا دلشکستگی مجهز نکرده است. معامله کردن با چیز دیگری آسان تر از همیشه است. در حالی که ما هرگز نباید به روابط ناسالم بسنده کنیم، این روندها می توانند الگویی از اجتناب را تشویق کنند که رشد، صمیمیت و ارتباط معنادار را خفه می کند.
علاوه بر این، من فکر میکنم بسیاری از اطلاعات مربوط به سلامت روان در رسانههای اجتماعی احساسات عادی انسان را به نمایش گذاشته و برانگیخته است. حتی برخی از درمانگران خوش نیت به سرعت به دیگران برچسب “سمی” می زنند یا به جای ارائه ابزارهایی برای عبور از مشکلات اجتناب ناپذیری که در همه روابط بوجود می آیند، قطع ارتباط با افراد را توصیه می کنند. مواردی که به نظر می رسد اشتباهات جزئی می تواند منجر به عواقب بزرگی شود که به سرعت در فضای آنلاین پخش شوند. گاهی اوقات خودمراقبتی به عنوان پاسخی برای همه این مشکلات ارائه می شود – اما حداقل به طور حکایتی، بیشتر توصیه هایی که برای مراقبت از خود در رسانه های اجتماعی می بینم، به جای تقویت روابط معنادار، بر فعالیت های انفرادی مانند مدیتیشن و روزنامه نگاری متمرکز است.
این همه اغلب ما را کجا رها می کند؟ تنها.
من استدلال میکنم که ما باید بپرسیم که آیا روندهای کنونی – از “نفس” گرفته تا قطع ارتباط با مردم در اولین نشانههای درگیری – واقعاً رفاه را تقویت میکنند یا اینکه ناخواسته ما را از ارتباطاتی که میخواهیم دورتر میکنند. به جای اینکه روابط را فرصتی برای کشف بخش های جدید خود بدانیم، آیا در عوض فرهنگی ایجاد کرده ایم که در آن چشم انداز ارتباط عمیق عاطفی و جنسی با ترس مواجه می شود؟
وقتی به عقب برمیگردم و به همه دادهها نگاه میکنم – این واقعیت که مردم کمتر رابطه جنسی دارند، از روابط عاشقانه اجتناب میکنند، و احساس اضطراب، افسردگی و تنهایی میکنند – احساس میکنم که خواستهام به مردم یادآوری کنم که تا آنجا که ممکن است سعی کنیم با آن مبارزه کنیم. انسانها برای عشق و ارتباط ساخته شدهاند. دست زدن به عشق و رابطه جنسی راه حلی نیست. در عوض، ما باید تلاش خود را برای تقویت صمیمیت عاطفی و جنسی معنادار دو چندان کنیم.
ما تحقیقات قوی و روشنی در مورد مزایای بسیاری از روابط عاشقانه و جنسی سالم برای کسانی که آنها را می خواهند، داریم. مزایا شامل افزایش رفاه شخصی و رابطه ای، سلامت جسمی بهتر، و رفاه بیشتر، ثبات عاطفی و شادی کلی است.
در کتاب جدیدم، آناتومی میل: پنج راز برای ایجاد ارتباط و پرورش اشتیاقمن از مردم خواهش میکنم که روندهای مضر قطع ارتباط را بشکنند و در عوض با امیدی دوباره به یکدیگر روی آورند تا شور عاطفی و جنسی را در دنیای مدرن امروزی زنده کنند. توانمندسازی، شادی و حتی رشد شخصی در ارتباط اتفاق می افتد، نه در انزوا.
[ad_2]