[ad_1]
تئوریهای توطئه و عکسهای جعلی مربوط به طوفانهای اخیر با احساسات ما معامله میکنند تا ما را فریب دهند.
منبع: Wikilmages/Pixabay
در اواخر سپتامبر، طوفان هلن جنوب شرق ایالات متحده را درنوردید. حدود دو هفته بعد، طوفان میلتون نواری وحشیانه را در فلوریدا شکست. طوفان ها ویرانگر بودند—ویرانی عظیم اموال و حتی غم انگیز تر، تلفات جانی. در پی هر دو طوفان، اطلاعات نادرست، تلاشهای امداد و نجات را پیچیده کرد و فجایعی را که قربانیان طوفان قبلاً با آن مواجه شده بودند، تشدید کرد. کارکنان آژانس مدیریت اضطراری فدرال (FEMA) در پاسخ به تئوریهای توطئه احتمالی مبنی بر کلاهبرداری از قربانیان طوفان به خشونت تهدید شدند. به دلایل ایمنی، کارگران FEMA قبل از ادامه تلاشهای امدادی خود برای مدت کوتاهی از خانه به خانه رفتن خودداری کردند. حتی هواشناسان به دلیل ادعاهای نادرست مبنی بر کنترل آب و هوا با تهدید مرگ مواجه شدند. پوچ بودن این موضوع در پستی در رسانه های اجتماعی توسط هواشناس کیت نیکولائو ثبت شد: «قتل هواشناسان طوفان ها را متوقف نمی کند. من نمی توانم باور کنم که فقط باید آن را تایپ کنم.»
این واقعا واقعی نیست، اما “واقعی در سطحی عمیق تر” است
سایر اطلاعات غلط ممکن است در مقایسه رام به نظر برسند. عکسهای هوش مصنوعی (AI) دختر جوانی که در حال گریه کردن در حالی که روی یک قایق نجات سگی را در آغوش گرفته بود، علیرغم اینکه جعلی بودن آشکار بود، در فضای مجازی منتشر شد. به عنوان مثال، انگشتان دختر در یک نسخه از عکس بسیار زیاد بود. امی کرمر، نماینده ایالتی در کمیته ملی جمهوری خواهان، این تصویر نادرست را در شبکه های اجتماعی خود به اشتراک گذاشت. او پس از اینکه فهمید فریب خورده است، نوشت: «من آن را ترک میکنم، زیرا این نشاندهنده ضربه و دردی است که مردم در حال حاضر از آن رنج میبرند.» البته این پیگیری باعث فریب دیگری شد. پارکر مولوی، روزنامهنگار، نمونههایی از افرادی را در رسانههای اجتماعی به اشتراک گذاشت که «اعتراف میکنند که این تصویر هوش مصنوعی است، اما همچنان اصرار دارد که در سطحی عمیقتر واقعی است». این مثال ممکن است مشکل بزرگی به نظر نرسد، اما اطلاعات نادرست به طور کلی – حتی نمونه های کمتر آسیب رسان – می تواند منجر به کاهش اعتماد عمومی به نهادهای دموکراتیک، رسانه ها و یکدیگر شود.
در اقیانوس اطلسچارلی وارزل، پدیده «حس واقعی» را با اختراع کلمه «حقیقت» استیون کولبرت در حدود 20 سال پیش مقایسه کرد. کولبر صداقت را اینگونه تعریف می کند: «باور به آنچه احساس می کنید درست است به جای آنچه که حقایق پشتیبانی می کنند». آیا احساسات ما را به تسلیم در برابر دروغ سوق می دهند؟ چرا این اتفاق می افتد و چگونه می توانیم با آن مقابله کنیم؟
اطلاعات غلط و احساسات ما
اطلاعات نادرست تا حدی به این دلیل گسترده شده است که بسیاری از آنها هستند طراحی شده است تا از احساساتمان استفاده کنیم روانشناسان نوربرت شوارتز و مادلین جالبرت (2020) تحقیقی را که در پس آن است توضیح دادند: «آنچه یک پیام را «احساس» می کند، حتی قبل از اینکه محتوای آن را با جزئیات بررسی کنیم. آنها اشاره کردند که در حالت ایده آل، ما باید این پنج سوال را از خود بپرسیم: (1) آیا این اطلاعات جدید با آنچه من می دانم مطابقت دارد؟ (2) آیا منطقی است؟ (3) آیا به منبع اعتماد دارم؟ (4) دیگران چه فکر می کنند؟ (5) و آیا دلیلی بر آن وجود دارد؟ البته، یکی از مشکلات این است که ما همیشه برای پرسیدن این سؤالات وقت و تلاش نمی کنیم، به خصوص وقتی واکنش درونی ما باعث می شود فکر کنیم درست است.
شوارتز و جالبرت دلایلی را که ما از این مراحل رد میشویم، از جمله تکرار اطلاعات (که قبلاً در مورد آن نوشتهایم) و همچنین عواملی که باعث میشوند چیزها «احساس واقعی» داشته باشند، توضیح میدهند. اینها شامل آسان کردن اطلاعات برای پردازش، به عنوان مثال، برای متن نوشته شده، با استفاده از جملات ساده و چاپ واضح، و برای عکس ها، یک داستان به راحتی قابل درک است. یعنی این سادگی پردازش اطلاعات را آسانتر میکند و در نتیجه واقعیتر به نظر میرسد. این معیارها – مختصر، واضح و متکی به تصاویر – اغلب توسط پستها در رسانههای اجتماعی برآورده میشوند، بنابراین تأثیر واقعی آن را افزایش میدهند.
اولین قدم برای مقابله با اطلاعات نادرست ناشی از احساسات این است که هنگام مواجهه با اطلاعات جدید، به ویژه در رسانه های اجتماعی، سرعت خود را کاهش دهید و متوجه شوید که چه احساساتی را تجربه می کنید. در مرحله بعد، پنج سوال ذکر شده در بالا را از خود بپرسید: اگر تعجب آور یا مزخرف است، از منبعی مشکوک با شواهد کمی، و/یا دیگران آن را زیر سوال می برند، شاید شما نیز باید آن را زیر سوال ببرید. همانطور که شوارتز و جالبرت توضیح می دهند، “(T) بهترین محافظت در برابر نفوذ اطلاعات نادرست، شک و تردید در زمانی است که اطلاعات برای اولین بار با آن مواجه می شوند.”
[ad_2]