در یکی از پستهای اخیر، «نثرها و مضرات نوشتن هوش مصنوعی»، داستان پیوستن به آزمایش شیطانی یکی از دوستانم را شرح دادم. او از یکی از ابزارهای نوشتن ربات خواست تا به سبک من مقاله ای در مورد بازی شیطانی بزرگسالان Cards Against Humanity بنویسد و دغدغه من را با بازی در ذهن حفظ کند. (یک بار ویراستار، نه کاملاً غیرانتقادی، به من گفت که «آنقدر جملات نمینوشتم که مشت و مشت به آنها میکوبم.» پس شاید «سبکی» داشته باشم.)
آیا دستگاه به طور باورپذیر و متقاعد کننده شبیه سازی می کند؟ آیا می تواند شوخ و مستقیم باشد؟ آیا دستگاه اطلاعاتی را که من از دست دادهام پیدا میکند؟ آیا می تواند قصیده ای بسازد؟ وقتی چالش روبات را پذیرفتم، تصنیف Luddite درباره قهرمان افسانهای فولکلور، «جان هنری استیل درایوین» در گوشم زنگ زد. می خواستم بدانم: آیا باید صفحه کلید را در قفسه بگذارم و نوشتن در مورد بازی را به دستگاه بسپارم؟ آیا باید چکش را زمین بگذارم؟
این مجسمه قهرمان مردمی افسانه ای لودیت، جان هنری، که جان خود را در مسابقه ای علیه ساخت تونل مکانیزه راه آهن فدا کرد، در نزدیکی تالکوت، WV قرار دارد.
منبع: با حسن نیت کن توماس (2001)
برای کوتاهتر کردن یک داستان کوتاه، به گوش من نوشتار هوش مصنوعی پرمدعا، پرمحتوا و پرشکوه بود و عمق آن را تا یک مایل از دست داد. احساس میکردم نه آنقدر تقلید شده، بلکه فریب خورده. تقریب به ما خنده خوبی داد.
نویسنده در مقابل ماشین
همانطور که اتفاق می افتد، این تنها توجیهی نبود. اندکی پس از آن، «کنجکاوی صمیمانه»، رماننویس محبوب کورتیس سیتنفلد را بر آن داشت تا آزمایش مشابهی را از سوی یکی از ویراستاران نشریه بپذیرد. نیویورک تایمز صفحات نظر. آیا ربات چت میتواند به روش خانم سیتنفلد یک «کتابخوانی تابستانی و جذاب ساحلی» بسازد؟ برای این آزمایش، آن دو پرسیدند که آیا خوانندگان می توانند تفاوت بین ماشین نویسی و نوشتار نویسنده را با مقایسه دو متن، که نویسندگی بدون منتسب باقی مانده است، تشخیص دهند.
مسابقه با تامین عناصری که شامل «شهوت، بوسیدن، دمپایی، پشیمانی و میانسالی» بود، شروع شد. شروع های امیدوار کننده نه؟ این ربات تنها در 17 ثانیه داستانی 1000 کلمه ای ساخت. نویسنده بیشتر طول کشید تا نوشته خود را بنویسد. کمتر از 17 ثانیه طول کشید تا بفهمم واقعی از ربات.
تمایز هنر از مصنوع
داستان اول، به نظر می رسد که سیتنفلد است، به طرز قابل توجهی شروع می شود: “شما احتمالاً می توانید ببینید که این به کجا می رود.” هوم نه، احتمالاً نمی توانیم. ما نمی دانیم “این” چیست. ما خوانندگان نمی دانیم کجا و چیست. اما ای کاش انجام می دادیم. با ترفند کوچک جمله اول، او ما را دارد.
باز شدن ربات را مقایسه کنید: «لحظه فلیپ فلاپ. لیدیا همیشه عملی بوده است. این ویژگی بارز او بود…» خوانندگان فهیم به non sequitur اولیه و مرجع ضمیر گیج کننده ضعیف توجه خواهند کرد. صدای منفعل گریزان دنبال می شود. (سه اشتباه بزرگ در 12 کلمه، ykes) بدترین قسمت، لغزش چهارم: آغاز فاقد دعوت است. چه کسی اهمیت می دهد که بعد از آن چه می شود؟ منظورم اینه چرا به خواندن ادامه دهید؟
نویسنده با ماشین زمین را تمیز می کند
ممکن است در اینجا با یک عنوان ساده متوقف شویم: «نویسنده با ماشین زمین را تمیز می کند». اما از نظر فکری و اخلاقی بیشتر در خطر است. با توجه به اطلاعات بسیار زیادی که اکنون در دسترس است و فضای کمی برای مانور به سمت اصالت وجود دارد، توسل به دستگاه نویسندگان نوپا را مجذوب خود می کند. این فناوری میتواند نثری سریع کورکآمیز را در مورد بیشمار موضوعات مقالهی ترم داغ ارائه دهد – به قاچاق جنسی فرامرزی، جنگهای مذهبی، فاجعه آب و هوایی و براندازی انتخابات فکر کنید. شما نام ببرید با نزدیک شدن به این وسوسه و ضرب الاجل، ترسیم مرز بین کمک و سرقت ادبی مشکل ساز است.
