منبع: Envato Elements/FabrikaPhoto
دهها سال پیش، در خانهای زندگی میکردم که همسایهام، جوآن، در آپارتمان پایین، یک پرستار ارشد بود که در یک اتاق عمل کار میکرد. با گذشت زمان ما دوستان خوبی شدیم. او به من گفت که در حصول اطمینان از اینکه هر چیزی در محیط کارش که نیاز به استریل شدن دارد واقعاً استریل باشد و هیچ اقلام ولگردی در جایی که نباید باشد، سختگیر و دقیق است. سطوح باید تمیز و برهنه رها می شدند. جراحان از او وحشت داشتند.
با این حال، در خانه، آپارتمان او شلوغی بود، لباسهای دور ریخته روی صندلیها یا روی زمین، کاسههای صبحانه و لیوانهای استفاده شده که در سینک فرو رفته بودند، کشوها پس از جستجوی گمشدهای که سراسیمه بودند، باز ماندند، نامههایی که به هر طرف کناری انداخته شدند. ، صرف نظر از اهمیت آن جراحان باور نمی کردند.
اخیراً دوباره به او فکر کردم (او سالها پیش به نیوزیلند مهاجرت کرد و متأسفانه ارتباطمان را از دست دادیم) زمانی که به صورت داوطلبانه از زنی دیدن کردم که اکنون به آن PTSD پیچیده میگویند. او در کودکی دچار غفلت شدید عاطفی و گاه به گاه فیزیکی شده بود و همیشه در مدیریت احساسات خود با مشکلات زیادی روبرو بوده است. ولما بسیار با استعداد است. او می تواند تقریباً هر کار عملی را انجام دهد، همیشه ابزار مناسب برای کار را در اختیار دارد و از کوچکترین فضاها برای نگهداری منظم و کارآمد وسایل خانه به طرز شگفت انگیزی خلاقانه استفاده می کند.
در حالی که 17 رول از انواع مختلف نوار چسب به طرز ماهرانهای در هم تنیده شده و به قلابهایی در کمد وصل شدهاند، بقیه قسمتهای آپارتمان او به هم ریخته است. همه جا جعبهها، روزنامهها، رول آشپزخانه، کرمهای صورت، کارتهای تولد ارسالنشده – اقلامی که موقتاً از اتاقی به اتاق دیگر آورده میشوند و سپس در آنجا رها میشوند، زبالههای فراموش شده هرج و مرج روزمره.
به طور خلاصه، ولما در صورت نیاز نمی تواند آنچه را که نیاز دارد پیدا کند – مگر اینکه یک پیچ گوشتی خاص یا جلای کفش مخصوص یا نخ پنبه ای رنگی باشد که همیشه در جای خود در یک جعبه یا کمد باشد.
پس جوآن واقعی کدام بود و ولما واقعی کدام است؟ اگرچه رفتارهای امضایی متناقض به نظر می رسند، اما فقط بخشی از یک فرد هستند. من آن را در خودم می بینم: در حالی که با بسیاری از کارهای خسته کننده، اگر با اکراه، بسیار کارآمد رفتار می کنم، همچنین با خوشحالی چیزهایی را به شکلی که به تعبیری «ترتیب تاریخ» می نامم ثبت می کنم – یعنی، آخرین چیزی را که به بالای یک انبوه موجود می رسد، می زنم. .
به طور فزاینده ای، بسیاری از افراد هم مبتلا به اوتیسم و هم ADHD تشخیص داده می شوند، که منجر به برخی معماهای خاص می شود. افراد در مورد نیاز “اوتیستیک” خود به روتینی برای کاهش اضطراب نوشته اند، تنها برای اینکه عنصر ADH خود را به چیزی جدید و محرک میل کنند. به طور مشابه، آنها ممکن است در تماس اجتماعی بیش از حد احساس تحریک کنند، اما به طور همزمان هوس آن را داشته باشند.
همه اینها خطا در تلاش برای “کبوتر کردن” مردم را نشان می دهد، اگرچه این بدان معنا نیست که این اتفاق نمی افتد. تست های شخصیت هنوز اغلب توسط روانشناسان و کارفرمایان برای ارزیابی ویژگی های شخصیتی متقاضیان شغل در تلاش برای تطبیق آنها با نیازها یا فرهنگ یک شرکت استفاده می شود. با این حال، روانشناسان دیگر به طور فزاینده ای متوجه می شوند که شخصیت، علیرغم مدت ها که ثابت و بادوام تلقی می شد، در واقع انعطاف پذیر است، مستعد شرایط است و معمولاً روز به روز یا حتی ساعت به ساعت در نوسان است.1 آنها دریافتند که حتی استرس جزئی هم ما را تغییر میدهد و به تأثیر رفتار «دردسرها» از جمله مهلتهای کاری نزدیک، دعواهای درون خانواده، کارهای زیاد و مواردی از این دست بر رفتار ما میپردازد.
همه ما ممکن است رفتارهایی داشته باشیم که ظاهراً «خارج از شخصیت» هستند، که برخی از آنها بهتر از دیگران به ما خدمت می کنند. تمرینکنندگان Human Givens راه خلاقانهای برای کمک به افراد برای شناسایی این جنبههای شخصیتی خود و کنترل هر چیزی که در زمانهای خاص مفید نیستند، دارند.2 تصور آنها به عنوان موجودیت های جداگانه با نام می تواند به ما کمک کند تا خود را واضح تر در این دور ببینیم.
یادم میآید که یک بار با یک بازیگر زن کار میکردم، او با دستکشهای بچهگانه سر صحنه سریالی که در آن بازی کرد، درمان شد. اما همین فرد در تلاش بود از کار نادرست آشپزخانه جدیدی که در خانه نصب کرده بود شکایت کند: او وحشت زده شد و نتوانست هیچ کلمه ای را بیان کند. او را آرام کردم، تشویقش کردم تا به بخش “دیوا” خود دسترسی پیدا کند و اجازه دهد دیوا با نصاب آشپزخانه گفتگوی لازم را داشته باشد. خیلی خوب عمل کرد
همه ما ترکیبی از احساسات و رفتارها و ارزش ها هستیم. من فکر میکنم آنچه مهم است این است که از این موضوع آگاه شویم و تشخیص دهیم که کجا و چه زمانی باید از خودهای مختلف تجلیل شود، و در کجا ممکن است برخی ما را عقب نگه دارند و نیاز به کنار گذاشتن داشته باشند.