[ad_1]
منبع: RDNE Stock Project / Pexels
وقتی جوان بودیم، اکثر ما – در گفتگوهایی که در مورد شرکای آینده فرضیمان داشتیم – میگفتیم که کسی را میخواهیم که «شخصیت خوب» داشته باشد. واضح بود که منظور ما در آن زمان چیست: فردی ثابت، جذاب، شاداب و خنده دار. اما با نگاهی به گذشته، به نظر می رسد که «شخصیت» آن چیزی نبود که واقعاً توصیف می کردیم. از این گذشته، شخصیت ها بسیار متفاوت هستند، و نه فقط بر اساس میزان شوخ یا سرزنده بودن یک فرد. بنابراین شاید ما واقعاً در مورد شخصیت صحبت نمیکردیم، بلکه چیزی عمیقتر بود – چیزی به نام خلق و خوی
از نظر محاوره ای، خلق و خوی ساختار خود شخصیت نیست، بلکه زمینه ای است که شخصیت بر آن ساخته شده است. این پایه و اساس تمام ویژگیهای شخصیتی است و بر روشهای اساسی واکنش هر فرد به موقعیتهای جدید، مدیریت احساسات و تعامل با دیگران حاکم است. هنگامی که در مورد خلق و خوی صحبت می کنید، ممکن است بگویید “خلق” یا حتی “سبک”. برخی از مردم خلق و خوی “آفتابی” دارند، در حالی که برخی دیگر ممکن است به عنوان “آتشین” یا “ترسناک” توصیف شوند. محققین دیوید رتیو و لورا مک کی در بررسی روانپزشکی هاروارد (2005) می گویند: “مزاج به تغییرات اولیه در واکنش عاطفی اشاره دارد.” شرودر و همکاران (2022)، نوشتن در مجله بین المللی تحقیقات محیطی و بهداشت عمومی، آن را با عبارات دقیق تر بیان می کند و خلق و خو را به عنوان “خواص نسبتاً منسجم، اساسی و فردی که زمینه ساز و تعدیل بیان فعالیت، واکنش پذیری، عاطفه و اجتماعی بودن است” توصیف می کند. آنها به همراه رتیو و مک کی و همچنین استیفتر و دلار در کتاب سال 2016 خود، مزاج و آسیب شناسی روانی رشد، به این نکته اشاره کنید که مزاج بر اساس زیست شناسی است – به این معنی که در طول عمر انسان، از نوزادی تا پیری، پایدار است.
اگر در مورد استعداد خلقی خود متعجب هستید، از خود بپرسید که هر چند وقت یکبار احساسات منفی را احساس می کنید. به این فکر کنید که چقدر آسان است – یا چقدر دشوار است – زمانی که یک انگیزه دارید خودداری کنید، یا وقتی می دانید که انتخاب خوبی ندارید، فکر خود را تغییر دهید. در روانشناسی امروزاستیون استوسنی (2010) خلق و خوی را اینگونه توصیف می کند: «آنچه که تو بودن احساس می کند» و «لحن عاطفی ذاتی شما» است. به گفته استوسنی، راه دیگری برای چارچوب بندی آن، تخصیص منابع درونی انرژی شماست. انجام چه کاری برای شما آسان است و چه کاری به تلاش نیاز دارد؟ آیا شما بیشتر به عمل تمایل دارید تا تفکر، یا بیشتر متفکر هستید؟ آیا نیاز دارید که در یک ساختار زندگی کنید، برای کمک به اقدامات و تصمیمات خود، یا آزادی بیشتری را ترجیح می دهید تا بتوانید با دقت در مورد گزینه های خود فکر کنید و آنچه را که برای شما مناسب است انتخاب کنید؟
همانطور که اشاره کردم، گفته می شود که مزاج در طول زمان کاملاً ثابت است. در مجله اروپایی شخصیتدانیل سی. کوپلا-سیبلی و همکارانش گزارش کردند که معیارهای خلق و خو (مانند گزارشات والدین و مطالعات آزمایشگاهی) آزمودنی ها در سه سالگی با سایر معیارهای مشابه همان کودکان در سن 12 سالگی (2018) نسبتاً سازگار است. با این حال، خلق و خوی به طور کامل بر تصمیمات شما حاکم نیست. انتخاب اهداف و فعالیت هایی که از سبک شخصی درونی شما سرچشمه می گیرد، می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. به عنوان مثال، فردی با خلق و خوی پرانرژی و برونگرا ممکن است به خوبی کاری پیدا کند که شامل تعاملات بین فردی زیادی باشد، در حالی که فردی که خلق و خوی سردتر و متفکرانهتری دارد ممکن است در پروژههای فردی شادتر باشد. این مهم است که یاد بگیرید نیازهای خود را بشناسید و با آن ها کنار بیایید، از این طریق، با تعیین انتظارات منسجم و مناسب برای خود.
همین امر در مورد انتظارات شما از دیگران نیز صادق است. خلق و خوی به عنوان یک مؤلفه تعیین شده از نظر بیولوژیکی شخصیت می تواند تأثیر بسیار مهمی بر روابط شما داشته باشد. اگرچه مخالفان – افرادی با سبکهای خلقی متضاد – لزوماً جذب نمیشوند، تفاوتهای جزئی در خلق و خوی ممکن است جذابیت بینفردی را افزایش دهد و باعث شود که شما به سمت فردی با سبک شخصی کشیده شوید که او را تحسین میکنید اما مجسم نمیشوید. استوسنی خاطرنشان میکند که «سطح انرژی و تنظیم اضطراب» ویژگیهایی هستند که از خلق و خوی اولیه شما ناشی میشوند و به احتمال زیاد بر توانایی شما برای کنار آمدن با افراد غیرمشابه تأثیر میگذارند. به عبارت دیگر، اگر فردی که تمایل دارد مضطرب باشد، شریکی داشته باشد که در موقعیتهای مشابه احساس آرامش میکند، به راحتی میتوانند درگیری ایجاد شوند. چنین ناهماهنگی میتواند به راحتی ویژگیهای مبتنی بر خلق و خوی هر دو طرف را اغراق کند و درگیری را تا حدی تقویت کند که رابطه به خطر بیفتد. پویایی تعقیب کننده-فاصله گر می تواند از این طریق توسعه یابد. همانطور که استوسنی میگوید، «اضطراب در شریک پرانرژی در پاسخ به رفتار بیاحتیاطی شریک دیگر افزایش مییابد، که به نوبه خود سعی میکند در پاسخ به افزایش اضطراب، «رها شود» یا «عقبنشینی کند». یکی از طرفین مضطربتر میشود، طرف دیگر «آرامتر» به نظر میرسد.»
اگر متوجه شدید که شما و شریک زندگی تان چنین مشاجره هایی دارید – که به طور بالقوه ناشی از تفاوت های خلقی اساسی است – ممکن است از چند استراتژی اساسی استفاده کنید. کوهن (2023)، که در روانشناسی امروز در مورد تأثیر خلق و خوی بر روابط، ایجاد راحتی و درک سبک شخصی شریک زندگی خود را توصیه می کند. برای مثال، اگر بتوانید به راحتی با افراد جدید و موقعیتهای جدید «گرم کنید»، میتوانید حساسیتهای شریکی را که کمی بیشتر طول میکشد، بشناسید و با آنها همدلی کنید. به همین ترتیب، اگر کمی انرژی کمتری نسبت به شریک خود برای معاشرت دارید، ممکن است به او اجازه دهید کار خود را انجام دهد – در یک مهمانی پرش کنید یا با گروهی از افراد جدید آشنا شوید – بدون اینکه آن رفتار را با رفتار خود مقایسه کنید. کوهن پیشنهاد می کند که حمایت از یک شریک به معنای تلاش برای سازگاری با موقعیت هایی است که تفاوت های شما را برجسته می کند. این به معنای اعتبار بخشیدن به سبکی است که مال شما نیست. صبور بودن و توجه به نیازهای همسرتان می تواند به شما کمک کند تا احتمال مشاجره را کاهش دهید.
فراتر از خلق و خو، این نصیحت برای بسیاری از موقعیتهای مشابه دیگر قابل استفاده است و میتواند به عنوان یک قاعده کلی برای انواع مختلف تعارضات رابطه عمل کند: ایجاد همدلی برای دیدگاه شخص دیگر همیشه کمک میکند و هرگز آسیبی نمیزند. و در این مورد، درک پایه پایدار و بیولوژیکی تفاوتهای خلقی بین شما و شریک زندگیتان ممکن است باعث شود که با هم کنار بیایید.
[ad_2]