سالها پیش، من یک گروه فرآیند آگاه از تروما را برای زنان BIPOC تسهیل کردم، که هر کدام پیچیدگیهای نژاد، جنسیت، و آسیبهای بین نسلی را بررسی میکردند. بهعنوان یک هنردرمانگر رنگ، انتظار مقاومت در هنگام پرداختن به نژاد را داشتم، اما هیچ چیز مرا برای سکوت طاقتفرسایی که به موضوع رنگگرایی پاسخ میداد، آماده نکرد. زنانی که قبلاً داستانهای عمیقاً شخصی در مورد سوء استفاده و از دست دادن را به اشتراک گذاشته بودند، ناگهان بیدستآمده و مردد شدند. وقتی برخی از آنها بحث را به کلی رد کردند و اظهار داشتند که نمیدانند چگونه این بحث در مورد آنها صدق میکند، چشمها به شدت به هم میخورد. حتی در فضایی که به شفا اختصاص داده شده بود، رنگگرایی – شکل موذیانهای از تبعیض که ریشه در برتری سفید پوست دارد – بسیار دردناک و شرمآور بود که نمیتوان مستقیماً با آن روبرو شد. چرا چنین است، و چگونه درمانگران می توانند چنین گفتگوی دشوار و در عین حال ضروری را هدایت کنند؟
درک رنگ گرایی و زمینه تاریخی آن
رنگ گرایی یک موضوع جهانی با پیامدهای گسترده است که بر رفاه اجتماعی، اقتصادی و روانی در فرهنگ ها و جوامع مختلف تأثیر می گذارد.
منبع: Anna Shvets / Pexels
رنگگرایی، اصطلاحی که آلیس واکر در سال 1982 ابداع کرد، به تعصب یا تبعیض علیه افرادی با رنگ پوست تیرهتر در همان گروه نژادی یا قومی اشاره دارد (واکر، 1983). برخلاف نژادپرستی که در بین نژادهای مختلف وجود دارد، رنگگرایی در جوامع نژادی عمل میکند و به افرادی که پوست روشنتری دارند، امتیاز میدهد. این پدیده ریشه در تاریخ های استعماری دارد که در آن استانداردهای زیبایی اروپایی بر جوامع مستعمره تحمیل شد و سلسله مراتب شایستگی را بر اساس رنگ پوست ایجاد کرد (هانتر، 2007). در کشورهایی مانند هند و آمریکای لاتین، قرنها کاست و نظامهای استعماری با هم ادغام شدند تا ایدئولوژیهای رنگگرایانه را که امروزه پابرجا هستند، تثبیت کنند. برای برخی از جوامع رنگین پوست، رنگ گرایی ظلم درونی را تقویت می کند، هویت نژادی آنها را پیچیده می کند و منجر به تأثیرات روانی عمیق می شود.
امروزه رنگگرایی به طرق مختلف آشکار میشود، از طرفداری نسبت به کودکان با پوست روشنتر در خانوادهها تا شیوههای استخدام جانبدارانه و تصویرسازی رسانهای که ویژگیهای اروپاییمحور را ارتقا میدهد. این تقویت مداوم پوست روشن تر به عنوان برتر می تواند باعث تعارضات درونی و شک به خود شود، به ویژه در میان زنان و دختران رنگین پوست، که با فشار اجتماعی شدید برای انطباق با ایده آل های محدود جذابیت مواجه هستند. زنان با پوست روشنتر اغلب تحسین و فرصتهای بیشتری دریافت میکنند، در حالی که زنان با پوست تیرهتر در معرض طعنه، طرد و انتقاد قرار میگیرند و چرخهای از شرم و رقابت درونی ایجاد میکنند که عمیقاً بر عزت نفس و سلامت روان تأثیر میگذارد (هال، 2017).
ادغام کار سایه یونگ و هنر درمانی
کار سایه یونگ، همراه با هنر درمانی، رویکردی قدرتمند برای پرداختن به درد ریشهدار مرتبط با رنگگرایی ارائه میدهد. در نظریه یونگ، “سایه” نمایانگر بخش هایی از خودمان است که ما آنها را رد یا غیر قابل قبول می دانیم (یونگ، 1959). برای بسیاری از مشتریان BIPOC، احساس حقارت یا نفرت از خود مربوط به رنگ پوست آنها تحت تاثیر قرار می گیرد و شکافی درونی ایجاد می کند که مانع پذیرش خود و یکپارچگی روانی می شود.
کار سایه شامل آگاه کردن این جنبه های پنهان خود، مقابله با آنها با شفقت و درک است. با تصدیق و در آغوش گرفتن سایه، افراد می توانند بخش هایی از خود را که به حاشیه رانده شده یا تحت ظلم قرار گرفته اند، پس بگیرند و منجر به یکپارچگی و پذیرش خود شوند (هولیس، 2008). هنر درمانی یک رسانه منحصر به فرد و غیر کلامی را فراهم می کند که از طریق آن مشتریان می توانند این پیچیدگی ها را کشف کنند و احساساتی را بیان کنند که ممکن است برای بیان کلامی بسیار چالش برانگیز باشد. برای کسانی که با رنگگرایی درونی دست و پنجه نرم میکنند، هنرسازی اجازه میدهد تا احساسات دشواری مانند شرم یا خشم را بیرونی کند. ممکن است از مشتریان دعوت شود تا خود سایه خود را با استفاده از رنگها، نمادها یا فرمهای انتزاعی به تصویر بکشند – این احساسات را به بازنماییهای بصری تبدیل میکنند که رهایی عاطفی و بینشهای قدرتمند را تشویق میکنند.
علاوه بر این، هنر درمانی آزمایش و بازی را تشویق میکند و به مشتریان اجازه میدهد تا احساسات پیچیده و اغلب متناقض مانند عشق، حسادت یا غم را بدون محدودیتهای زبانی کشف کنند. این موضوع آن را به یک رویکرد ایده آل برای پرداختن به موضوعات ظریف مانند رنگ گرایی تبدیل می کند که ممکن است احساسات متناقضی را برانگیزد. از طریق هنر، مشتریان می توانند به صورت بصری این احساسات را ترسیم کنند و نقطه شروعی برای تأمل و گفتگوی عمیق تر فراهم کنند. کار سایه همراه با هنر درمانی به مشتریان کمک می کند تا احساسات سرکوب شده را با هم ادغام کنند، نفرت از خود را به پذیرش خود تبدیل کنند و بهبودی را ارتقا دهند.
بررسی تأثیر بین نسلی
از هنر و ژورنالینگ نیز می توان برای کشف تأثیر رنگگرایی بین نسلی استفاده کرد. مشتریان ممکن است روایتهای بصری ایجاد کنند که نشان میدهد چگونه سوگیریها در مورد رنگ پوست از طریق خانواده یا جامعه منتقل شده است و الگوها و باورهای درونیشدهای را آشکار میکنند که احساس ارزشمندی آنها را شکل میدهد. به عنوان مثال، آنها ممکن است یک شجره نامه ایجاد کنند که در آن اعضای خانواده روشن تر و تیره تر به طور متفاوتی به تصویر کشیده شوند و پویایی های پنهان امتیاز و طرد شدن را آشکار کنند. با آشکار کردن این پویاییها، مشتریان میتوانند درک واضحتری از چگونگی تأثیر رنگگرایی بر زندگی و روابط آنها به دست آورند.
از طریق این فرآیند خلاقانه، مشتریان در بازتعریف تصویر خود، پذیرش هویت خود، و ایجاد حس جدیدی از توانمندسازی فراتر از ساختارهای مضر رنگگرایی حمایت میشوند. این رویکرد نه تنها شفای شخصی را آسان میکند، بلکه روایتهای اجتماعی را که ایدئولوژیهای رنگگرایانه را تداوم میدهند، به چالش میکشد.
چرا آگاهی از رنگ گرایی برای همه پزشکان مهم است؟
مقابله با رنگگرایی میتواند منجر به خودآگاهی بیشتر، توانمندسازی شخصی و از بین بردن سوگیریهای سیستمی شود.
منبع: Anna Shvets / Pexels
با توجه به تأثیر فراگیر رنگگرایی، لازم است پزشکان از چگونگی تأثیر آن بر ادراک از خود، روابط و سلامت روان مشتریان آگاه باشند. فقدان آگاهی می تواند به طور ناخواسته شرم و پنهان کاری پیرامون رنگ گرایی را تقویت کند و از پرداختن به این موضوع در درمان توسط مراجعان جلوگیری کند. درمانگران باید خود را در زمینه بافت تاریخی رنگگرایی آموزش دهند و با نحوه ظاهر شدن آن در روایتهای مراجع هماهنگ باشند و با حساسیت و صراحت به آن برخورد کنند (سو و همکاران، 2007).
علاوه بر این، رنگگرایی اغلب با اشکال دیگر ستم مانند تبعیض جنسی، طبقهگرایی و همجنسگرا هراسی تلاقی میکند و اثرات آن را ترکیب میکند. برای مثال، یک زن سیاه پوست با پوست تیره ممکن است نه تنها رنگگرایی را در جامعه خود تجربه کند، بلکه زنستیز را نیز تجربه میکند – شکل خاصی از تبعیض نژادی. درک این تقاطع ها، پزشکان را قادر می سازد تا مراقبت های جامع تر و تایید کننده تری ارائه دهند.
افکار نهایی
پرداختن به رنگگرایی در درمان نیازمند شجاعت، همدلی و تمایل به پیمایش در زمینهای ناخوشایند است. از طریق قدرت ترکیبی سایه یونگ و هنر درمانی، می توان فضایی ایجاد کرد که مشتریان رنگی بتوانند با زخم های رنگارنگی مقابله کنند و از آن ترمیم کنند. با آوردن سایه به نور، مشتریان می توانند از ظلم درونی رها شوند و خود واقعی و کامل خود را بازیابند. برای درمانگران، این کار نه تنها در مورد تقویت شفا فردی است، بلکه در مورد از بین بردن میراث استعمار و برتری سفید پوست است که همچنان به شکل دادن به تجربیات زندگی افراد رنگین پوست ادامه می دهد.