عدالت ترمیمی (RJ) جایگزینی برای ماهیت منزوی، انگ زنی و آسیب زا بودن سیستم عدالت کیفری کیفری ما است. ملتهای بومی و بومی هزارهها بر اساس ارزش فرهنگی قوی خود، عدالت ترمیمی را اعمال کردهاند. باور اساسی عدالت ترمیمی این است که نمی توان بدون به خاطر سپردن ارتباط متقابل ما، به علل اصلی آسیب پرداخت. برای بسیاری، این به نظر می رسد “خروج” از مسئولیت پذیری، اما این یک کار عمیق است.
هیچ چیز درباره عدالت ترمیمی از تأمل عمیق نمیگذرد. در اطراف نشستن با تأثیر آسیب و نحوه موج دار شدن آن از بین نمی رود. از شناسایی افرادی که مسئولیت نامتناسبی برای تشدید، توانمندسازی یا پایان دادن به آسیب دارند ابایی ندارد. وقتی افراد در حال انکار هستند، عذرخواهی نمیکنند، رفتار خود را تغییر نمیدهند، متعهد به یک روند مادام العمر بیآموزی نمیشوند، و جبران نمیکنند، اگر طرفهای آسیب دیده آن را بخواهند، کارساز نیست. اما از آنجایی که RJ فاقد ویژگیهای اصلی عدالت انتقامجویانه است – تبعید، تمسخر، و انگ از طریق پلیس، زندانها، CPS، هوشیاری و غیره – بسیاری آن را دست کم میگیرند.
دست اندرکاران عدالت تحول آفرین – که تحلیل ساختاری عدالت ترمیمی را تقویت می کند – بیان می کنند که در هر دو چارچوب، مسئولیت پذیری با سؤالات یکسانی هدایت می شود: چه چیزی لازم است تا اطمینان حاصل شود که من هرگز دوباره آن آسیب را ایجاد نخواهم کرد؟ با توجه به اینکه نمی توانم به عقب برگردم و کاری را که انجام دادم تغییر دهم، چگونه می توانم تا حد امکان همه چیز را درست کنم؟ چه اتفاقی برای من افتاد که اجازه دادم آن سطح از آسیب از من سر بزند؟ چه نیازی را به اشتباه سعی کردم با ایجاد آن آسیب برآورده کنم؟ چرا خارج از ارزش هایم عمل کردم؟ در حرکت رو به جلو، چه کسی میتواند با من شریک شود تا اطمینان حاصل شود که من آن کنشها یا پویاییها را دوباره ایجاد نمیکنم، حتی زمانی که در پایینترین حد خود هستم؟
منبع: Mikhail Nilov/Pexels
تحقیقات نشان میدهد که RJ تکرار جرم را کاهش میدهد، آسیبرسان را برانگیخته میکند تا تغییر را حفظ کنند و به بازماندگان/قربانیان احساس امنیت بیشتری میدهد. در طول سالها، مدارس، زندانها و دولتها از فرآیندها و شیوههای RJ استفاده کردهاند (مانند کنفرانس اجتماعی/خانوادگی، میانجیگری مجرم-قربانی، محافل صلحطلبی/حکومت، بازپرداخت، و خدمات اجتماعی). با این حال، اجرا میتواند مملو از مشکلات باشد، زیرا انسانها خطاپذیر هستند، و بیشتر ما در فرهنگهای سرطانی اجتماعی هستیم که RJ را بدون تنبیه یا غیرانسانیسازی «کافی» نمیدانند.
به همین منظور، مرکز تحقیقات زنان بارد یک مجموعه ویدیویی عالی در مورد نحوه حمایت از آسیبرسان در پاسخگویی، نحوه پاسخگویی و موانع پاسخگویی دارد. در تمام مصاحبهها، تمرینکنندگان به اشتراک میگذارند که آمیختگی عدالت با شرمساری، پاسخگویی را خراب میکند. گوهرهای زیادی برای خلاصه کردن وجود دارد، اما یک نکته اساسی این است که ما در فرهنگی تربیت شدهایم که تبعید، تمسخر و تماشایی را به عنوان راهحلهایی برای آسیبرسانی تشویق میکند – اغلب تا جایی که فراموش میکنیم که کمال اخلاقی یک توهم است. نه همه خوب و نه همه بد، و مهمتر از همه، برخی از افرادی که اشتباهات فاحشی مرتکب می شوند در واقع می خواهند تغییر کنند.
در اینجا مواردی وجود دارد که باید در نظر داشته باشید اگر یک روند ترمیمی را در نظر دارید.
منبع: Shvets Production/Pexels
تفکر مطلقه. آسیب اغلب شامل واکنش بیش از حد افراد در هنگام تحریک یا خارج شدن از شخصیت در هنگام احساس تهدید یا تحریک می شود. تفکر مطلق – “مردم همه خوب یا همه بد به دنیا می آیند” – ما را مجبور می کند به طور قضاوتی همه آسیب رسانان را در کنار مجرمان جدی (مثلاً شکارچیان، افراد اجتماعی و غیره) قرار دهیم که انگیزه های آنها بسیار شوم تر است. مطمئناً، تفاوت های ظریف در مورد انگیزه ها هیچ آسیبی را توجیه نمی کند. با این حال، تمایزات می تواند به ما کمک کند به یاد بیاوریم که آسیب لزوماً هسته اصلی شخصی نیست. معمولاً آسیبرسان به سادگی یاد نگرفتهاند که احساسات معتبر رفتارهای مضر را تضمین نمیکنند. آنها غیرقابل جبران یا آموزش ناپذیر نیستند.
سوال انعکاس: چگونه می توانیم زمینه/نیت را بدون به حداقل رساندن تأثیر تصدیق کنیم؟
تفکر بدبینانه/شکست گرا. بدون خوش بینی محتاطانه، یک طرف آسیب دیده ممکن است پیش فرض ها و فیلترهای سوگیری تایید را به طور پیش فرض انجام دهد. یعنی به جای پذیرش شواهد متناقضی که ممکن است روایتی ناقص، یک طرفه یا منسوخ را نشان دهد، به سادگی به دنبال شواهدی بگردید و گوش دهید که به نفع پیش داوری های آنها باشد. غریزه حفظ عقاید خودخواهانه، طبیعی است. اما روایتهای تقلیلدهنده اغلب در برابر واقعیت مقاومت نمیکنند. برای رسیدن به یک راه حل واقعی، ما باید هر زمان که اشتباه می کنیم، مایل باشیم که بپذیریم – اگر با بد نیت بحث کنیم و پیش از شروع ناامید باشیم، این اتفاق نمی افتد.
سؤال تأمل: چگونه بازماندگان/قربانیان میتوانند بیاعتمادی، شکگرایی و/یا ناهماهنگی شناختی را در مواجهه با جنبههای جدید آسیبرسان یا دیدگاههای درگیری پردازش کنند؟
مازوخیسم/schadenfreude. گاهی اوقات طرفهای آسیب دیده میتوانند از شرمساری آسیبرسان یا از قرار دادن خود مازوخیسم به عنوان معیاری برای پشیمانی واقعی/مشروع، فریاد زدگی را به دست آورند. با این حال، بیرون ریختن شرم به احتمال زیاد به این معنی است که آسیبرسان چیزی یاد نگرفته است. در حالی که احساس گناه می تواند انگیزه عمل سازنده بعد از پشیمانی و پشیمانی باشد، شرم می تواند واکنش جنگ یا گریز سیستم عصبی ما را تحریک کند. این باعث ترشح هورمونهای استرس میشود که قشر پیشپیشانی ما، ناحیهای از مغز برای هدایت تنظیم هیجانی، پردازش، و دیدگاهگیری را مختل میکنند. در نتیجه، فراشناخت و خود انعکاسی (یعنی تفکر در مورد تفکر و انعکاس احساساتمان) – مهارت هایی که تأمل و پشیمانی را تسهیل می کنند – مسدود می شوند.
سؤالات تأملی: آیا ما مسئولیت پذیری را با شرمندگی دائمی خود و/یا رویارویی/نمایش عمومی مخلوط می کنیم؟ ما چگونه رفتارهایی مانند باج خواهی، غیرانسانی کردن، تحریک، و قربانی کردن را بررسی می کنیم؟
تبعید. یک آسیبرسان تبعیدی بدون اجتماع ممکن است قادر به حفظ پیشرفت (یعنی فراموشی مادامالعمر و تغییر رفتار) از طریق خودانگیختگی باشد یا نباشد. بنابراین، اگرچه ما میتوانیم از متقاعد کردن دیگران برای ایستادگی دائمی و بدون قید و شرط در برابر آسیبرسانان، احساس اثباتی را به دست آوریم، اما این لزوماً در جهت توانبخشی آسیبرسان نیست – با این فرض که آسیبرسان در وهله اول متعهد به تغییر است. یک سیستم پشتیبانی کوچک مانند یک گروه پاسخگویی جامعه ممکن است کافی باشد، اما تقویت دیگران نیز مفید است.
