16:42 - 2024/10/19

دو نشانه که دروغگو را از دست می دهد

[ad_1] توانایی تشخیص فریب تقریباً برای همه ارتباطات انسانی اساسی است. شما می خواهید باور کنید که مردم صادق هستند، از غریبه ای که در خیابان توقف می کنید تا راهنمایی بخواهید تا شریک عاشقانه خود که نظر او را در مورد آخرین مدل موی خود می خواه...

دو نشانه که دروغگو را از دست می دهد

[ad_1]

توانایی تشخیص فریب تقریباً برای همه ارتباطات انسانی اساسی است. شما می خواهید باور کنید که مردم صادق هستند، از غریبه ای که در خیابان توقف می کنید تا راهنمایی بخواهید تا شریک عاشقانه خود که نظر او را در مورد آخرین مدل موی خود می خواهید. در پاسخ های آنها چه چیزی می تواند شما را در این واقعیت که حقیقت به شما گفته نمی شود، راهنمایی کند؟

روانشناسی تشخیص دروغ گذشته طولانی، پیچیده و نه لزوما موفقی دارد. محققانی که با این فرض شروع می‌کنند که «همه دروغ می‌گویند» معمولاً وقتی به دنبال اعتبار نکات غیرکلامی مانند نگاه چشم، حالت چهره و وضعیت بدن هستند، به بن‌بست می‌رسند. کلماتی که دروغگوها استفاده می کنند نیز منبعی از اطلاعات بالقوه از جمله طول پاسخ و تعداد جزئیات را ارائه می دهند. با این حال، بدون پرداختن به تحلیل واژگانی، آیا نشانه های ساده تر و واضح تری وجود دارد؟

دو کانال ارتباطی به عنوان منابع تشخیص دروغ

به گفته برام دی کیرزمکر و همکارانش از دانشگاه گنت (2024)، نظریه‌های مربوط به فریب تشخیص به دو دسته تقسیم می‌شوند: غیر نشانه و نشانه. همانطور که از این اصطلاح پیداست، تئوری های غیر نشانه ای می گویند هیچ نشانه ای وجود ندارد که شما را به سمت فریبکار راهنمایی کند. در مقابل، نظریه‌های کیو پیشنهاد می‌کنند که «فرایندهای روان‌شناختی زیربنایی دروغ‌گویی اساساً با آن‌هایی که در حقیقت‌گویی دخیل هستند متفاوت است» (ص. 1). به عبارت دیگر، دروغ گفتن برای یک دروغگو سخت است. برای تولید حقایق نادرست که در کنار هم قرار می گیرند، به تلاش شناختی بیشتری نیاز است تا گفتن حقیقت.

احساسات همچنین انرژی را از بین می برند، از ترس گرفتار شدن تا احساس گناه در آینده. آخرین باری که کمی فیب گفتید چه احساسی داشتید؟ آیا بعد از آن نگران بودید که کسی را که فکر می کرد صادق هستید گمراه کردید؟ این فشار احساسی می تواند به کانال های ارتباطی کلامی و غیرکلامی نشت کند و تشخیص دروغ را آسان تر کند.

نویسندگان بلژیکی، که در اردوگاه «سرنخ» قرار می‌گیرند، بیشتر پیشنهاد می‌کنند که «علی‌رغم نتایج ضعیف قبلی‌شان» (ص. 2)، دو نشانه قابل اعتماد، ناروانی گفتار و تماس چشمی هستند. سخنرانان دائماً آنچه را که می گویند و چگونه می گویند نظارت می کنند، بنابراین وقتی دروغ می گویند، واقعاً باید روی نحوه انتقال پیام خود تمرکز کنند. را فرضیه تقاضای شناختی (CDH) پیشنهاد می‌کند که از آنجایی که دروغ بسیار سخت است، دروغ‌گویان سخنان خود را با تردید بیشتری (آنطور که فکر می‌کنند) تقویت می‌کنند و به حرف‌های خودشان دست می‌زنند. در مقابل، فرضیه کنترل تلاشی (ACH) نشان می‌دهد که دروغ‌گوها وقتی دروغ می‌گویند صیقل‌تر می‌شوند، زیرا تمرین زیادی می‌کنند. همچنین، آن‌ها می‌دانند که تردید یک هدایای مرده است، بنابراین سخت کار می‌کنند تا راحت صحبت کنند (یعنی «صحبت‌کننده»).

