[ad_1]

فیزیکیترین احساسات، خشم سیگنالهای عملی را به عضلات و اندامهای بدن میفرستد. ما را برای خنثی کردن تهدیدهای درک شده برای خود یا افراد و دارایی های ارزشمند یا کسب مزیت رقابتی زمانی که یک نقطه ضعف به عنوان یک تهدید تلقی می شود، آماده می کند.
دو عامل در فعال شدن خشم نقش دارند: سطح آسیب پذیری فعلی و بزرگی تهدید درک شده. هنگامی که آسیب پذیری بالا می رود، تهدید نسبتا کمی باعث خشم می شود، به عنوان مثال زمانی که منابع فیزیکی کم هستند – خسته، گرسنه، بیمار، مجروح، افسرده، مضطرب، استرس – یا زمانی که شک به خود زیاد است. در زمان ما، بیشتر تهدیدی که ما درک می کنیم متوجه نفس است.
عصبانیت مشکل ساز (چیزی که ما را وادار می کند بر خلاف منافع بلندمدت خود عمل کنیم) ناشی از آسیب پذیری زیاد است. این خودآشکارترین حالت های عاطفی است که به یک علت قدرتمند آسیب پذیری اشاره می کند: کاهش ناگهانی ارزش اصلی.
زمانی که مطابق با ارزشهای عمیقتر خود فکر میکنیم و رفتار میکنیم، وضعیتی از ارزش اصلی را تجربه میکنیم. این شامل احساس اصالت و احترام به خود است که باعث کاهش شک و آسیب پذیری به خود می شود.
.
به عنوان مثال، اگر برای شما مهم است که در برخورد با دیگران منصف باشید، تا زمانی که منصف باشید، خود را خوب میدانید، اما در غیر این صورت احساس گناه و شرم میکنید. اگر از احساس گناه و شرم به عنوان انگیزه ای برای وفاداری به ارزش اصلی خود استفاده کنید، یعنی منصفانه تر رفتار کنید، عزت نفس شما فوراً بهبود می یابد. شما با قاطعیت عمل خواهید کرد، بدون نیاز به خشم برای دفاع.
اما اگر رفتار غیرمنصفانه خود را به گردن شخص دیگری – همسر یا رئیس یا سازمان امور مالیاتی – بیاندازید، عصبانی یا رنجیده خواهید شد و کاملاً ناتوان خواهید شد تا عزت نفس واقعی خود را بازگردانید. درست است، در حالی که عصبانی یا خشمگین هستید، بازگرداندن عزت نفس به تنهایی تقریباً غیرممکن است، زیرا اکنون مستلزم آن است که کسی تسلیم خواسته شما شود. بهترین چیزی که میتوانیم در هنگام عصبانیت یا عصبانیت به آن امیدوار باشیم، احساس موقتی از خودبرتربینی است.
وقتی با عمیقترین ارزشهایمان ارتباط نداریم، به احتمال زیاد به دنبال توجه دیگران هستیم. ارزش خود نه به کاری که انجام می دهیم، بلکه به توجه دیگران بستگی دارد. به طور خلاصه، ما آسیب پذیرتر خواهیم شد. ما احتمالاً تصوراتی را که دیگران از ما دارند دستکاری می کنیم و برای دفاع از یک نفس شکننده، رنجش یا عصبانیت مکرر را تحمل می کنیم. دفاع از نفس معمولاً منجر به نقض ارزشهای عمیقتر میشود.
راهنماهای ارزشمند
عصبانیت مشکل ساز به اشکال مختلف ظاهر می شود، به عنوان مثال، هرگونه رنجش، بی قراری، بی حوصلگی، تحریک، تحریک پذیری، یا کنایه ای که انگیزه رفتاری بر خلاف منافع ما باشد. اما تجربه این احساسات ناخوشایند می تواند راهنمای ارزشمندی باشد، اگر از آنها مانند گازسنج استفاده کنیم. آنها به ما می گویند که وضعیت فعلی ارزش اصلی ما بسیار پایین است و باید آن را با عمل بر اساس عمیق ترین ارزش های خود پر کنیم. اگر از بی انصافی شخص دیگری عصبانی هستیم، باید مطمئن باشیم که منصف هستیم. در غیر این صورت، ما صرفاً به یک حرکت تند و سریع مانند یک تند و سریع واکنش نشان خواهیم داد.
غلبه بر مشکلات خشم به چیزی بیش از مدیریت احساسات عاطفی و برانگیختگی فیزیولوژیکی خشم نیاز دارد، همانطور که کلاس های مدیریت خشم تلاش می کنند. برای از بین بردن خشم مشکلساز، باید انتخاب کنیم که چه نوع فردی میخواهیم باشیم – یک فرد عصبانی، خشمگین، که برای مدیریت احساسات منفی تلاش میکند، یا فردی که در ارزشهای اصلی زندگی امنی دارد.
[ad_2]