[ad_1]
مطالعات قبلی نشان دادهاند که ورزش هوازی تفکر واگرا را تقویت میکند، اما تنها دو مورد این موضوع را در محیطهای طبیعی بررسی کردهاند. آن مطالعات، شامل پیاده روی و بازی های هوازی، صرفاً بر تفکر واگرا بدون ارزیابی تفکر همگرا متمرکز بودند.
این مطالعه دانشجویان پزشکی در دهه بیست زندگی خود را انتخاب کرد، به استثنای افرادی که دارای شرایط روانپزشکی یا شرکت قبلی در مطالعات مشابه بودند. از شرکت کنندگان خواسته شد قبل از انجام آزمایش از فعالیت های شدید، سیگار کشیدن یا مصرف کافئین خودداری کنند. خلق اولیه با استفاده از برنامه تأثیر مثبت و منفی اندازهگیری شد و آزمودنیها بهطور تصادفی در دو وضعیت در روزهای آزمون جداگانه قرار گرفتند: بالا و پایین رفتن از پلهها یا سوار شدن به آسانسور.
برای شرایط پلهنوردی، شرکتکنندگان از طبقه چهارم تا طبقه اول پیاده روی کردند و برگشتند. در شرایط کنترل با استفاده از آسانسور همان مسیر را طی کردند. پس از هر مداخله، شرکت کنندگان آزمون هایی را برای سنجش تفکر واگرا و همگرا تکمیل کردند. تفکر واگرا با استفاده از آزمون کاربردهای جایگزین (AUT) ارزیابی شد، که در آن شرکتکنندگان تا حد امکان استفادههای غیرمعمول برای اشیاء رایج را یادداشت کردند. تعداد استفاده (روشنی)، تنوع دسته بندی ها (انعطاف پذیری) و اصالت پاسخ ها اندازه گیری شد. اصالت بر اساس مقولات مفهومی تعیین شد. اگر فقط یک شرکتکننده ایدهای را از یک دسته خاص پیشنهاد میکرد، آن ایده اصلی در نظر گرفته میشد، اما اگر دو یا چند شرکتکننده ایدههایی از همان دسته ارائه میدادند، بهعنوان اصلی محسوب نمیشد. این معیارها – روانی، انعطافپذیری و اصالت – سازههایی هستند که معمولاً برای ارزیابی تفکر واگرا استفاده میشوند و در این مطالعه به کار گرفته شدند.
تفکر همگرا با مسائل حسابی چوب کبریت ارزیابی شد که در آن شرکت کنندگان باید با حرکت دادن یک چوب کبریت معادلات را حل می کردند. خلق و خوی آزمودنی ها نیز در مقیاس آنالوگ بصری برای لذت، آرامش و انرژی ثبت شد.
آزمایش در دو روز جداگانه انجام شد و نتایج برای تجزیه و تحلیل ترکیب شدند. بالا رفتن از پله منجر به ضربان نبض بالاتری نسبت به شرایط آسانسور شد (110 در مقابل 90 ضربه در دقیقه)، اگرچه این هنوز هم به عنوان ورزش سبک در نظر گرفته می شد. شدت آن حدود 55 درصد از حداکثر ضربان قلب مورد انتظار بود، با توجه به اینکه شرکت کنندگان به طور متوسط 21 سال سن داشتند.
تفاوت معناداری در خلق و خوی (نشاط، لذت، یا آرامش) بین شرایط وجود نداشت.
با این حال، بالا رفتن از پله به طور قابل توجهی اصالت را در AUT افزایش داد، به طوری که شرکت کنندگان در مقایسه با شرایط آسانسور، 61٪ استفاده اصلی بیشتری داشتند. هیچ تفاوت قابل توجهی در روانی یا انعطاف پذیری وجود نداشت، که نشان می دهد این تمرین باعث افزایش کمیت ایده ها نمی شود، بلکه اصالت آنها را افزایش می دهد. نویسندگان پیشنهاد میکنند که فقدان تأثیر بر روانی میتواند به دلیل شدت کم ورزش باشد، که ممکن است بر قدرت ذهنی یا سطوح برانگیختگی تأثیر نداشته باشد. اینها به طور بالقوه برای تأثیر مثبت ورزش هوازی بر جنبه روانی خلاقیت واگرا که در مطالعات دیگر دیده می شود، مهم هستند.
تفکر اصلی زمانی که شرکت کنندگان از پله ها بالا می رفتند در مقایسه با زمانی که از آسانسور می رفتند تقویت می شد.
منبع: Matsumoto K, et al. تأثیر پلهنوردی کوتاه بر تفکر واگرا و همگرا. عصب اعصاب رفتاری جلو. 2022 ژانویه 28; 15:834097. doi: 10.3389/fnbeh.2021.834097. PMID: 35153696; PMCID: PMC8831728.
در مقابل، بالا رفتن از پله بر تفکر همگرا تأثیری نداشت، زیرا عملکرد در آزمون چوب کبریت بین شرایط مشابه باقی ماند. این با مطالعات دیگری که نشان میدهند تمرینات هوازی تمایل به تقویت تفکر واگرا اما نه همگرا دارد، مطابقت دارد. این مطالعه هیچ ارتباط معناداری بین تأثیر پلهنوردی بر اصالت و سطح فعالیت بدنی منظم شرکتکنندگان پیدا نکرد.
هر چند هنوز چندین سوال باقی مانده است. این نتایج به چه کسانی قابل تعمیم است؟ اثرات آن چقدر طول می کشد؟ آیا بالا رفتن از پله می تواند خلاقیت را در جمعیت ها یا زمینه های مختلف افزایش دهد؟ امیدواریم این یافته که پلهنوردی پتانسیل تقویت تفکر اصیل را دارد، بتواند الهامبخش تحقیقات بیشتر در مورد این موضوع باشد.
این خلاصه مطالعه همچنین در قالب صوتی به عنوان بخشی از مطالعه عملکرد شناختی هفته در پادکست عملکرد شناختی ظاهر می شود.
[ad_2]