وقتی نوبت به چشم‌ها می‌رسد، دوباره، تحقیقات قبلی نتایج متفاوتی ارائه کرده است، اما نویسندگان بر این باورند که آنچه “بیزاری از نگاه” نامیده می‌شود ممکن است ارزش بررسی مجدد را داشته باشد. CDH پیشنهاد می‌کند که دروغگوها از چشم‌هایشان دوری کنند، زیرا از خودشان خجالت می‌کشند و باید به سختی تلاش کنند تا دروغ‌های خود را اختراع کنند. ACH برعکس می گوید، دروغگوها سعی می کنند با حفظ تماس چشمی ثابت، صادق تر به نظر برسند. در هر صورت، نویسندگان تصمیم گرفتند که این رهبری را دنبال کنند.

قرار دادن CDH در برابر ACH

De Keersmaecker et al. حفظ، شامل تمایز بین گفتن حقیقتی است که می خواهید به عنوان یک دروغ ظاهر شود (بلوف زدن) در مقابل گفتن دروغی که می خواهید به عنوان حقیقت ظاهر شود (فریب). بنابراین، نیت گوینده باید در نظر گرفته شود. گویندگان عمداً از چه چیزی به عنوان نشانه استفاده می کنند وقتی که در مقابل فریب بلوف می زنند؟

الگوی آزمایشی که محققان روی 24 جفت شرکت‌کننده خود استفاده کردند به عنوان «شکار گنج» شناخته می‌شود. در این کار، یک بلندگو مکان یک شی مخفی نشان داده شده روی صفحه را به شنونده اطلاع می دهد. یک حدس درست برای شنونده پاداشی به همراه دارد. در دو مورد از این شرایط، به سخنرانان دستور داده شد که اطلاعات را به گونه ای ارائه دهند که آنها را باورپذیر کند، چه با صداقت و چه با دروغ گفتن. در شرط سوم به سخنرانان گفته شد که باید به گونه ای ارتباط برقرار کنند که با بلوف زدن (می خواهند باور نکنند) فریبنده باشد. سوال این بود که آیا سخنرانان بر اساس شرایط، تماس چشمی و ناروانی گفتار خود را تغییر می‌دهند یا خیر. به‌علاوه، تیم تحقیقاتی می‌توانند رتبه‌بندی صداقت توسط شنوندگان ارتباطات شریک خود را با هم مقایسه کنند.

یافته ها نشان داد که نیت برای تأثیرگذاری بر رفتار سخنرانان کافی است. همانطور که نویسندگان نتیجه گرفتند، “این واقعیت که صرف قصد صادق یا فریبنده به نظر می رسد برای تأثیرگذاری بر رفتار گویندگان کافی بود، شواهد قوی به نفع ACH است” (ص. 13). به عبارت دیگر، مردم می‌دانند که اگر می‌خواهند باورپذیر باشند، چشم‌های دروغگو و آرام صحبت کردنشان باید کنترل شود.

فریب ضروری می خواند

از دیدگاه شنونده، باورپذیری به تماس چشمی و تکرار شکل ناروانی (لکنت زبان) بستگی داشت. هر دوی اینها نمرات تشخیص فریب را بالاتر از شانس (62 و 63٪) ایجاد کردند. این نرخ‌های تشخیص فوق‌العاده بالایی نیستند، اما از آنچه در تحقیقات قبلی گزارش شده است فراتر هستند. با این حال، به طور کلی، شنوندگان سریع‌تر حقیقت را نسبت به دروغ تشخیص می‌دادند، که نشان می‌دهد «شنوندگان به طور پیش‌فرض، سخنرانان را صادق می‌دانند» (ص. 13).

نحوه استفاده از این یافته ها

از آنجایی که نیت افرادی که دروغ می‌گویند حتی مهم‌تر از صداقت حرف‌هایی است که می‌خواهند بگویند، به نظر می‌رسد که رسیدن به قلب خواسته‌های گوینده می‌تواند اولین قدم شما برای کشف فریب باشد. از آنجایی که گزینه پیش‌فرض این است که فردی را که با شما صحبت می‌کند باور کنید، تلاش بیشتری برای شما می‌طلبد تا نقاب نیت او را سوراخ کنید. در هر صورت، بار شناختی روی شما بیشتر از بلندگو است.

همچنین ممکن است برای تصمیم گیری در مورد اینکه چه کسی بلوف می‌زند و چه کسی دروغ می‌گوید، نکته بسیار خوبی باشد. در هر صورت، شما را گمراه می کنند. کسی که بلوف می زند، به اندازه کسی که دروغ می گوید، جبهه ی دروغین می گذارد. ممکن است «گنج» همان جایی باشد که آنها می گویند یا نباشد، اما تمایل آنها برای گمراه کردن شما روشن می کند که آنها بهترین منفعت قلبی شما را ندارند.

برای جمع بندی، در نظر گرفتن انگیزه های کسی بخش مهمی از تصمیم فریب است. استفاده از نگاه و گفتار صیقلی آنها می تواند شما را به مسیر روشن تری به سوی حقیقت راهنمایی کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان