روانشناسی عواطف تاریخچه ای طولانی و طولانی دارد. با شروع با آنچه همه دانشجویان روانشناسی مقدماتی می آموزند، بحث های کلاسیک بین اردوهای “من قبل از اینکه احساس کنم فکر می کنم” و “من قبل از اینکه فکر کنم احساس می کنم” وجود دارد. سپس بحث شدیدتر در مورد تعداد احساسات وجود دارد و نحوه سازماندهی آنها در مجموعه ای منطقی از مقولات وجود دارد.
از دیدگاه شخصی شما، این سؤالات ممکن است علاقه نظری انتزاعی داشته باشند، اما شاید شک دارید که بتوانند لزوماً به شما کمک کنند تا با آشفتگی هایی که احساسات شما می توانند ایجاد کنند کنار بیایید. ممکن است تعجب کنید که چرا نمی توانید آنقدر که دوست دارید شاد باشید یا چرا هیچ چیز برای شما خنده دار به نظر نمی رسد. ترس ممکن است در موقعیت هایی که احساس عدم اطمینان یا خطر می کنید، شما را مشغول کند.
مطمئناً، احساسات در محدوده تجارب انسانی از جایگاه منحصر به فردی برخوردارند. می آیند و می روند، شاید به ظاهر بدون هیچ تحریکی. آنها میتوانند هر کیفیتی را از بالاترین تا پایینترین کیفیت ایجاد کنند. ممکن است بتوانید آنچه را که در مورد آن فکر می کنید یا حتی آنچه را که فکر می کنید می خواهید کنترل کنید، اما این احساسات می توانند شما را کاملاً ناآگاه کنند.
شاید در حال تماشای یک فیلم یا برنامه تلویزیونی پر از درام هستید. شما در حالی که زیر و بم داستان را دنبال می کنید خوب کار می کنید، اما بعد، به طور غیرقابل توضیحی، گفتار یک شخصیت شما را تحت تأثیر قرار می دهد و اشک می ریزید. چرا این اتفاق افتاد؟
از نظریه شخصیت تا نظریه احساسات
به گفته روانشناس مارک هورنر و همکارانش (2024)، انواع احساساتی که اغلب بر شما غلبه می کنند، شامل نوعی موقعیت بین فردی هستند. نویسندگان استدلال میکنند که احساسات شما میتوانند در موقعیتهای مختلفی ایجاد شوند، اما آنهایی که افراد دیگر را درگیر میکنند اهمیت ویژهای دارند.
به گفته آنها، “حالت های عاطفی بین فردی در طول تعاملات اجتماعی بازخورد لحظه به لحظه ارائه می دهد” به این معنی که آنها شما را به آنچه با افراد دیگر روی می دهد راهنمایی می کنند. با این حال، شما همچنین “خواص عاطفی بین فردی” دارید که “ویژگی های پایدارتر” شخصیت شما را تشکیل می دهد (ص. 1).
در این صورت، احساسی که وقتی با افراد دیگر دارید، به شما سرنخ هایی در مورد آنچه در بین فردی اتفاق می افتد ارائه می دهد (مثلاً اینکه آیا مردم نسبت به شما احساس گرمی دارند). با این حال، شما همچنین دارای مجموعه پایدارتری از تمایلات مستعد کننده هستید، مانند، شاید، احساس نگرانی از اینکه مورد پسندتان قرار نگیرد.
مدلی که هورنر و همکاران را هدایت می کند. رویکرد درک احساسات بین فردی از آنچه به عنوان “محله بین فردی (IPC)” شناخته می شود نشات می گیرد که یک دایره یا “حلقه” را از دو بعد اساسی عزت نفس (“عاملی”) و امنیت (“اجتماعی”) ترسیم می کند. آنها ادامه می دهند که احساسات “تظاهرات عاطفی بازنمایی ذهنی از روابط بین خود و دیگران هستند.”
با تشریح این موضوع، ابعاد عاملی احساسات از آن دسته از احساسات مثبت است که احساس توانایی یا جذابیت دارند تا آنهایی که احساس ناتوانی یا عدم جذابیت منفی دارند. بعد جمعی از پایان مثبت احساس اینکه دیگران به شما اهمیت می دهند و از شما استقبال می کنند تا نقطه مقابل احساس بی توجهی یا طرد شدن دیگران متغیر است. ممکن است وقتی در مورد این مدل فکر میکنید، تصور کنید دایرهای را که به 8 قطعه تقسیم میشود با یک محور عمودی از +A تا -A و یک محور افقی از +C تا -C تصور کنید.
در حین خواندن این توصیفات، ممکن است رویکرد دیگری به شما یادآوری شود که بر دیدگاه های خود در رابطه با دیگران به عنوان تعیین کننده احساسات تأکید می کند. در تئوری دلبستگی بزرگسالان، افرادی که دلبستگی ناایمن دارند از طرد شدن می ترسند و/یا سعی می کنند از نزدیکی با دیگران اجتناب کنند. این آنها را در انتهای منفی هر دو بعد تأثیر IPC قرار می دهد. هورنر و نویسندگان همکارش با کنار هم قرار دادن IPC با نظریه دلبستگی معتقدند که می توانند بهترین های هر دو دنیای بین فردی را در گرفتن احساسات به عنوان حالت ها و ویژگی ها ترکیب کنند.
کمی کردن عواطف بین فردی
در دو مطالعه (یکی دانشجوی کالج و دومی یک نمونه آنلاین از بزرگسالان)، هورنر و همکاران. تیم تحقیقاتی مقیاس 170 ماده ای به نام پرسشنامه احساسات بین فردی (IEI) را توسعه داده و اصلاح کردند. با تقسیم IEI به زیر مقیاس های آن در امتداد دایره، موارد زیر به شما ایده ای از نحوه اندازه گیری هر نقطه در دایره می دهد.
آیتمهای این مقیاس همه با این اعلان شروع میشوند: «وقتی با دیگران تعامل میکنم یا در مورد خودم فکر میکنم، احساس میکنم…» همانطور که هر آیتم را میخوانید، از یک مقیاس رتبهبندی 0 (هرگز) تا 4 (تقریبا همیشه) استفاده کنید.
A= عامل C= اشتراکی
+ A: مطمئن- چشمگیر: “… اعتماد به نفس”
+A -C: برتر-کالوس: “… برتر.”
-ج: رد کننده- مشکوک “… طرد کردن دیگران”
-الف -ج: مردود-شرمنده “… ناخواسته”
-الف: ناامن – مضطرب “… شک به خود”
-A +C: نیازمند-همدل «…مثل اینکه میخواهم دیگران را دلداری و دلداری بدهم»
+C: خوشامدگویی-اعتماد: “…سپاسگزار محبت و حمایت دیگران”
+A +C: شامل-مفتخر: “… افتخار می کنم”
تحلیلهایی که یک مدل دایرهای را آزمایش میکنند، به مجموعهای پیچیده از آمار برای تأیید ساختار آن نیاز دارند، که هورنر و همکارانش. نویسندگان توانستند انجام دهند. علاوه بر این، نویسندگان روابط بین IEI و ابزارهای نظری مرتبط، از جمله معیاری از سبک دلبستگی برقرار کردند. با تأیید ارتباط بین این روشهای مشاهده احساسات در روابط، افرادی که امتیازات +A و +C داشتند بیشتر در امنیت دلبستگی و -A و -C در ناامنی دلبستگی بالا بودند.
با این حال، ترکیب های جذاب دیگری نیز وجود داشت. افرادی که تمایل به +AC دارند، موقعیت را بر عشق ترجیح می دهند. بنابراین، «اگر دیگران وضعیت (-A) را به آنها انکار کنند، ممکن است به راحتی به سمت احساسات -C (خشمگین، رنجشآمیز) سوق پیدا کنند. در مقابل، افراد دارای ترکیب -A + C، عشق را در اولویت قرار می دهند و اگر احساس کنند از این موضوع محروم هستند، به راحتی به سمت احساس اضطراب و بی ارزشی (-A) تغییر می کنند.
بنابراین، آنچه IPC را بسیار مفید می کند، قالب بندی مجدد احساسات در یک چارچوب واقعاً بین فردی است. وقتی به احساسات فکر می کنید، ممکن است کاملاً واضح به نظر برسد که روابط با دیگران نقش مهمی دارند، اما محققان قبلی این ارتباط را نه به صراحت و نه به خوبی بیان نکرده اند.
ترسیم احساسات بین فردی خود
با بازگشت به مثالی از اشک ریختن شما در یک لحظه غیرمنتظره در یک تصویر ساختگی از روابط، IPC می تواند بینش های مهمی را ارائه دهد. چه چیزی در روایت باعث برانگیختن نقطه حساسیت شما در ابعاد عاملیت-ارتباطات شد؟ با ترجمه آن سناریو به روابط واقعی با دیگران، چند بار چیزی که فردی که به آن اهمیت میدادید، احساسات شما را به سمتی غیرقابل پیشبینی فرستاده است؟
IPC یک رویکرد نسبتاً پیچیده برای درک احساسات است و ارزیابی مناسب به چیزی بیش از پاسخ دادن به موارد نمونه نشان داده شده در اینجا نیاز دارد. با این حال، حتی این پاسخ های ساده ممکن است به شما بینشی در مورد روش هایی که روابط خود با دیگران را تفسیر می کنید، داده باشد که به نوبه خود بر خلق و خوی روزمره شما تأثیر می گذارد.
برای جمع بندی، یک نظریه از احساسات که مستقیماً از روابط با دیگران نشأت میگیرد، میتواند منبع مهمی از ایدههای جدید باشد تا به شما کمک کند بفهمید چرا این احساس را دارید. هنگامی که بتوانید این احساسات را در امتداد دو بعد کلیدی اختیار و اشتراک شناسایی کنید، ممکن است آمادگی بیشتری برای کمک به استفاده از احساسات خود بهعنوان راهنمایی برای رسیدن به رضایت داشته باشید، زیرا درکی از منبع آنها به دست میآورید.