07:13 - 2024/09/23

تاثیر بدبختی بر شکل گیری مغز | روانشناسی امروز

[ad_1] بسیاری از خاطرات دوران کودکی من، مانند بسیاری از مردم، با رشته‌هایی از تصاویر شاد و مملو از بازی پر شده است. وقتی آنها را به یاد می‌آورم، شادی حاصل از تجربه اولیه‌ام فوراً برمی‌گردد و دوباره قلبم را گرم می‌کند. اگرچه خاطرات دیگر بر...

تاثیر بدبختی بر شکل گیری مغز | روانشناسی امروز

[ad_1]

بسیاری از خاطرات دوران کودکی من، مانند بسیاری از مردم، با رشته‌هایی از تصاویر شاد و مملو از بازی پر شده است. وقتی آنها را به یاد می‌آورم، شادی حاصل از تجربه اولیه‌ام فوراً برمی‌گردد و دوباره قلبم را گرم می‌کند. اگرچه خاطرات دیگر برعکس را تحریک می کنند.

به طرز وحشتناکی، ابر سیاهی از خاطرات ناخوشایند بر سرم می چرخد. این فیلم از «عکس‌های فوری» زشتی از والدینم تشکیل شده است که درگیر جنگ‌های شدید بر سر این‌که چه چیزی را در فهرست خواربارشان قرار دهند، از جمله بستنی، اقلامی که مادرم اصرار داشت بخرد، اما پدرم سرسختانه آن‌ها را «غیر ضروری» رد می‌کردند.

ذهن های شکننده

در نگاه اول، این موضوع ممکن است عادی و شاید حتی پیش پا افتاده به نظر برسد. اما برای من، به عنوان جوان، ترسیده و مطمئناً ناخواسته شاهد دعوای تلخ والدینم، ثبات دنیایم متزلزل شد. تا به امروز، وقتی بحث‌ها به هزینه‌های چیزهایی می‌پردازد که با تعریف پدرم از «غیرضروری» مطابقت دارد، صدای غرش‌های ظریف و آزاردهنده‌ای را در خود دارم. با این حال، خوشبختانه، لذت های خوشمزه بستنی، صرف نظر از هزینه آن، اکنون ارتباط منفی آن با گذشته من را تحت الشعاع قرار داده است.

با این حال، متأسفانه، تعداد بیشماری از افراد دیگر در معرض شرایط نامطلوب بسیار بدتر از “جنگ بستنی” پدر و مادر من هستند. از قضا، و اغلب بدتر، بسیاری از آنها با همان چیزی که برای محافظت از آنها طراحی شده است، از مصیبت های بیشتری رنج می برند.

تعصب منفی

مناطق خاصی از مغز ما که حافظه را حفظ می کنند، به ویژه آمیگدال واقع در دو طرف، مستعد این هستند که تجارب تهدیدآمیز یا خطرناک را در دست بگیرند، در حالی که عملاً آنچه را که نیست نادیده می گیرند. به دلایل بقا و ایمنی، مغز ما نظارت فعالی را بر روی آنچه به طور بالقوه یا واقعی ما را تهدید می کند، آموزش می دهد، بنابراین کم اهمیت جلوه دادن، کنار زدن یا انکار آن را دشوار می کند.

متأسفانه، برای کسانی که تجربه تروما را تجربه کرده‌اند، همین ناحیه از مغز اغلب بیش از حد هشدار می‌دهد، مانند یک زنگ هشدار نادرست که بیهوده مشکوک‌های غیرضروری یا واکنش‌های اغراق‌آمیز را نسبت به خطر در جایی که وجود ندارد، ایجاد می‌کند. در واقع، برای بسیاری، سیستم هشدار مغز می تواند چنان بلند بپرد که قربانیان تروما از تجربه خوش خیم یا حتی سودمند خودداری کنند، انحراف می یابند، یا به اشتباه تفسیر می کنند.

از نظر توسعه از ریل خارج شده است

بدتر از آن، از آنجایی که مغز آنها در حال رشد و در نتیجه انعطاف پذیر و آسیب پذیر است، برای کودکانی که در معرض تجربه های نامطلوب طولانی مدت قرار می گیرند، حجم این سوگیری منفی چنان با صدای بلند بالا می رود که رشد خود کودک می تواند به شدت از بیان بهینه اش منحرف شود.

به عنوان مثال، مطالعات فراوانی به طور مداوم نشان می‌دهد که کودکانی که در معرض ناملایمات قرار می‌گیرند به خوبی از نظر اجتماعی و تحصیلی پیشرفت نمی‌کنند. این قربانیان بدبخت همچنین مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند و به طور قابل توجهی بیشتر در سیستم زندان پراکنده می شوند.

ناملایمات، عامل بیماری

علاوه بر بسته‌های عصبی بیش از حد پیچیده و در نتیجه به راحتی فعال‌شده در آمیگدال، سایر نواحی مغز دچار تغییرات ساختاری می‌شوند که نتیجه مستقیم قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض تجربه شدید و طاقت‌فرسا است. محور HPA – مدار عصبی جدایی ناپذیر پاسخ جنگ یا گریز ما – هنگامی که به طور مزمن در اثر ناملایمات فعال می شود، کارایی سیستم ایمنی ما را کاهش می دهد و ما را در برابر فرآیندهای عفونی و سایر بیماری ها آسیب پذیرتر می کند. سپس هنگامی که سیستم ایمنی ما سرکوب می شود، سیستم خود ایمنی ما فعال می شود و ما را در معرض طیف وسیعی از اختلالات مرتبط از جمله دیابت نوع 1، آرتریت روماتوئید، فیبرومیالژیا، لوپوس و بیماری گریوز و غیره قرار می دهد.

برای چندین دهه، تحقیقات تأثیر مخرب تجربه نامطلوب دوران کودکی را تأیید کرده است. به طور نگران کننده ای، مطالعه تجربه نامطلوب دوران کودکی که توسط CDC و بنیاد قیصر با 17000 شرکت کننده انجام شد، نشان داد که 67٪ از جمعیت درجاتی از تجربه سوء استفاده را تجربه می کنند. فقط می توان هزینه سنگین ناملایمات را برای افراد و در نتیجه جامعه در کل تصور کرد.

چهره های متعدد ناملایمات

بدبختی به هر شکلی که باشد، سوء تفاهم آشکار یا نقض نیازها و احساسات اساسی کودک است. به عنوان مثال، معیارهای سوء تفاهم والدین را می توان بر روی یک زنجیره بین سوء تفاهم های کوچک، سوء تفاهم هایی با مقیاس کمتر، از طریق سوء تفاهم های کلان یا، شاید دقیق تر، سوء استفاده های بزرگتر اندازه گیری کرد.

یک مثال رایج از والدینی را در نظر بگیرید که پس از طغیان عصبانیت فرزندشان به طور انعکاسی (“تنبیه”) فرزندشان را سرزنش می کنند. با توجه به وظیفه، والدین این دستور آشنا را به زبان می آورند، “این رفتار مناسب نیست.” اما والدین با پرش سریع به تنبیه آنچه که آشکارتر است، یعنی طغیان طغیان کودک، زمانی که نمی‌توانند نیازها و احساسات زیربنایی کودک را که به این طغیان دامن می‌زنند، تصدیق کنند، مرتکب رها شدن می‌شوند.

کودک احساس نمی کند که درک می شود، اساساً با مسائلی که باعث بروز طغیان او شده و همچنین مشکل سنگین اضافی که در خلاء عدم درک والدین چه باید بکند، تنها می ماند. برای رویارویی با هر دو مشکل، کودک باید بر راهبردهای مقابله ای توسعه نیافته خود تکیه کند.

نمونه هایی از سوء تفاهم های کلان یا نقض نیازهای اساسی کودک بدنام، گسترده و به راحتی قابل تشخیص است، غفلت، به ویژه غفلت طولانی مدت، سوء استفاده فیزیکی، عاطفی و جنسی. مجدداً، این تجاوزات عمیقاً فاحش بر نیازهای کودک و تأثیر مخرب آنها بر مغز در حال رشد کودک، به شدت ناسازگاری آینده از جمله اختلالات روانی، اعتیاد، بیماری های اجتماعی و تحصیلی و غیره، شروع زودهنگام اختلالات جسمی را پیش بینی می کند.

روابط جامد، قوی ترین داروی پیشگیرانه

روابط خوب، که از والدین ما شروع می شود، اثرات مضر ناملایمات را از بین می برد. در مورد کودک، تا آنجایی که والدین تعهدی جامع و «اخلاقی» نسبت به فرزندان خود می‌پذیرند، نیازها و احساسات نوظهور فرزندان خود را «می‌بینند» یا تأیید می‌کنند و در عین حال «حیاتی» را به‌موقع و متناسب با سن اجرا می‌کنند. منابع عاطفی” تعداد کمی دیگر، در صورت وجود، می توانند فراهم کنند.

فرزندپروری “به اندازه کافی خوب” به کودک در حال رشد مجهز می شود تا نیازهای خود را در حالی که به دنیای بزرگتر می رود شناسایی، مشروعیت بخشیده و به طور موثر بازنمایی کند. علاوه بر این، چنین کودکان خوش شانسی در برابر ناملایمات اجتناب ناپذیری که در طول زندگی خود با آن مواجه خواهند شد، آماده یا “ایمن سازی” شده اند. به جای دست و پا زدن، تکه تکه شدن یا تسلیم شدن در مقابل استرس، کودکانی که به طور مطلوب والدینی هستند، در حال حاضر به عنوان بزرگسالان، بیشتر احتمال دارد که علیرغم ناملایمات، دست نخورده، سازگار و خوب کار کنند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان