بسیاری از آمریکایی ها تصمیم اخیر پرزیدنت بایدن مبنی بر کناره گیری از سمت نامزد دموکرات ریاست جمهوری برای دادن مشعل را به فردی جوان تر تحسین کرده اند. اما آیا این تصمیم که به برکت جامعه گرفته شده، پیامی ضمنی برای سایر سالمندانی که همچنان در حال خدمت هستند، داشته است؟ “بازنشسته شوید و اجازه دهید جوانتر جای شما را بگیرد!” متأسفانه، این ممکن است نوک کوه یخ ضرب المثل باشد: یک تمایل اجتماعی سیستماتیک برای دیدن افراد مسن به عنوان قابل مصرف.
غیرقابل توجه نیست که بایدن احساس می کرد که موظف است در مورد سن خود شوخی کند: “می دانم که شبیه آن نیستم، اما مدتی در این اطراف بوده ام، آن را به خاطر دارم.” او در پاسخ به گزارش رابرت هور، بازپرس ویژه گفت: در مورد رفتار بایدن با اسناد طبقه بندی شده ای که در آن هور بایدن را “مردی خوش نیت و مسن” نامیده است. (یاهو نیوز، 2024) و در حالی که شوخی بایدن باعث خنده بینندگانش شد، مسلماً این شوخی در مورد نژاد کسی تلقی نمی شود در مورد خود) و چرا خوب است که رئیس جمهور ایالات متحده (یا هر مرد مسن) را یک “مرد سالخورده” بنامیم که گویی سالمند بودن به طور خودکار مستلزم بی کفایتی است؟ یک تکان دادن اجتماعی دریافت کنید؟
چرا سن گرایی خنده ندارد
از یک منظر، سن مانند نژاد نیست، زیرا پیری یک شرط وجودی برای آن است همه انسان ها، در حالی که نژاد خاص یک فرد نیست. بنابراین، یک فرد سفیدپوست در نهایت به یک فرد سیاه پوست تبدیل نمی شود، همانطور که یک فرد جوان پیر می شود. بنابراین، به یک معنا، شوخی در مورد سن در مورد همه است ما، همانطور که همه ما (در نهایت) به اصطلاح در یک قایق قرار می گیریم.
اما توجه داشته باشید که در این طرز فکر اشتباهی وجود دارد زیرا جوانان چنین نیستند هنوز در همان قایق آنها هنوز هستند متفاوت است. افراد مسن متفاوت به نظر می رسند (سن پوست، مو، تراکم استخوان، توده بدن، مورفولوژی و غیره را تغییر می دهد). آنها با استفاده از واژگان متفاوت صحبت می کنند. و جهان را متفاوت می بینند زیرا هنجارهای اجتماعی، قوانین، شرایط اقتصادی، سیاست، فناوری و سایر عوامل زندگی که آنها با آنها بزرگ شده اند بر نحوه اجتماعی شدن آنها تأثیر گذاشته است. به این ترتیب، نسل های بزرگتر به گروه های فرهنگی مختلف تعلق دارند، به این معنی که تبعیض علیه آنها مانند تبعیض علیه هر گروه فرهنگی دیگر است.
در پس این تبعیض پنهان که به عنوان طنز بیضرر میگذرد، دیدگاهی کاملاً موذیانه وجود دارد. این چشم انداز شامل کلیشه ها معمولاً به افراد مسن نسبت داده می شود. در فرهنگهای صنعتی غربی، مانند ایالات متحده، افراد مسن اغلب بهعنوان افراد ناتوان، غیرجنسگرا و دارای اختلال شناختی معرفی میشوند. علاوه بر کاهش کیفیت زندگی سالمندان، این کلیشهها، زمانی که درونی شوند، میتوانند بر نحوه درک آنها از ظرفیتهای خود تأثیر بگذارند و به طور مؤثر منجر به پیشگویی خودشکوفایی شوند (آکادمی ملی علوم، 2006).
علاوه بر این، تحقیقات تجربی کلیشهها را به نحوه رفتار افرادی که آنها را نگه میدارند با اعضای گروههای اجتماعی مختلف، از جمله سالمندان مرتبط میدانند (جنکینز، 2018؛ آکادمی ملی علوم، 2006). از این رو، انگ انگ زدن به کلیشه های سالمندان، به طور قابل پیش بینی، می تواند پیامدهای درمانی منفی را به همراه داشته باشد.
به گفته داو و جوستن (2012)، «کلیشههای آژیستی که در رسانهها، خانوادهها و محیط کار استفاده میشود، سالمندان را تشویق میکنند و اجازه میدهند که آزار و اذیت سالمندان رخ دهد، زیرا وقار و انسانیت فرد را از بین میبرند و فرآیند «دیگر شدن» را تشویق میکنند. “(عصاره). این ممکن است در مورد سوء استفاده و بی توجهی به سالمندان باشد. بر اساس یک مطالعه در سال 2009 که روی 5777 پاسخگوی مسن انجام شد، از هر 10 نفر از این پاسخ دهندگان، 1 نفر سوء استفاده عاطفی، فیزیکی یا جنسی یا بی توجهی را گزارش کرد (Acierno، 2010). طبق آمار سال 2024 توسط مراکز کنترل بیماری (CDC)، همان درصد سالمندان (1 از 10) هنوز نوعی سوء استفاده را تجربه می کنند (CDC، 2024).
در عین حال، سالمند آزاری یکی از کمتر گزارششدهترین انواع سوءاستفاده است که تنها 1 مورد از 23 مورد گزارش شده به آژانسهای مربوطه گزارش شده است (کارمندان فایندلا، 2023). این ممکن است تا حد زیادی نتیجه آسیب پذیری بسیاری از افراد مسن باشد. آنها ممکن است منابع یا توانایی فیزیکی برای گزارش سوء استفاده را نداشته باشند. کسانی که زوال عقل دارند ممکن است ظرفیت شناختی برای انجام رفتارهای محافظت از خود را نداشته باشند. افراد مسن که برای توالت کردن و لباس پوشیدن نیاز به مراقبت از دیگری دارند ممکن است به دلیل این کمبود استقلال بدن احساس شرم یا گناه کنند. آنها ممکن است از از دست دادن حمایت مراقبین خود در صورت گزارش آنها بترسند. آنها ممکن است قربانی استثمار مالی شوند بدون اینکه حتی از آن آگاه باشند. آنها ممکن است توانایی فیزیکی و/یا منابع مالی برای زنده ماندن خود را نداشته باشند، از این رو افشای سوء استفاده غیرعملی یا خودشکسته به نظر می رسد. آنها همچنین ممکن است از عزت نفس پایین به دلیل داشتن کلیشه های انگ انگ درونی در مورد افراد مسن رنج ببرند (آکادمی ملی علوم، 2006). در نتیجه، آسیب پذیری آنها آنها را از گزینه های دیگری به جز اینکه در دست عاملان خود باقی بمانند، بی نصیب می گذارد. بنابراین، آنها اغلب در معرض سوء استفاده و غفلت قرار می گیرند و در عین حال نمی توانند کاری برای محافظت از خود در برابر آن انجام دهند.
فرصت های شغلی نیز برای افراد مسن، حتی برای افراد حرفه ای بسیار ماهر، کاهش می یابد. به گفته ویکتوریا لیپنیک، رئیس سابق کمیسیون فرصت های شغلی برابر ایالات متحده (2018)، “تحقیقات نشان می دهد که محرومیت مداوم کارگران مسن از فرصت های برابر اغلب از کلیشه های منفی ناشی می شود” (بخش ج، شیوه های تبعیض آمیز). به دلیل اعتقاد به کلیشههای منفی، کارفرمایان ممکن است تمایلی به استخدام متقاضیان مسن نداشته باشند و معتقدند که آنها نسبت به متقاضیان جوانتر بیکفایت یا کمصلاحیت هستند. آنها ممکن است بزرگان را به عنوان سرمایه گذاری های بد تلقی کنند و آنها را در شرف انقضا ببینند و ارزش آموزش یا اعتماد برای انجام کارشان را ندارند.
