08:28 - 2024/10/18

توجه به عنوان معیار اراده آزاد

[ad_1] دکارت با مشکلی دست و پنجه نرم کرد که در فلسفه ذهن به مرکزیت تبدیل شده است، یعنی تعامل بین آگاهی و مغز فیزیکی. به این می گویند مشکل ذهن و بدن. در بحث فلسفی، اکثر مردم به این سوال پرداخته‌اند که چگونه آگاهی می‌تواند از مکانیسم‌های فی...

توجه به عنوان معیار اراده آزاد

[ad_1]

دکارت با مشکلی دست و پنجه نرم کرد که در فلسفه ذهن به مرکزیت تبدیل شده است، یعنی تعامل بین آگاهی و مغز فیزیکی. به این می گویند مشکل ذهن و بدن. در بحث فلسفی، اکثر مردم به این سوال پرداخته‌اند که چگونه آگاهی می‌تواند از مکانیسم‌های فیزیولوژیکی مغز ناشی شود. با این حال، یک سوال دشوارتر، برعکس است: چگونه آگاهی می تواند بر ماده تأثیر بگذارد؟ دکارت که معتقد بود آگاهی از ماده ای غیر از ماده تشکیل شده است، در توضیح این موضوع مشکل داشت. اما حتی در بحث مدرن، که در آن اکثر مردم معتقدند که آگاهی از فرآیندهای بیولوژیکی مادی ناشی می شود، مشکل همچنان پابرجاست.

اکنون می دانیم که در انسان یک قشر مغزی فعال برای آگاهی لازم است و لوب پیشانی برای خودآگاهی لازم است. برخی از دانشمندان علوم اعصاب بر این باورند که هوشیاری یک پدیده اپی پدیدار است – فقط یک محصول جانبی از فعالیت های مغز – و نمی تواند بر مکانیسم های فیزیولوژیکی ما تأثیر بگذارد. مانند دودی است که از یک لوکوموتیو بخار خارج می شود. فرانسیس کریک، برنده جایزه نوبل پزشکی نوشت: «شما»، شادی‌ها و غم‌هایتان، خاطرات و جاه‌طلبی‌هایتان، احساس هویت شخصی و اراده آزادتان، در واقع رفتاری بیش از یک مجموعه عظیم از سلول‌های عصبی نیست. مولکول های مرتبط آنها.

این گرایش اکنون تا آنجا پیش رفته است که مری میگلی، بانوی بزرگ فلسفه، می نویسد که اکنون سؤال فقط این نیست که “آیا به خدا اعتقاد داری؟” اما ترسناک تر، “آیا خودت را باور داری؟” او استدلال می کند که ما نمی توانیم خود را به روشی که کریک پیشنهاد می کند حذف کنیم. یک قیاس این است که فیزیک به ما می گوید که گرما را می توان به توصیف حرکات مولکول ها تقلیل داد، اما با وجود این، گرما هنوز وجود دارد. به طور مشابه، تجربه ما از خود باقی می ماند حتی اگر عصب شناسی بتواند آن را به طور کامل به واکنش های بیوشیمیایی مختلف کاهش دهد. مشکل اصلی اخلاقی این است که اگر خود یک توهم است که نمی تواند بر فرآیندهای مغز تأثیر بگذارد، پس چه کسی (یا چه چیزی) مسئول اعمال فرد است؟

این پرسش که داشتن اراده آزاد به چه معناست، یکی از داغ ترین مسائل مورد بحث در فلسفه است – و احتمالاً مشکلی که هرگز حل شده تلقی نخواهد شد. به‌جای حمله مستقیم به مشکل، می‌خواهم با این سوال شروع کنم که حداقل معیار برای کسی – انسان، حیوان یا ربات – برای داشتن اراده آزاد چیست. پاسخی که من پیشنهاد می‌کنم، شاید به طرز شگفت‌انگیزی، مربوط به توانایی توجه است.

چیزی که ما معمولاً به آن می گوییم توجه توانایی تمرکز بر بخشی از جریان اطلاعات است که از حواس ما می آید. ما نگاه خود را بر روی بخش کوچکی از دنیای اطراف خود متمرکز می کنیم در حالی که بقیه قسمت های بصری نقش فرعی ایفا می کنند. دو نوع توجه برای تشخیص مهم است. یکی توجه محرک است، مانند زمانی که یک انفجار غیرمنتظره باعث می شود سر یا بدن خود را بچرخانیم تا منبع صدا را ببینیم. مورد دوم توجه کنترل شده است، زمانی که ما فعالانه آنچه را که روی آن تمرکز می کنیم انتخاب می کنیم. درک ما مانند یک خانه کم نور است که در بسیاری از مکان ها کار به طور همزمان در حال انجام است و توجه کنترل شده ما مانند یک چراغ قوه است که می توانیم آن را به قسمت های مختلف خانه هدایت کنیم. ما می توانیم توجه شنوایی خود را به همان روشی که توجه بصری خود را هدایت می کنیم، هدایت کنیم. اگر تعدادی صدا در اطراف شما وجود دارد، برای مثال در یک مهمانی کوکتل، می توانید انتخاب کنید که روی یک صدا تمرکز کنید. سپس صداهای دیگر در پس زمینه محو می شوند و شما متوجه نمی شوید که چه می گویند.

پیشنهاد من برای یک معیار حداقلی این است که اراده آزاد حداقل مستلزم این است که ما توجه خود را معطوف کنیم. احتمالاً، این معیار بیشتر گونه های جانوری را طبقه بندی می کند، اما ارائه هر نوع پشتیبانی تجربی برای این حدس بسیار ناامیدکننده است. حتی افراد کاملاً فلج نیز معمولاً می‌توانند چشمان خود را کنترل کنند (و همچنین انتخاب کنند که روی چه چیزی تمرکز کنند تا بشنوند)، بنابراین این معیار، اراده آزاد را نیز به آنها نسبت می‌دهد، حتی اگر قادر به انجام هیچ عمل دیگری نباشند.

چه چیز دیگری لازم است تا کسی گفته شود اراده آزاد دارد؟ یک پاسخ توسط فیزیولوژیست چارلز شرینگتون ارائه شده است. به عقیده او، خود بیش از هر چیز باید یک بازیگر در جهان باشد: کسی که باعث می شود چیزها اتفاق بیفتد. خود باید خود را عامل رخدادها بداند تا دارای اراده آزاد در نظر گرفته شود، نه فقط از نظر داشتن بدنی که بتواند با اشیاء دیگر تعامل داشته باشد، بلکه با داشتن خواسته هایی که منجر به اعمال می شود. معیاری که من پیشنهاد می کنم یک مورد خاص اوست.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان