منبع: DimaBerlin / Shutterstock
سرعت تغییر تقریباً در تمام جنبههای جامعه شتاب میگیرد – فناوری، فرهنگ، اقتصاد و حتی نحوه تفکر ما در مورد خود. در این چشم انداز به سرعت در حال تحول، یادگیری مهارت های جدید و کسب دانش بسیار مهم است. با این حال، یکی از مهارتهایی که اغلب نادیده گرفته میشود، اما به همان اندازه ضروری است، یادگیری است – توانایی کنار گذاشتن باورها، عادتها و دانش منسوخ یا نادرست به نفع اطلاعات دقیقتر، مفیدتر یا مرتبطتر. در حالی که نیاز به یادگیری هرگز بیشتر نبوده است، سوگیری های شناختی ما غالباً مانع می شود و روش های قدیمی تفکر را تقویت می کند و سازگاری را دشوار می کند.
UnLearning چیست؟
بیآموزی دور انداختن اطلاعات، عادتها یا باورهای قدیمی یا مضر است که دیگر به درد ما نمیخورد. این در مورد آزاد کردن فضای شناختی برای ایجاد فضا برای دانش و دیدگاه های جدید و مرتبط است. اهمیت یادگیری نکردن فقط در رها کردن چیزهایی که دیگر به آن نیاز نداریم نیست، بلکه در توانایی یادگیری مجدد و سازگاری با دنیای همیشه در حال تغییر اطرافمان است.
در نظر بگیرید که فناوری در چند دهه گذشته چقدر سریع تغییر کرده است. در اوایل دهه 2000، تعداد کمی می توانستند ظهور گوشی های هوشمند، رایانش ابری و رسانه های اجتماعی را پیش بینی کنند. فراموش کردن آنچه که قبلاً در مورد نحوه کار، برقراری ارتباط و حتی زندگی می دانستیم برای پیشرفت در این دنیای جدید بسیار مهم است. از این نظر، یادگیریزدایی فقط به معنای پاک کردن نیست. این در مورد به روز رسانی است.
چرا یادگیری بیاموز در قرن بیست و یکم حیاتی است؟
همانطور که به عصر دیجیتال پیش می رویم، سرعت تغییرات هیچ نشانه ای از کاهش را نشان نمی دهد. در چنین دنیایی، حفظ دانش و عادات قدیمی می تواند مانع رشد شخصی و حرفه ای شود. در اینجا چند دلیل کلیدی وجود دارد که چرا یادگیری بیآموز از همیشه مهمتر است:
- پیشرفتهای فناوری: در زمینههایی مانند هوش مصنوعی، اتوماسیون و علم داده، روشها و ابزارها به سرعت در حال پیشرفت هستند به طوری که آنچه پنج سال پیش پیشرو بود، ممکن است امروز منسوخ شده باشد. حفظ دانش منسوخ شده می تواند مانع از پیشرفت در چنین محیط های پویا شود.
- تغییرات فرهنگی: هنجارها، ارزش ها و باورهای اجتماعی نیز در حال تغییر هستند. به عنوان مثال، گفتگوها در مورد فراگیری، تنوع و سلامت روان به طور قابل توجهی تکامل یافته است. برای اینکه افراد و جوامع سازگار و فراگیر باقی بمانند، فراموش کردن سوگیری ها یا پیش فرض های منسوخ شده ضروری است.
- چالشهای جهانی: نگرانیهای اقلیمی، بیماریهای همهگیر و بیثباتی سیاسی نیازمند راهحلهای جدید و تفکر تازه است. مشکلاتی که امروز با آن روبرو هستیم را نمی توان با ذهنیت یا ابزارهای گذشته حل کرد. فراموش کردن روش های سفت و سخت تفکر، پیش نیاز توسعه راه حل های نوآورانه برای چالش های پیچیده جهانی است.
- رشد شخصی: در سطح فردی، یادگیری نادرست ما را قادر می سازد تا باورهای خود محدود کننده خود را در مورد توانایی های خود به چالش بکشیم.
نقش سوگیری های شناختی
مغز ما برای شکلگیری و چسبیدن به میانبرهای شناختی به نام سوگیریهای شناختی که میتواند یادگیری را دشوار کند، ساخته شده است. سوگیری های شناختی تمایلاتی هستند که ما را به تفکر و اغلب به روش های غیرمنطقی سوق می دهند. این سوگیری ها درک ما از واقعیت را تحریف می کنند و تغییر باورها یا کنار گذاشتن دانش قدیمی را به چالش می کشند.
1. سوگیری تایید
سوگیری تایید، تمایل ما به جستجو، تفسیر، و یادآوری اطلاعاتی است که باورهای قبلی ما را تایید می کند. حذف این سوگیری دشوار است زیرا ما بیشتر به دنبال اطلاعاتی هستیم که از آنچه قبلاً فکر می کنیم پشتیبانی می کند تا اینکه ما را به چالش بکشد تا در دیدگاه هایمان تجدید نظر کنیم.
2. تعصب لنگر انداختن
انکور سوگیری تمایل به تکیه بیش از حد بر اولین اطلاعاتی که دریافت می کنیم (“لنگر”) هنگام تصمیم گیری است. هنگامی که یک باور یا درک اولیه را شکل میدهیم، تنظیم کردن آن دشوار میشود، حتی زمانی که اطلاعات جدیدی ارائه شود.
3. تعصب وضعیت موجود
سوگیری وضعیت موجود ترجیح بر ثابت ماندن چیزها است. ما تمایل داریم در مقابل تغییر مقاومت کنیم و الگوهای آشنا و راحت را ترجیح می دهیم، حتی زمانی که آن الگوها دیگر به کار ما نمی آیند.
4. استقامت باور
پشتکار اعتقادی تمایل به پایبندی به یک باور اولیه حتی پس از دریافت شواهدی است که با آن مخالف است. این تعصب، یادگیری باورهای نادرست یا قدیمی را به ویژه دشوار می کند.
راهبردهایی برای غلبه بر سوگیری های شناختی و تسهیل یادگیری
در حالی که سوگیری های شناختی قدرتمند هستند، غیر قابل حل نیستند. در اینجا چند راهبرد برای غلبه بر این سوگیری ها و تسهیل عدم یادگیری آورده شده است:
1. تفکر انتقادی را تمرین کنید: تفکر انتقادی شامل تجزیه و تحلیل و ارزیابی منطقی اطلاعات بدون اجازه دادن به احساسات یا تعصبات قضاوت شما است. این مهارت برای شناسایی و به چالش کشیدن باورهای قدیمی ضروری است. با پرسیدن از خود، “آیا این اطلاعات هنوز معتبر هستند؟” یا “چه شواهدی این را تایید می کند؟” می توانید مفاهیم نادرست یا قدیمی را فراموش کنید.
2. به دنبال دیدگاه های متنوع باشید: به طور فعال به دنبال نظرات و اطلاعاتی باشید که با نظرات خود متفاوت است. این می تواند به شما در مقابله با سوگیری تایید کمک کند و ذهن شما را به روی روش های جدید تفکر باز کند. احاطه کردن خود با دیدگاههای متنوع، شما را مجبور میکند تا باورهای موجود خود را به چالش بکشید، که برای یادگیری نادرست ضروری است.
3. در تمرین بازتابی شرکت کنید: انعکاس ابزار قدرتمندی برای یادگیری نادرست است. زمانی را به تفکر انتقادی در مورد آنچه آموخته اید و اینکه چگونه ممکن است باورهای شما تغییر کرده باشد اختصاص دهید. روزنامه نگاری، مدیتیشن یا بحث درباره افکار خود با دیگران می تواند به شما کمک کند اطلاعات جدید را پردازش کنید و باورهای قدیمی و محدود کننده را کنار بگذارید.
4. پذیرای بازخورد باشید: گاهی اوقات، دیگران می توانند تعصبات ما را واضح تر از ما ببینند. باز بودن برای بازخورد سازنده به شما این امکان را می دهد که چیزها را از منظر دیگری ببینید و در نظر بگیرید که دانش فعلی شما ممکن است آنقدر که فکر می کنید دقیق نباشد. این می تواند روند یادگیری را تسهیل کند.
5. تمرکز بر ذهنیت رشد: ایجاد یک ذهنیت رشد – این باور که توانایی ها و هوش را می توان با تلاش توسعه داد – برای یادگیری نادرست بسیار مهم است. به جای اینکه به این ایده بچسبید که «همه چیز را میدانید»، بدانید که یادگیری و یادگیری نکردن فرآیندهای مادام العمر هستند. پذیرش این طرز فکر شما را در دنیایی که به سرعت در حال تغییر است، انعطاف پذیرتر و سازگارتر می کند.
عدم یادگیری یک ضرورت است
توانایی یادگیری و یادگیری مجدد دیگر یک تجمل نیست، بلکه یک ضرورت است. همانطور که در این قرن پیشرفت می کنیم، کسانی که در هنر بیاموزگی تسلط دارند، برای نوآوری، رشد و شکوفایی در دنیای پیچیده و به سرعت در حال تغییر، مجهزتر خواهند شد. همانطور که آلوین تافلر به شیوایی بیان کرد، “بیسوادان قرن بیست و یکم کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند، بلکه کسانی هستند که نمی توانند یاد بگیرند، بیاموزند و دوباره یاد بگیرند.”