پارکهای کلرادو و حیات وحش (CPW) اخیراً گروه کپر کریک را از بین بردند – خانوادهای از گرگها متشکل از پدر، مادر و پنج فرزندشان، زیرا در زمین یک دامپرور زندگی میکردند که هیچ کاری نکرد تا آنها را از خوردن گاوهایش باز دارد. و گوسفند پدر گرگ پس از به دام افتادن و نگهداری در قفس جان خود را از دست داد مادر و چهار کودک در مکانی نامعلوم اسیر هستند. همین هفته متوجه شدیم که یک توله سگ دیگر وجود دارد که CPW از دست داده و از زمانی که خانوادهشان توسط تلاشهای شوم CPW با استفاده از تلههای نگهدارنده تخریب شدهاند، تنها بوده است. CPW دیگر به دنبال این جوان تنها نیست و آنها باید به مراقبت از خودشان ادامه دهند. شکی وجود ندارد که آنها در حالی که تنها هستند به شدت تحت فشار هستند، مانند اقوام سگ خانگی، سگ های همدم و سگ های آزاد.
این والدین اولین جفت مولد در ایالت بودند و آنها و پنج فرزند جوان نشان دهنده DNA گرگ های آینده کلرادو هستند. آنها تمام تلاش خود را برای زنده ماندن انجام دادند و متوجه شدند که حیوانات غذای دامدار در مقایسه با شکار طعمه وحشی، گزینه آسانی – اساساً «سرویس اتاق» هستند.1
چرا احساسات حیوانات اهمیت دارد
من مطمئن هستم که CPW نیت خوبی داشت اما نیت خوب کافی نیست. CPW “عملیات تله و جابجایی” گرگها را از سه طریق شکست داد. این یک شکست در ماهیت خود است: ریشه کن کردن و آسیب رساندن به زندگی اعضای دسته فقط به دلیل گرگ بودن.
آنچه در ادامه میآید فراتر از گرگهای کلرادو و درگیریهای آنها با انسانها است و در مورد روابط انسان و حیوان با طیف گستردهای از حیوانات دیگر صدق میکند.
1. علم: علم نشان میدهد که مداخله در زندگی گرگها به احتمال زیاد پیامدهای منفی جدی در پی خواهد داشت، و چنین هم شد – پدر پس از اسارت مرد و بقیه خانوادهاش در اسارت یا به تنهایی نگهداری میشوند. حتی اگر برخی یا همه این بسته اسیر در تاریخ بعدی آزاد شوند، کارشناسان نگرانند که بازگشت آسان به حیات وحش نباشد.
البته این امید وجود دارد که ما در جامعه علمی اشتباه کنیم. اما یک چیز مسلم است: اگر CPW از “بهترین علم موجود” استفاده می کرد، چیزی که آنها ادعا می کنند انجام می دهند، به هیچ وجه با گرگ ها درگیر نمی شد یا آنها را اسیر نمی کرد، در عوض به آنها فرصت می داد تا با خانه جدید خود سازگار شوند و دامداران در آن نزدیکی کار خود را انجام می دادند. بخشی برای به کارگیری اقدامات معقول بازدارندگی غیر کشنده. اگر فقط، پس این گروه بنیانگذار گرگ ها به جای تحقیر و بدرفتاری مورد تجلیل قرار می گرفتند.
اگر مسئولین رفاه گرگها به آنچه تحقیقات علمی در مورد زندگی عاطفی این موجودات ذی شعور به ما نشان داده است توجه می کردند، دخالت در زندگی این گروه خانواده نیز دلسرد می شد. و در حضور انسان هایی که سعی در زندگی مشترک با آنها دارند.
CPW همچنین این احتمال را نادیده گرفت که مرد پس از گیر افتادن در یک تله نگهدارنده پا و نگهداری در قفس جان خود را از دست داده است، زیرا او به شدت استرس داشت و قبلاً از یک پای آسیب دیده رنج می برد.
2. اخلاق: گرگ ها موجوداتی ذی شعور هستند، نه صرفاً اشیایی که باید به اینجا و آنجا جابجا شوند، گویی تحت تأثیر اتفاقاتی که برایشان می افتد قرار نمی گیرند. مطمئناً به دام افتادن و جابجایی آنها و از دست دادن پدر و همسرشان، احساسشان را خراب کرد و عمیقاً رفاه فردی آنها را به خطر انداخت.
3. عقل سلیم: هرگز قصد دامداران ضد گرگ این نبود که با معرفی مجدد همراهی کنند، صرف نظر از اینکه CPW چند بار برای ارائه کمک وارد عمل شده و چقدر پیشنهاد پرداخت غرامت داده است. طی چند روز پس از حذف بسته مس کریک، همان دامدارانی که خواستار حذف آنها بودند شروع به شکایت کردند که جابجایی کافی نیست.
آیا این کار را با سگ خود انجام می دهید؟ سگ ها یک اجداد گرگ مشترک دارند و دارای ژن های گرگ و مسیرهای عصبی گرگ مانند در مغزشان هستند. عقل سلیم و علم حکم میکند که اگر سگها زندگی عاطفی غنی و عمیقی دارند، که البته دارند، گرگها و حیوانات متعدد دیگر نیز چنین هستند. اگر کاری را انجام نمیدهید یا اجازه نمیدهید آن را با یک سگ انجام دهند، چرا آن کار را انجام میدهید یا اجازه میدهید آن را با یک گرگ انجام دهند؟2
کودا: حرکت فراتر از گرگ به حیوانات دیگر از جمله همسایگان وحشی ما
علم نشان میدهد که نحوه تعامل ما با حیوانات دیگر مستلزم یک طرز فکر جدید است که دیدگاه آنها، آنچه را که درباره آنچه برای آنها و سایر افراد میافتد فکر میکنند و چه احساس میکنند را در بر میگیرد. شکی نیست که هر یک از اعضای خانواده گرگ ها با از هم پاشیدن خانواده خود آسیب زیادی دیده اند.3
تحقیقات تطبیقی همچنین نشان میدهد که استدلال اینکه حیوانات دیگر زندگی عاطفی عمیق و غنی را تجربه میکنند، «رادیکال» نیست. تحقیقات تطبیقی همراه با داستان های بی شمار، مشابه فرزندان سگ های همدمشان که میلیون ها نفر خانه و قلب خود را با آنها به اشتراک می گذارند، نشان می دهد که گرگ ها، سگ ها و بسیاری از حیوانات دیگر چه فکر و احساسی در مورد سلامت جسمی و روحی خود دارند که برای هر فرد مهم است و باید چه احساسی دارند. در مورد نحوه دخالت ما در زندگی آنها در نظر گرفته شود.
وضعیت فعلی گرگهای کلرادو نمونهای مجزا از درگیریهایی نیست که وقتی ما وارد زندگی حیوانات دیگر میشویم به وجود میآیند. این تنها یکی از نمونههایی است که ماهیت نامتقارن روابط انسان و حیوان و نحوه تعامل ما با حیوانات را در سناریوهای مختلف از جمله نحوه تعامل با همسایگان وحشی خود زیر سوال میبرد.
بحثهای آزاد میتواند برای گفتوگوهای گستردهتر درباره «آنها» (دیگر حیوانات) و ما و اینکه چگونه میتوانیم و باید همزیستی مسالمتآمیز را میان همه افرادی که در این بحثها دخیل هستند، تقویت کنیم، و بوده است.