سؤالات بازتابی: چگونه میتوانیم سیستمهای پشتیبانی را راهنمایی کنیم که آسیبدیدگی را به صورت خصوصی فعال نکنند؟ آیا فراموش می کنیم که رابطه، جزء اصلی عدالت ترمیمی است؟
علاقه مندی. تسهیلکنندهها از تعصبات ضمنی، مانند تحت تأثیر قرار گرفتن توسط اقتدار، محبوبیت، جذابیت جنسی، یا ثروت مصون نیستند. این ویژگیها میتوانند برخی از آسیبرسانان را از عواقب مستحق محافظت کنند. هوشیار ماندن در برابر استانداردهای دوگانه ای که به برخی امتیاز می دهد – به عنوان مثال، انتظارات کمتر و مزیت های به دست نیاورده – می تواند به ما کمک کند که مشخص کنیم چه زمانی دیگران در معرض استانداردهای مسئولیت پذیری انتقام محور قرار می گیرند. یکی از گزینهها این است که پزشکان فرآیندهای فعلی را با فرآیندهای قبلی مقایسه کنند تا تعیین کنند آیا پیامدها با استانداردهای گذشته سازگار هستند یا خیر، بنابراین از به خطر انداختن سوگیریهای ضمنی از به خطر انداختن انصاف و درستی جلوگیری میکنند.
سوال انعکاس: چگونه می توانیم در برابر اثر هاله و شاخ محافظت کنیم؟
بدون چک و تعادل. تسهیلگران ماهر میتوانند به بازماندگان/قربانیان کمک کنند تا تشخیص دهند که عصبانیت چه زمانی رفتارهای تقابلآمیز یا منفعل-تهاجمی را ایجاد میکند. بازماندگان/قربانیان همانقدر انسان هستند که آسیبرسان هستند، و بنابراین، درگیر شدن ناخودآگاه در تشدید درگیری و رفتار قدرتبر (در مقابل «قدرت با») آسانتر از آن چیزی است که تصور میشود. حتی اگر بازماندگان/قربانیان خود تسهیلکننده باشند، معمولاً در مقایسه با زمانی که ما تسهیلکننده بیرونی هستیم، اصولی و متفکر در درگیریهایی که ما را درگیر میکند، بسیار سختتر است.
سوال بازتاب: کینه/کینه پردازش نشده (علنی یا پنهان) چگونه این فرآیند را هدایت می کند؟
جابجایی تیرک دروازه ها در حالی که تنظیم قطعنامه تکراری و مداوم است، آسیبرسان باید بتواند به وضوح انتظارات را بدون توجه به تعداد محورها و تجدیدنظرها شناسایی کند. تردیدها و تنش ها زمانی به وجود می آیند که شفافیت در مورد انتظارات وجود نداشته باشد. سردرگمی حاصل میتواند بازماندگان/قربانیان را متعجب کند که آیا تعهد آسیبرسان صادقانه است یا خیر، یا باعث میشود آسیبرسان احساس کند که این فرآیند برای کشف و شرمساری شکست و کاستیهای آنها ساخته شده است.
سوال بازتاب: پاسخگویی مادام العمر است، اما چه چیزی نشان دهنده پایان این مرحله است؟
کانال های ارتباطی یا جدول زمانی نامشخص. تماس برنامه ریزی نشده و ساختار نیافته – به ویژه زمانی که خصمانه یا منفعل-تهاجمی باشد – می تواند درگیری را تشدید کند. صرف زمان در آغاز یک فرآیند ترمیمی برای تعریف پیشگیرانه کانال های ارتباطی و جدول زمانی می تواند در به حداقل رساندن فرصت های سردرگمی، عبور از مرزها، صبر آزمایش شده و آسیب های ناشی از آن کمک زیادی کند. شاید یک تسهیلکننده همه بهروزرسانیها را در یک زمان مشخص هر هفته ارسال کند، در حالی که آنچه را که باید در داخل گروه در مقابل خارج از گروه پردازش شود، بررسی میکند.
سوال بازتاب: چگونه می توان همه صداها را به برنامه ریزی شده ترین و قابل پیش بینی ترین شکل شنید؟