[ad_1]

خشم یک احساس مهم است، اما زمانی که یک رابطه تدافعی باشد می تواند مخرب باشد. عصبانیت ناسالم باعث می شود که فرد نتواند به خودش نگاه کند. فرد به جای تأمل و تنظیم، بلافاصله به شما حمله می کند. این اغلب نوع خشمی است که یک فرد خودشیفته تجربه می کند. با این حال، نوع دیگری از خشم می تواند با ارائه اطلاعاتی مبنی بر اینکه اتفاق ناعادلانه ای در یک رابطه رخ می دهد مفید باشد. این نوع خشم ممکن است باعث ناراحتی شما شود، اما اگر تحمل و درک شود، می تواند به شما کمک کند از رفتار و دستکاری ناعادلانه محافظت کنید.
یک فرد خودشیفته به سختی در آینه نگاه می کند. آنها اغلب به هر دادهای که ممکن است روحیهشان را تضعیف کند، واکنش تند و تند دارند. به جای اینکه خودشان را تنظیم کنند، فوراً شما را سرزنش می کنند. این سناریو را در نظر بگیرید: تیلور و آستین در حال تعطیلات در آریزونا هستند. آستین در مورد امتحان کردن یک رستوران منحصر به فرد که در نزدیکی استراحتگاه است هیجان زده است. در حالی که آنها در حال سوار شدن به ماشین هستند، تیلور ناله می کند که برای ناهار زیاد خورده است و خیلی گرسنه نیست. آستین فوران می کند و می گوید: «خیلی عالی! من تمام تلاشم را کردم تا این رستوران را پیدا کنم و رزرو کنم و حالا شما گرسنه نیستید؟؟؟؟ فراموشش کن! من نمی روم!» آستین از ماشین پیاده می شود و طوفان می زند.
در این شرایط، عصبانیت آستین حالت تدافعی و خودشیفتگی دارد. به جای اینکه به درون نگاه کند تا خشم خود را بفهمد و به طور سازنده بر اساس آن عمل کند، او را به شدت سرکوب می کند. او بلافاصله از دسته پرواز می کند زیرا تیلور در حال ابراز احساسی است که دوست ندارد. اگر آستین خشم خود را با هوش هیجانی بیشتری مدیریت می کرد، در مورد احساس خود فکر می کرد و متوجه می شد که آسیب دیده است، زیرا تیلور آنقدرها از شام هیجان زده نیست. بعد، او آنچه را که احساس می کند، تشخیص می دهد. “این ناامید کننده است. من واقعاً میخواستم از شام لذت ببری.» تیلور سر تکان می دهد و می گوید: «می دانم. من قصد نداشتم در ناهار زیاد بخورم. من چند گزینه سبک تر در منو می بینم. من مشتاقانه منتظر امتحان آنها هستم.» آستین خیالش راحت است و می گوید که بدش نمی آید آن غذاها را هم امتحان کند.
هنگامی که اتفاق ناعادلانه ای در یک رابطه رخ می دهد، ممکن است خشم سالمی را تجربه کنید. این نوع احساسات می تواند باعث ناراحتی شما شود، زیرا نمی خواهید از دست یک عزیز عصبانی شوید، اما اطلاعات ارزشمندی است. در سناریویی دیگر، روث و دنیس برای پرداخت قبوض ماهانه خود با مشکل مواجه هستند. روت برای گذران زندگی شغل دومی را انتخاب می کند. او با درآمد اضافی خود می تواند آنها را از نظر مالی سرپا نگه دارد، اما او خسته است. پس از سه ماه، دنیس به خانه می آید و اعلام می کند که کارش را رها کرده است. او می گوید: “دیگر نمی توانستم رئیسم را بگیرم.” روت فوق العاده عصبانی است. او تصمیم او را زیر سوال می برد. دنیس عصبانی است و به او می گوید که باید حمایت کند و او قصد دارد به سرعت شغل دیگری پیدا کند. روت به دلیل عصبانی بودن احساس گناه می کند، اما همچنین احساس می کند که خسته، استثمار شده و مورد استفاده قرار گرفته است. او تصمیم می گیرد چند دقیقه ای را به تفکر در مورد آنچه که احساس می کند اختصاص دهد.
در این داستان، روت حق دارد دیوانه باشد. عصبانیت او اطلاعاتی است مبنی بر اینکه چیزی بسیار ناعادلانه در رابطه در حال رخ دادن است. پس از تأمل، روت متوجه می شود که خشم او موجه است. او به جای عذرخواهی برای عصبانیت خود، تصمیم می گیرد برای جلوگیری از استثمار مستمر مرزی تعیین کند. او می گوید: «دنیس، این مشکلی ندارد. من شبانه روز برای حمایت از ما کار می کنم تا شما در خانه بنشینید. اگر تا ماه آینده شغلی ندارید، باید خانه را ترک کنید. ما میتوانیم همدیگر را ببینیم، اما باید بدانم که قبل از سرمایهگذاری بیشتر در این رابطه، میتوانی از خودت حمایت کنی.»
خشم یک احساس جهانی است که می تواند هم مخرب و هم سازنده باشد. فردی که خشمش حالت تدافعی و خودشیفتگی دارد، تنظیم نمی کند یا به درون نگاه نمی کند تا بفهمد چه احساسی دارد. در عوض مدام به شما سرزنش می کنند. از طرف دیگر، نوع عصبانیتی که هنگام برخورد بد با شما در یک رابطه تجربه می کنید، مهم است که آن را بپذیرید و درک کنید. به عنوان یک فرد باهوش عاطفی می توانید آنچه را که احساس می کنید منعکس کرده و به آن احترام بگذارید. این ممکن است به شما این امکان را بدهد که در عین حال که مرزهای مهمی را در یک رابطه تعیین می کنید، روی احساسات منفی به شیوه ای سازنده عمل کنید.
شما می توانید اطلاعات بیشتری در مورد این موضوع در کتاب جدید من بیابید، چگونه یک خودشیفته را پیشی بگیریم: از هوش عاطفی برای بازگرداندن کنترل در خانه، محل کار و زندگی استفاده کنید.
[ad_2]