کالایی سازی سالمندان: سالمندان به عنوان اشیاء از بین رفته
تصورات قالبی افراد مسن به عنوان افراد ناتوان، یا در غیر این صورت آسیب دیده، یک مشکل اجتماعی سیستماتیک را تکذیب می کند. این مشکل است کالایی شدن از سالمندان و سپس درمان آنها گویی اشیایی هستند که ارزش و منزلت آنها بهطور کامل یا تقریباً بهطور کامل بهدلیل ناتوانی درکشدهشان در انجام یک کارکرد، هدف، هدف یا خدمت مورد نظر از بین رفته است. چنین عینیت بخشیدن به افراد، هسته اصلی رفتار ناعادلانه با گروه های هدف، از برده داری تا نسل کشی جمعی بوده است.
امانوئل کانت (1964) فیلسوف قرن هجدهم، با توجه به این مشکل به عنوان یک تخطی اخلاقی، به ما توصیه معروفی کرد که با افراد، از جمله خودمان، به عنوان «غایت در خود»، یعنی موجوداتی که شایسته احترام هستند، رفتار کنیم. بدون قید و شرط. این بدان معناست که صرف نظر از هر گونه استفاده یا هدفی که ممکن است انجام دهند یا نکنند. او اعلام کرد که هرگز با افراد به عنوان “وسیله صرف”، یعنی به عنوان اشیایی برای دستکاری، استفاده و دفع آنها رفتار نکنید (ص 96). این به وضوح شامل کسانی می شود که دیگر بخش های حیاتی نیروی کار نیستند، زیرا آنها نیز شایسته احترام هستند.
به این ترتیب، یک چالش اجتماعی مبرم در اجتماعی شدن مجدد آمریکا نهفته است، در میان دیگر کشورهای صنعتی غربی که بر محصول کار انسانی تاکید دارند، به این معنا که سالمندان را به عنوان به خود ختم می شود. با این حال، اگر این جوامع همچنان به آنها بهعنوان اشیایی از بین رفته و فاقد ارزش و منزلت نگاه کنند، این امر محقق نخواهد شد. بنابراین، نیاز به چارچوب بندی مجدد معنای پیر شدن وجود دارد.
در واقع رسانه های گروهی تا حدودی مسئولیت این مشکل را بر عهده دارند. از منظر ساختگرایی، مسائل اجتماعی کاملاً اجتماعی تلقی نمیشوند مشکلات مگر اینکه خود جامعه آنها را چنین ببیند و برای تغییر نهادهای اجتماعی موجود فشار وارد کند (میلر پرین و همکاران، 2021). رسانه ها می توانند کاتالیزور مهمی برای چنین تغییری باشند.
متأسفانه در حال حاضر تصویر نشاط یک جوان است و افراد عادی تلاش زیادی می کنند تا به تصویر جوانی که توسط رسانه ها و تبلیغ کنندگانی که درآمد خود را از آنها می گیرد، عمل کنند. از لوازم آرایشی گرفته تا پنهان کردن چین و چروکهای «بد» گرفته تا لیفت صورت، ارزش و منزلت انسانی به فروش میرسد.
این دیدگاه سطحی و عمیق از ارزش انسانی، معنای عمیقتر معنایی را که سالمند بودن میتواند داشته باشد را در بر میگیرد: منبع خردی که از طریق چندین سال تجربه به دست آمده است. ظرفیت دوست داشتن و دوست داشته شدن؛ بسیاری از اعمال فداکارانه در طول زندگی که برای تضمین خوشبختی آینده فرزندان انجام می شود. احترام به کسی که با افتخار به ملت خود خدمت کرده است. ظرفیت همدلی با کسانی که اکنون با چالش های جدیدی که سالمندی ایجاد می کند، روبرو هستند. و حمایت از آنها در این مرز جدید زندگی. این سالهای نوری با نحوه رفتار ما بهعنوان یک جامعه با سالمندان متفاوت است: آنها را در زمان نیاز رها میکنیم، آنها را بهعنوان پوستههای از کار افتادهای که زمانی بودند بیرون میاندازیم.
