منبع: پاتریشیا سرنا / Unsplash
مقاله اخیر در نیویورک تایمز توجه را به یک ابزار جدید غربالگری سلامت جلب کرد: BRI یا شاخص گردی بدن. هورای! بیایید شاخص توده بدنی (BMI) مخوف و معیوب را به حدی محدود کنیم. در نهایت، شاخص گردی بدن یک ابزار غربالگری موثر برای شناسایی و تصحیح پیامدهای بد سلامتی ارائه می دهد. یا این کار را می کند؟
نگاهی دقیق تر به شاخص توده بدن
ابزار شاخص توده بدنی برای چندین دهه ذهن من را به هم ریخته است. همه جا هست من در مقیاس دیجیتال حمام قرار میگیرم، و بازخوانی دارای مناطق سبز، زرد و قرمز بر اساس BMI است و سعی میکند من را از رنگ زرد و سبز خارج کند.
زمانی که در مقطع دکتری بودم، اقتصاد مراقبت های بهداشتی می خواندیم. دستورالعمل های قانون مراقبت پاسخگو (ACA) که در آن زمان تصویب شد در پرونده الکترونیک سلامت (EHR) و سیستم های صورتحساب گنجانده شد. هنگامی که وزن بیمار یک BMI را در محدوده چاقی نشان می داد، EHR به پزشک هشدار می داد که بیمار را در مورد مدیریت وزن “مشاوره” کند و کادری را علامت بزنید که بیان می کند این مکالمه اتفاق افتاده است. آنها به نوبه خود غرامتی را برای بازدید دریافت کردند.
این تاکتیک ها به امید تغییر مسیر “اپیدمی چاقی” دنبال شد. واضح است که این رویکرد کارساز نبود. تنها کاری که کرد این بود که مردم را از رفتن به دکتر برای فرار از تحقیر باز داشت. من این خجالت را از نزدیک تجربه کردم: یک هفته پس از یک عمل جراحی بزرگ، یک بار در کاغذ پیچیده شده نشستم و دکتر حامل نمودار وارد اتاق شد و با گفتن این جمله که «تو چاق هستی» به من سلام کرد. داستان واقعی
شاخص گردی بدن: ابزار اندازه گیری جدید
شاید شاخص گردی بدن تلاشی برای وابستگی به ابزاری بهتر باشد. شاید دلیل آن نسبت دور کمر به باسن یا زنان با دور کمر بیش از 35 اینچ در معرض خطر ابتلا به سندرم متابولیک باشد. نیت ها خوش نیت هستند – خطر سلامت متابولیک یک چیز واقعی است – اما بدن بار دیگر هدف قرار می گیرد. این بار، شکل بر خلاف قد و وزن است.
اوه ترس، گرد بودن. حالا من کابوس های نوارهای اندازه گیری پارچه زرد را می بینم. من بچه ای بودم با شکم گرد که قبل از اینکه تانکینی باشند، تانکینی می پوشیدم. به خاطر بهشت آن شکم را بپوشان!
من علم سلامت متابولیک و چربی احشایی را درک می کنم، اما هر زمان که از شکل بدن به عنوان یک عامل تعیین کننده سلامت استفاده می کنیم، شروع به دسته بندی بصری می کنیم. مثل ستاره های شکمی دکتر سوس اسنیچس. در اسنیچویل، آنها تفاوت ها را نشان می دهند. در هومانویل، آنها نماینده تبعیض هستند.
به تمام زمانهایی فکر کنید که انسانها (و شاید اسنیچ نیز) به دلیل ظاهرشان نسبت به افراد تبعیض قائل شدهاند. زمانی که من یک رشته تربیت بدنی بودم، با سه تیپ مختلف بدن آشنا شدیم: اندومورف، اکتومورف و مزومورف. هیچ تیپ بدنی بهتر از دیگری نبود. آنها فقط بودند. برخی از تیپ های بدنی در برخی ورزش ها مزیت داشتند، اما پذیرفته شد که شما نمی توانید تیپ بدنی خود را تغییر دهید. درست مثل یک سیب که هرگز نمی توان به گلابی تبدیل کرد.
چرا این ابزارهای غربالگری موثر نیستند؟
بیایید صادق باشیم: وقتی شکل فردی را به عنوان اشتباه، این یک انگیزه بزرگ برای تغییر نیست. در واقع درست برعکس است. انگیزه درونی یک محرک شرم محور است. بر تغییر ظاهرمان تاکید می کند و بدن به هدف تبدیل می شود.
تنها تغییر رفتاری پایدار و پایدار باید درونی باشد، نه بیرونی. ما باید به داخل نگاه کنیم، مردم. روی رفتارهایی تمرکز کنید که می تواند تغییر کنید – با تاکید بر دوستی با بدن در تلاش برای احساس بهتر، انرژی بیشتر و شفافیت با انجام کارهایی که ارتباط و شادی را به همراه دارد.
امیدوارم هیچ وقت نوار زرد ترسناک را وارد مدارس یا مطب دکتر نکنیم. بیایید به کسی دلیلی برای نفرت از بدن خود ندهیم. نفرت از بدن ما برای تغییر آنها کارساز نبوده است. ما دوباره علامت را از دست دادیم.