منبع: کریستوفر کمبل Unsplash
اخیراً روبروی یک بیمار 19 ساله نشستم و به او گوش دادم که علائم بی شمارش را بازگو می کند. آنها شامل اضطراب، افکار تند، عرق کف دست، “ترس از همه چیز” و بیدار شدن هر روز صبح با اضطراب در شکم او بودند. او ترس دائمی از وقوع یک اتفاق وحشتناک را توصیف کرد و درگیر بسیاری از “فاجعه سازی” بود. تشخیص اختلال اضطراب سخت است، درست است؟ با این حال، او ابتدا برای ADHD به دیدن من آمد. او توسط یکی دیگر از ارائه دهندگان سلامت روان متقاعد شده بود که کمبود توجه دارد و یک محرک به نام آدرال برای او تجویز شده بود. او برای نظر دوم اینجا بود، زیرا از داروها بدبین بود.
من کمی بررسی بیشتر و آزمایش های بیشتر انجام دادم. آدریان، که نام واقعی او نیست، فوق العاده بود. او در دبیرستان در کلاس های تیزهوشان بود و معدل 4.28 داشت. او می خواست دنبال پزشکی برود یا حتی خلبان شود. اما پس از دبیرستان او متوقف شد و در حال حاضر به عنوان میزبان در یک رستوران زنجیره ای محلی کار می کرد. از او پرسیدم بعد از دبیرستان چه اتفاقی افتاد و او به سختی به من گفت. ما روزهای معمولی او و ظاهر آن را مرور کردیم. او به اشتراک گذاشت که وقتی کار نمی کرد، در خانه بود، بازی های ویدیویی انجام می داد یا ویدیوهای بی پایان یوتیوب را تماشا می کرد. او به من گفت: «من اکثر برنامههای رسانههای اجتماعی خود را حذف کردم. هر چه زمان بیشتری را در شبکه های اجتماعی سپری می کرد، بیشتر مضطرب و افسرده می شد. اما او نتوانست یوتیوب را رها کند.
ما بحث کردیم که بسیاری از چیزهایی که او احساس می کند اضطراب است که می تواند شبیه ADHD باشد. او به نظر راحت شد و به من گفت که بسیاری از همسالانش در دبیرستان، حتی زمانی که تشخیصی نداشتند، Adderall را به اشتراک گذاشتند و از آن برای تفریح استفاده کردند. او نمی خواست در نهایت به یک داروی قابل سوء مصرف ختم شود. ما در مورد خواب، ورزش و تغذیه به عنوان روش هایی برای مدیریت اضطراب او صحبت کردیم. من همچنین “پاکسازی رسانه های اجتماعی” را تشویق کردم. من او را به چالش کشیدم تا یوتیوب را حذف کند و احساسش را بعد از 30 روز ارزیابی کند و به او گفتم که این برای همیشه نخواهد بود، اما ارزش این را داشت که بفهمم بدون رژیم دیجیتالی ثابت چه احساسی دارد.
زمان نشان خواهد داد که آیا آدریان قرار است این برنامه را دنبال کند یا خیر. اما این بیمار مرا به فکر انداخت. آدریان بخشی از نسل آیفون بود. کودکانی که در حدود سال 2005 و بعد از آن متولد شدهاند و فقط گوشیهای هوشمند، آیپد و رسانههای اجتماعی را میشناسند. این چگونه دیدگاه آنها را نسبت به جهان و رشد مغزشان تغییر داده است؟ آیا آنها به گونه ای متفاوت یاد می گیرند و آیا احساسات خود را به گونه ای متفاوت مدیریت می کنند؟
تحقیقات در مورد همه اینها وجود دارد. جاناتان هاید، روانشناس اجتماعی، به تازگی کتابی با عنوان «نسل مضطرب» منتشر کرده است. خواندنی جذاب، فرض آن این است که بله، نسل کودکان و اکنون جوانانی که پس از سال 1995 متولد شدهاند به دنیای دیجیتال تلقین شدهاند. او استدلال می کند که این عواقبی دارد. وقتی صحبت از فناوری دیجیتال و اینترنت به میان میآید، کودکان نظارت ضعیفی داشتهاند، که منجر به نسلی از کودکان و بزرگسالان جوان شده است که ممکن است رشد اجتماعی و مغزی را تغییر داده باشند.
مغز انسان با حدود 100 میلیارد سلول متولد می شود که با گذشت زمان به حدود 80 میلیارد سلول تبدیل می شود. به این حذف «هرس» می گویند، به نوعی شبیه به صدای آن. اما در این مورد، مغز ما مسیرها و سلول هایی را که به اندازه دیگران مهم نیستند، برش می دهد. این هرس به چیزهای زیادی بستگی دارد. سلامت جسمانی، تغذیه، ژنتیک، محیط کودکی، پرورش یا عدم وجود آن، حمایت عاطفی و بسیاری عوامل دیگر. چرا هرس مهم است؟ زیرا به مغز ما اجازه می دهد تا فوق العاده کارآمد شود و مسیرهای جدیدی را برای یادگیری مهارت ها و اطلاعات جدید ایجاد کند. مغز نوجوانان تا سن 25 یا 26 سالگی در حال هرس و رشد است. اگر مغز نوجوانی در معرض فناوری دیجیتال و رژیم دائمی الگوریتم های اینترنتی قرار گیرد، عواقبی در پی خواهد داشت.
یک مطالعه در سال 2023 منتشر شده در مجله American Medical Association Pediatrics فعالیت رسانه های اجتماعی را در نوجوانان اندازه گیری کرد. کاربران معمولی رسانه های اجتماعی، آنهایی که 15 بار یا بیشتر در روز شبکه های اجتماعی خود را چک می کردند، اسکن مغزی داشتند که نشان دهنده افزایش فعالیت در مرکز پاداش مغز بود. آنها همچنین نسبت به بازخوردهای همسالان، حساسیت عاطفی بالاتری داشتند. آنها کاهش در احساسات مثبت با محرکهای معمولی پاداش نشان دادند، که به نوعی مانند یک اثر تحمل بود. این آنها را به دنبال تحریک بیشتر سوق داد.
منبع: Natasha Connell Unsplash
مطالعه دیگری در سال 2024 تغییرات مشابهی را در مغز نوجوانان مبتلا به “اعتیاد به اینترنت” نشان داد. این تغییرات در مرکز پاداش مغز و مناطقی که رشد سلامت جسمی و روانی را مدیریت میکنند، مشاهده شد.
به عنوان یک روانپزشک اعتیاد، هیچ کدام از اینها به نظر من خوب نیست. البته این بدان معنا نیست که هر نوجوان یا جوانی که از اینترنت یا رسانه های اجتماعی استفاده می کند به طور غیرعادی رشد کرده یا معتاد شده است. بسیاری را که می شناسم موفق و شاد هستند. با این حال، خطر بیشتر مشکلات در استفاده بدون نظارت وجود دارد. چگونه یک والدین در این دنیای جدید و شجاعانه زندگی دیجیتال حرکت می کنند؟
با نگاهی به تحقیقاتی که من از موارد زیر حمایت می کنم:
-
بدون تلفن: Haidt توصیه می کند که از iPhone یا iPad استفاده نکنید قبل از 14 سالگی و هیچ رسانه اجتماعی قبل از سن 16 سالگی.
-
مشارکت سنگین خانواده و والدین: در زندگی آنها فعال باشید، بدانید روزهایشان از چه قرار است، دوستان خود را بشناسید و در بازیهای فوتبال، مسابقات والیبال یا نمایشهای تئاتر شرکت کنید. آنها را در معرض نسل های قدیمی تر قرار دهید تا ادغام اجتماعی بیشتری در خانواده داشته باشند.
-
آنچه را که آنلاین نگاه می کنند نظارت کنید: وارد تجارت آنها شوید. گوشی ها و برنامه های آنها را بررسی کنید. دوستان خود را بصورت آنلاین و حضوری بشناسند.
-
بازی: هایدت یکی از طرفداران بزرگ بازی است که به کودکان اجازه می دهد بدون ساختار بازی کنند. تحقیقات خوب زیادی وجود دارد که نشان میدهد این کار را تقویت میکند خلاقیت و رشد اجتماعی و عاطفی.
-
ایجاد انعطافپذیری: یکی از یافتههای جالب در مطالعات در مورد حساسیت عاطفی بالاتر به بازخورد یا انتقاد هنگامی که یک نوجوان زمان زیادی را در رسانههای اجتماعی میگذراند، صحبت میکند. کمک به کودکان برای ایجاد ذخایر عاطفی برای عبور از ناامیدی ها و آسیب ها، آنها را به بزرگسالانی قوی تر تبدیل می کند.
-
درگیر شوید: این هفته، کنگره روی قانون ایمنی و حریم خصوصی کودکان آنلاین کار می کند. این یک لایحه دو حزبی است که برای تنظیم مقررات شرکت های بزرگ مانند Meta و TikTok طراحی شده است تا پلتفرم های خود را برای نوجوانان و کودکان ایمن تر کنند. بخشهایی از این لایحه شامل اجبار پلتفرمها به الزام کنترلهای والدین برای کمک به مدیریت استفاده از پلتفرم خردسال، گزینههای تنظیمات ایمنی و روشهایی برای ردیابی زمان صفحه نمایش است. مسئله آزادی بیان در اینجا نیز مطرح است. بهتر است خودتان را آموزش دهید.
مطالب ضروری رسانه های اجتماعی
این نکات را می توان برای بزرگسالان نیز به کار برد. همه ما میتوانیم کمی بیشتر از بازی، اجتماعی شدن حضوری و کمی کمتر از زمان دیجیتالی استفاده کنیم.
و بیمار من، آدریان، خواهیم دید که او چگونه عمل می کند. امیدوارم حداقل یوتیوب را حذف کند.