زندگی بزرگتر مهم است
قانون طلایی ممکن است شروع خوبی باشد، زیرا بسیاری از افراد مسن نسبتاً به زودی پیر میشوند و سپس خواهان احترامی هستند که در حال حاضر از دیگران انکار میکنند. تصور کردن پیری نه به عنوان یک بیماری، بلکه مرحله ای از زندگی که نیاز به عشق و حمایت کمتر از هر مرحله دیگری ندارد. این، تا حد زیادی، محتمل ترین پادزهر برای مشکل سوء استفاده، بی توجهی، و استثمار سالمندان است.
متأسفانه، در حالی که خدمات پشتیبانی ارشد وجود دارد، هیچ سازمان حمایت یا اقدام سیاسی به رهبری بزرگان، مشابه زندگی سیاهان مهم است، که در آن موضوع “زندگی سالمندان مهم است.” “البته آنها مهم هستند”، پاسخ درست سیاسی است، در حالی که ما همچنان به تبلیغ کلیشه های خود با طنز بی رنگ، اظهارات تحقیرآمیز و تبعیض ناعادلانه ادامه می دهیم.
آموزش می تواند یک عامل کلیدی در کمک به تأثیرگذاری بر تحول اجتماعی بسیار مورد نیاز باشد، که از دوران ابتدایی شروع می شود و تا آموزش عالی گسترش می یابد. در حال حاضر، در آموزش عالی، دوره های طب سالمندی محبوبیتی ندارند. دانشآموزان در برنامههای کارشناسی و کارشناسی ارشد، مانند مددکاری اجتماعی، عمدتاً به دلیل کلیشههای اجتماعی منفی مداوم از سالمندان که ارزش کمتری برای حمایت دارند، از کار با سالمندان اجتناب میکنند (Miller-Perrin et al, 2021).
بنابراین معلمان در موقعیتی عالی برای کمک به فرآیند اجتماعی شدن مجدد قرار دارند. متأسفانه، روند آموزش به استخدام معلمان جوان و بازنشستگی معلمان مسن تر است، بنابراین به تقویت این تصور کمک می کند که آنها دانش، بینش یا تجربه خاصی برای انتقال ندارند (فلدمن، 2024).
نتیجه گیری
سیاستمداران مسن مانند بایدن که صادقانه به ملت خود خدمت کرده اند، نباید به خاطر سن خود عذرخواهی کنند. کلیشه های تحقیرآمیز نباید جایگزین شواهد در ارزیابی پتانسیل کمک های ارزشمند به جامعه، یا غنی سازی زندگی دوستان و خانواده شوند. سالمندان ما نباید در ترس از مورد آزار و اذیت یا بی توجهی مراقبین خود زندگی کنند که گویی شایسته مراقبت نیستند و سپس در موقعیتی جدایی ناپذیر قرار می گیرند که قادر به محافظت از خود نیستند. همچنین ظرفیت کار در وهله اول نباید به عنوان جوهره ارزش و منزلت انسانی تلقی شود. سالمندان ما اشیایی از بین رفته نیستند که به میل خود دور انداخته شوند.
کانت (1964) از بشریت به عنوان یک “پادشاهی اهداف” جهانی یاد می کند، به این معنی که متقابلاً متعهد به احترام به یکدیگر هستند، به طوری که حمله به یکی از ما، حمله به همه، از جمله خود شخص است (ص 100). -101). سالمندان ما، مانند سایر گروههای متنوع فرهنگی، اعضای کامل این جامعه هدف هستند که با انسانیت متقابل ما متحد شدهاند. بدون تردید، اکنون زمان تغییرات اجتماعی فراگیر مورد نیاز است.