پروفسورها عصبانی می شوند
لیزا گراملیچ، دانشمند پیشگامی که اثرات گرمایش جهانی را ترسیم کرده و رئیس بازنشسته علوم محیطی در دانشگاه واشنگتن است، با یک تاریخچه کپسولی از نحوه تأثیرگذاری موضوع اخلاقی و آموزشی هوش مصنوعی بر کلاس درس برای من نوشت.
گراملیچ نتیجه گرفت که هوش مصنوعی در ابتدا مدیران و اساتید را «ترس» کرد. وقتی سیاستهای دانشگاهی هشدارهای وحشتناکی در مورد فریب و نقلقولهای غیرقابل اعتماد صادر میکرد، دانشآموزان «خمیازه میکشیدند و چشمانشان را میچرخانیدند». معلمان به طور قابل پیش بینی بیشتر هول کردند. او می نویسد، اما نه چندان قابل پیش بینی، “ما از فریب به فکر خلاقانه در مورد آینده رفتیم.”
دانشگاه عزم جدیدی را در سراسر مؤسسه تنظیم کرد تا با دقت و شخصی بیشتر نحوه مبارزه دانشجویان با «متون متعارف» را تشویق و پرورش دهد. هدف آموزش دست و پنجه نرم کردن با ایده های جدید، پیروی از واقعیت ها به جایی است که آنها منجر می شوند، و ترکیب منسجم دانش جدید. اگر هوش مصنوعی بتواند به استادان کمک کند تا این وظایف ظریف و سخت را دنبال کنند، به آنها کمک کند از طرح «سوالات معمول مقایسه و تضاد» خودداری کنند، و با دقت بیشتری سخنرانی، بحث کلاسی و متون اختصاص داده شده را ادغام کنند، فناوری جدید «اساتید را مجبور به تعامل با دانش آموزان در یک سطح عمیق تر.”
سطح عمیق تر
کارولین کورسمایر، رماننویسی که اخیراً بهعنوان رئیس گروه فلسفه دانشگاه بوفالو بازنشسته شده است، این سؤال عمیقتر اساسی و «کاملاً حیاتی» را دنبال میکند و به «تغییرات در نحوه استفاده از ذهن خود» میپردازد که نوشتن هوش مصنوعی برانگیخته است. دنیا وضعیت بهتری خواهد داشت زیرا هوش مصنوعی مجموعه داده های غول پیکر را مرتب می کند و اطلاعات را برای ارائه پیشرفت های خیره کننده در زمینه های متنوعی مانند زیست شناسی مولکولی و کنترل ترافیک مدیریت می کند. اما، Korsmeyer اشاره می کند که یادگیری چیزی بیش از جمع آوری اطلاعات است. او می نویسد، “اگر یادگیری شامل توسعه و اصلاح ظرفیت های شناختی و بیانی شخص باشد، (AI) احتمالا نمی تواند یک ابزار یادگیری واقعی باشد.”
کورسمایر میگوید: «کوشش برای تبدیل ایدهها به کلمات «بیشترین اهمیت» است، زیرا ترکیب فرآیندی از هر دو است. تشخیص دادن معنی و محتوا و تولید می کند معنی و محتوا تنظیم افکار و تقویت آنها به نویسندگان تمرین می دهد. نویسندگان در حین نوشتن عضلات ذهنی می سازند تا بفهمند.
تلاش برای یافتن کلمه مناسب
میانبر کردن مسیر به سمت کشف مانند نقاشی کردن با اعداد است. من چیزی از تمرین سخت در مهارت و مراقبت کم نمی کنم. همچنین برای تزئین سطل زباله مفید است. اما نقاشی با اعداد نمی تواند ادعای اصالت داشته باشد. تبلیغات اصلی صد ساله برای مجموعههای رنگ به عدد نوید میداد «نقاشی زیبا در اولین باری که امتحان میکنید!» این سرگرمیها از تلاش برای بالا رفتن از چندین پله که بینش و درک بصری ایجاد میکند نادیده میگیرند. آنها هنر را نادیده میگیرند. نقاشان واقعی روابط را بررسی میکنند. بین فرم، رنگ، سایه، ژست، ماده و موضوع، به نحوی که نویسندگان تلاش می کنند تا با انتخاب کلمه مناسب، منظور ما و آنچه را که فکر می کنیم، بیابند.
این جستجو بیش از یک بازی کلمات لذتبخش است، زیرا کشف آنچه میخواهیم بگوییم و گفتن آن با ظرافت و پیامد، با مضامین اخلاقی در این دوره از دروغهای تولید شده توسط رباتها طنینانداز میشود.
گوستاو فلوبر، رماننویس فرانسوی، اینگونه بیان میکند: به نظر او، نوشتن جستجویی است برای «les mots justes“، کلمات دقیق، کلمات درست. یا باید به طور واضح بگوییم، فقط کلمات