تینا در رویای اضطرابی در مورد نان تست فرانسوی، مسئله ای را در زندگی بیداری که او را آزار می داد، برانگیخت و به راه حل اشاره کرد. در سطح عمیقتر، فرآیند تحلیل رویا به او کمک کرد تا منشأ اضطرابهایش را ببیند و به دیدگاه جدیدی در پاسخهای امروزیاش دست یابد.
رویا
«در رویای من، دو نوهی جوانم به دیدارشان میرفتند و من سعی میکردم برایشان صبحانه درست کنم. تو فریزر که قبلا درست کرده بودم دنبال نان تست فرانسوی میگشتم اما نبود. متوجه شدم نان تست فرانسوی در فریزر دیگر من در کلبه کوهستان ما بود. بنابراین، یک ماهیتابه و مواد را بیرون کشیدم تا یک دسته جدید درست کنم، اما تابه ای را که می خواستم استفاده کنم، پیدا نکردم. حالا دیگر دیر شده بود، اما، به طرز باورنکردنی، بچه ها همچنان صبورانه پشت میز منتظر بودند.“
بحث
اولین سوالم را مطرح کردم وقتی نان تست فرانسوی را پیدا نکردید در خواب چه احساسی داشتید؟
تینا پاسخ داد: “من احساس اضطراب می کردم زیرا در حال تقلا بودم و نمی توانستم یک وعده غذایی ساده با هم بخورم. صبحانه معمولاً تخصص من است!”
ادامه دادم: “آیا با پیشرفت رویا از نداشتن نان تست فرانسوی تا پیدا نکردن تابه، اضطراب تشدید شد؟”
تینا گفت: “همان احساسات، شاید بدتر، زیرا میدانستم به جای گرم کردن چیزی که داشتم، زمان بیشتری طول میکشد تا یک دسته جدید نان تست فرانسوی درست کنم.”
با تعجب گفتم: “آیا دیدن بچه ها که صبورانه منتظر بودند کمکی کرد؟”
تینا تایید کرد: “بله، خیلی زیاد. آنها معمولا خیلی بی حوصله هستند!”
توضیح دادم: «رویای شما اضطراب را به جلو میآورد، بنابراین سعی کنید در زندگی بیداری به دنبال چیزی بگردید که همان احساس را در شما ایجاد کند، شاید حتی بدون اینکه شما آن را تصدیق کنید. همچنین ممکن است چیزی را تجربه کرده باشید که نمی توانید پیدا کنید، یا چیزی که معمولاً به راحتی برای شما پیش می آید اما اخیراً احساس می کنید دشوارتر است.
پاسخ تینا فوری بود. “من دقیقا می دانم! یکی از دانش آموزان من هر تابستان با خانواده اش به کوهستان می رود، در همان شهری که کلبه تابستانی من است. ما در مورد برنامه ریزی برای ملاقات در زمانی که آنها اینجا بودند، که اتفاقاً این آخر هفته بود، صحبت کرده بودیم. من به این پیامک فرستادم. پدر و مادر دیروز و همه را برای ناهار به کابین دعوت کردم یا امروز یا فردا از آنها چیزی نشنیده ام و نمی دانم که آیا باید دوباره سعی کنم به آنها برسم.
پرسیدم: “آیا در مورد تماس مجدد بعد از اینکه قبلاً بدون پاسخ انجام دادید کمی اضطراب دارید؟”
تینا اعتراف کرد: بله، حتما. والدین و من رابطه خوبی با هم داریم. آنها اغلب به من گفته اند که چقدر خوشحال هستند که من معلم دخترشان هستم، اما من هنوز در مورد تماس دوباره احساس نگرانی می کنم.
اشاره کردم، “شما توضیح می دهید که چگونه نوه های معمولاً بی حوصله شما، مانند شما در این موقعیت، با صبر و حوصله در خواب منتظر می ماندند. شاید بیش از حد صبورانه؟ در رویای خود، هنگامی که متوجه شدید در جای اشتباهی هستید، اقدام کردید و یک عدد را بیرون کشیدید. ماهیتابه برای تهیه یک دسته جدید نان تست فرانسوی اگر این رویای من بود، دوباره دستم را دراز می کردم.
تینا تایید کرد: «بله، تصمیم گرفتم برای مادرش ایمیلی بفرستم. من صبورانه منتظر بودهام، اما احساس میکنم ممکن است از متن خود پاسخی دریافت نکنم.»
با پرسیدن این پرسش که “این تحلیل برای شما چه حسی دارد؟”
تینا پاسخ داد: “احساس خوبی است. در خواب، صبحانه نمیشد، زیرا نان تست فرانسوی وجود نداشت. در زندگی واقعی، دور هم جمع شدنی برنامهریزی نشده بود، زیرا ظاهرا متن وجود نداشت. اما در اعماق وجودم میدانم که تعجب میکنم. اگر نادیده گرفته شوم یا طرد شوم.”
مشاهده کردم: «اینجاست که اضطراب به درون مینشیند، زیرا آنوقت شخصی میشود».
تینا با برقراری ارتباط دیگری به اشتراک گذاشت: «در حال حاضر در حال خواندن کتابی هستم که باعث می شود به دوران کودکی ام فکر کنم. نام دارد یک بزرگسال قابل اعتماد توسط بروکلین رانی او کار بسیار خوبی انجام می دهد و در مورد اینکه چگونه هر کس در زندگی خود به حداقل یک بزرگسال مورد اعتماد نیاز دارد، صحبت می کند. من و برادرم دان دیروز در مورد آن صحبت کردیم. او گفت که من بزرگسال مورد اعتماد او بودم. بنابراین، من در تعجب هستم که برای من چه کسی بود.»
“والدین شما بزرگسالان مورد اعتماد شما نبودند؟” من پرسیدم.
تینا گفت: «من و خواهر و برادرم همگی احساس میکردیم که در بزرگ شدن اولویت اصلی والدینمان نیستیم. تعجب کردیم که اگر فرار کنیم آیا متوجه می شوند؟ پیام اصلی در یک بزرگسال قابل اعتماد این است که فقط در کنار کودک باشید من قطعاً احساس نمیکنم که بزرگسالانی داشته باشم که میخواهند «فقط در کنار من باشند».
من فکر کردم: «بنابراین، شما نه تنها رویای خود را به موقعیت تدریس خود، بلکه به موقعیت عمیق تری از گفتگوی خود با دان مرتبط کردید. چه رویای لایه ای عالی. اکنون که می دانید اضطراب در مورد طرد شدن با گذشته شما مرتبط است، اضطراب والدین دانش آموز شما می تواند کاهش یابد. این آسیب قدیمی است که باعث ایجاد اضطراب و طرد می شود. درد به همین جا تعلق دارد.»
آنچه ما می توانیم بیاموزیم
تینا با تجزیه و تحلیل رویای خود، “مواد” گمشده را در پاسخ به یک مشکل فعلی کشف کرد. او باید اقدامات بیشتری را انجام می داد تا به سمت راه حل حرکت کند، درست همانطور که نیاز داشت یک ماهیتابه پیدا کند و در خواب شروع به پختن کند.
با این حال، یک فرو رفتن عمیق تر در معاشرت های خود به تینا اجازه داد تا منبع تردید خود را به عنوان یک پاسخ احساسی که از کودکی با خود حمل می کند، شناسایی کند. از طریق این تجزیه و تحلیل عمیق تر، او می تواند کار باز کردن پاسخ های امروزی خود را از اضطراب های اولیه خود آغاز کند.
در نهایت، رویای تینا به او این امکان را می دهد که نه تنها به دیگران غذا بدهد، بلکه خود را از طریق خودشناسی و رشد روانی تغذیه کند.