تصاویری که در شب در رویاهای ما ظاهر می شوند بسیار فردی هستند. آنها توسط ناخودآگاه شما ایجاد می شوند و با روان و موقعیت منحصر به فرد زندگی شما سروکار دارند. هیچ فرهنگ لغت رویایی نمی تواند به شما بگوید که تصاویر در خواب شما چه معنایی دارند، زیرا اهمیت آنها برای شما خاص خواهد بود. با این حال، نمادها به لایه عمیقی از اهمیت جهانی نفوذ می کنند. رویاها مملو از تصاویر کهن الگویی هستند که از میراث روانی باستانی ما صحبت می کنند. یکی از این تصاویر سگ است.
سگ ها با نظمی شگفت انگیز به رویاهای ما می روند. ما رویای ملاقات مجدد با حیوانات خانگی محبوب دوران کودکی را داریم. اما ما همچنین ملاقات هایی را از طریق ترشح بزاق، پارس کردن سگ های وحشتناک یا کابوس هایی تجربه می کنیم که در آن توله سگ ما گریه می کند زیرا ما به او غذا نداده ایم، یا به طور غیرقابل حسابی او را در کمد حبس کرده ایم.
نماد سگ
وقتی حیوانات وارد رویاهای ما می شوند، احساس او بیشتر می شود. حیوانات ما را با احساسات فیزیکی مرتبط می کنند – خز ضخیم، بینی خیس، دندان های تیز. آنها ما را با بخشهایی از خودمان که ممکن است هرگز نشناختیم، فراموش نکردهایم، یا ترسیدهایم مرتبط میکنند و ما را به ارتباط نزدیکتری با غرایز حیوانیمان میرسانند.
سگ ها البته به عنوان حیوان همدم محبوب انسان ها نقش ویژه و منحصر به فردی دارند. هنگام تشکیل انجمن های سگ خود، باید در نظر بگیرید:
- اهلی کردن گرگ ها به سگ: فرآیند پرورشی که یک موجود وحشی را به دوست و یاور مردم تبدیل کرد.
- قلمرو غریزی سگ – سگ به شدت به بینی خود متکی است. خوب و بد را در غذا و دوستان و طعمه بو می کشد.
- سگ به مثابه پل – سگ دارای قوای وحشی و غریزی است که ما نداریم، و با این حال، آنها همنشین خانه ما هستند. آنها ما را به شیوه ای قابل قبول و محافظتی به طبیعت وحشی مرتبط می کنند.
- سگ ها و عشق – بسیاری از صاحبان سگ عشق بسیار عمیقی را که نسبت به سگ خود احساس می کنند و میزان عضویت آن در خانواده را تأیید می کنند. این نوع عشق اغلب بدون قید و شرط و بدون قضاوت توصیف می شود.
- سگ به عنوان محافظ و قهرمان – داستانهایی در فرهنگ درباره محافظت، نجات یا فداکاری سگها برای انسانشان فراوان است.
- سگ های ترسناک – سگ های نگهبان، سگ های مواد یاب و سگ های مبارز نیز بخشی از برخورد ما با سگ سگ هستند.
سگ در اسطوره
سگی که در خواب شما ظاهر می شود هم منحصر به فرد است و هم جزو دسته سگ های بزرگ و قدیمی است: سگ های مقدس، سگ های وحشی، سگ های اهلی و سگ های خیالی. حیوانات اتصال دهنده های بزرگ شخصی و جمعی هستند و تجربه فردی را با نمادگرایی کهن الگویی تقویت می کنند.
سگ های کهن الگویی در بسیاری از فرهنگ ها به عنوان راهنمای روح مردگان به دنیای زیرین ظاهر می شوند. نویسنده روم باستان، آپولئیوس، نوشت: «سگ که گردن خشن خود را بالا میبرد، صورتش به طور متناوب سیاه و طلایی میشد، پیامآوری را نشان میداد که از اینجا و از آنجا بین قدرتهای برتر و دوزخی میرفت.
سگ های مهم از قلمرو اسطوره عبارتند از:
- سربروس، سگ سه سر اساطیر یونانی که از ورودی جهنم محافظت می کرد.
- گارم، که از نیفلهایم، دنیای زیرین نورس، محافظت می کرد و «شگ هل»، ملکه جهان اموات بود.
- زولوتل، مردی با سر سگ از اساطیر آزتک، که راهنمای روح مردگان و همچنین خدای هیولاها، مرگ، بدبختی و دوقلوها بود.
- آنوبیس، خدای سر سگ مصر باستان که بر مومیایی سازی و زندگی پس از مرگ حکومت می کرد.
سگ های رها شده یا زخمی
مردم معمولاً رویای سگ هایی را می بینند که ممکن است زخمی، گرسنه یا رها شده باشند. چنین رویاهایی ممکن است نمایانگر بخش لطیف و معصومی از خودمان باشد که از آن غفلت کرده ایم. بسیاری از مردم رویاهای وحشتناکی می بینند که در آن متوجه می شوند حیوان خانگی خود را ماه ها در خانه تنها گذاشته اند یا فراموش کرده اند که به آن غذا بدهند. رویا ما را دعوت می کند تا با عشق و شفقت به سمت این جنبه معصومانه و غریزی روی آوریم.
داچشوند در کمد
من به یک آپارتمان جدید نقل مکان کردم. من و یکی از دوستانم با هم زندگی می کردیم و حالا تنها بودم. دوست من در رابطه اش دچار اختلاف شده بود، او چیزی را به شریکش گفته بود که هنوز در مورد دوست دیگری نمی دانستند و شریک زندگی اش از این حرف یا از او عصبانی شد. حالا من در این آپارتمان جدید بودم و تنها زندگی می کردم و به این فکر می کردم که شارژرهای تلفن بیشتری تهیه کنم و آنها را کجا ذخیره کنم. ناگهان صدای جیرجیر و پارس شنیدم. یک کمد باز کردم و سگم را آنجا پیدا کردم. او یک داشوند بسیار کوچک بود. تمام روز را در حالی که سر کار بودم، در این کمد کوچک آنجا گذاشته بودم. حتماً موقع حرکت او را در آنجا گذاشتم و فراموش کردم. همه چیز او را فراموش کردم، فراموش کردم که حتی یک سگ دارم. من خیلی از این خجالت کشیدم وقتی در کمد را باز کردم او را نزدیک خودم گرفتم و هر دو از اینکه آنجا بودم بسیار خوشحال بودیم. او خیلی تکان خورده بود – میتوانست صحبت کند و گفت: «تلفن مدام به من اطلاع میداد: «پدر را در آپارتمان رها کردم». تلفن من همراه او در کمد بود و این اعلانها را درباره جداییمان برایش میفرستاد. او احتمالاً تمام روز پارس می کرد و نمی دانست من کجا هستم.
این رویای بسیار متحرک نمونه ای از رویای سگ های مکرر است: سگ رها شده یا نادیده گرفته شده. چنین رویاهایی اغلب بیانگر احساس رها شدن بخشی از خود است. شاید ما در حال پیشروی یک زندگی موفق هستیم و دستاوردها را به یاد می آوریم، اما از ایجاد ارتباط با آن بخش از خودمان که دوست داشتنی و سرشار از زندگی است، غفلت کرده ایم، چیزی که یک حیوان خانگی محبوب می تواند به وضوح نماد آن باشد. حیوان خانگی رها شده برای یادآوری احساسات و نیاز ما به وابستگی ظاهر می شود. در این خواب، احساس گناه و شرم شدیدی وجود دارد، اما پس از آن با نزدیک نگه داشتن داک، بیننده خواب می تواند با بخشی از خود متحد شود.
این رویاپرداز زن 31 ساله اخیراً از شریک زندگی خود جدا شده بود. اغلب، پس از جدایی، سعی می کنیم خودمان را سخت کنیم و به تنهایی آن را انجام دهیم. ممکن است احساسات از دست دادن، غم و اندوه و رها شدن را سرکوب کنیم. در رویا، سگ کوچولو نمایانگر بخش آسیب پذیر و شیرین خواب بیننده است که او می تواند به آن آرامش دهد.
اگر سگی به خواب شما راه پیدا کرد، اهمیت شخصی و همچنین طنین افسانه ای آن را در نظر بگیرید. سگ ها حکمت غرایز را منتقل می کنند و می توانند راه شفا و رشد را نشان دهند.
نسخه توسعه یافته تری از این پست در dreamwisebook.com ظاهر شد.