21:41 - 2024/09/16

چگونه برای صبحانه عدم اطمینان بخوریم

[ad_1] همه اشکال اضطراب واقعاً به عدم تحمل عدم اطمینان خلاصه می شود. ذهن شما نوعی سوال در رابطه با موضوعی که نسبت به آن نامطمئن هستید به شما ارائه می کند و به شما می گوید که کار ایمن و مسئول این است که سعی کنید به آن سوال پاسخ دهید. برای ...

چگونه برای صبحانه عدم اطمینان بخوریم

[ad_1]

همه اشکال اضطراب واقعاً به عدم تحمل عدم اطمینان خلاصه می شود. ذهن شما نوعی سوال در رابطه با موضوعی که نسبت به آن نامطمئن هستید به شما ارائه می کند و به شما می گوید که کار ایمن و مسئول این است که سعی کنید به آن سوال پاسخ دهید. برای استفاده از یک مثال، بیایید این فکر را در نظر بگیریم: “اگر سرطان داشته باشم و آن را ندانم چه؟”

هنگامی که این فکر به ذهن شما خطور می کند، در مورد ابتلا به سرطان خود مطمئن نیستید و این باعث ایجاد اضطراب می شود. چیزی که اضطراب به شما می گوید در این لحظه انجام دهید این است که تلاش کنید و اطمینان حاصل کنید. بنابراین شما مجبور به تلاش برای پاسخ به سوال هستید.

این منجر به رفتار نگرانی می شود که به معنای تجزیه و تحلیل ذهنی و تلاش برای پاسخ به سؤالی است که نسبت به آن اطمینان ندارید.

اغلب سوالات نگران کننده معمولا به یکی از این سه شکل می آیند:

1. آیا اتفاق بد رخ خواهد داد؟

به عبارت دیگر، ذهن شما ایجاب می کند که سعی کنید آینده را پیش بینی کنید.

2. اگر اتفاق بدی بیفتد چقدر بد خواهد بود؟

باز هم، این تلاش برای پیش بینی آینده است. ذهن شما ایجاب می کند که بدانید اگر اتفاق بد رخ دهد دقیقاً چه اتفاقی می افتد. ذهن شما از شما می خواهد که تمام عواقب احتمالی آن را پیش بینی کنید. اینجاست که فاجعه‌سازی وارد می‌شود، زیرا اگر واقعاً خلاق باشید، کاری که ذهن مضطرب انجام می‌دهد، می‌توانید با میلیون‌ها عواقب وحشتناک مختلف برای تقریباً هر چیزی که ممکن است محقق شود، روبرو شوید.

3. برای جلوگیری از اتفاق بد چه باید بکنم؟

این یکی واقعاً مردم را به خود جذب می کند زیرا احساس می کند با نگرانی در مورد این موضوع دارید کار مفیدی انجام می دهید. شما اساساً می گویید: “مطمئناً اگر به اندازه کافی نگران باشم، می توانم بفهمم که چگونه جلوی اتفاق بد را بگیرم!”

عکس محصول SHVETS از Pexels

منبع: عکس محصول SHVETS از Pexels

مشکل تلاش برای دستیابی به اطمینان این است که در نهایت غیرممکن است:

مهم نیست چقدر آن را تجزیه و تحلیل کنید، نمی توانید مطمئن باشید که آیا اتفاق بد رخ خواهد داد یا خیر.

مهم نیست چقدر آن را تجزیه و تحلیل کنید، نمی توانید به طور قطع بدانید که عواقب آن چه خواهد بود.

مهم نیست چقدر آن را تجزیه و تحلیل کنید، نمی توانید به طور قطعی بدانید که آیا می توانید جلوی اتفاق بد را بگیرید یا خیر.

نه تنها دستیابی به یقین غیرممکن است، بلکه تلاش برای دستیابی به اطمینان از طریق نگرانی منجر به اضطراب بیشتر و بیشتر می شود.

یکی از مهمترین چیزها در درمان اضطراب، تلاش برای ایجاد یک رابطه دوستانه تر با عدم اطمینان است. چه بخواهید چه نخواهید، حقیقت این است که عدم اطمینان بخشی عادی، طبیعی و اجتناب ناپذیر از زندگی است.

چیزهای خاصی هستند که فقط در همه جا در جهان وجود دارند. هوا مثال خوبی است. هوا همه جا هست شما هرگز قرار نیست از هوا دور شوید. مضحک است اگر یک روز از خواب بیدار شوم و بگویم دیگر هوا را دوست ندارم، دوست دارم هوای کمتری در زندگی داشته باشم. عدم قطعیت مانند هوا است. در همه جا در جهان وجود دارد، همه جا هست، همیشه.

تقریباً هیچ چیز در زندگی وجود ندارد که ما بتوانیم 100٪ از آن مطمئن باشیم. شما می‌توانید با این جنبه از واقعیت مبارزه کنید، می‌توانید برای آن افسوس بخورید، و می‌توانید سعی کنید عدم قطعیت را از بین ببرید، اما هیچ‌کدام از اینها مهم نیست: در نهایت، هر چقدر هم که سؤالات نگرانی‌تان را تحلیل کنید، به نتیجه نخواهید رسید. اطمینان در مورد آنها

کار سالم این است که از هدف تلاش برای رسیدن به یقین دست بکشیم.

آنچه شما نیاز دارید این است نه اطمینان خاطر که نگرانی شما محقق نخواهد شد. آنچه شما نیاز دارید یک رابطه سالم تر با عدم اطمینان است.

منطقی نیست که با هوا رابطه متضاد داشته باشیم زیرا همه جا هست و اجتناب ناپذیر است، درست است؟ خب در مورد عدم قطعیت هم همینطور است. عدم اطمینان در همه جا وجود دارد و اجتناب ناپذیر است. این یک بخش طبیعی و طبیعی از زندگی است. داشتن رابطه متضاد با عدم قطعیت معنی ندارد.

پس چگونه با عدم اطمینان دوست می شوید؟ شما عدم اطمینان را در آغوش می گیرید. به آن متمایل می شوید. وقتی یک سوال نگران کننده به ذهن شما خطور می کند، کاملا متعهد می شوید که آن را بی پاسخ بگذارید. شما می گویید “من نیازی به پاسخ دادن به این ندارم، من صبحانه را با عدم اطمینان می خورم!”

بنابراین هنگامی که این سوال نگران کننده در ذهن شما ایجاد می شود، “آیا من در حال حاضر سرطان دارم و آن را نمی دانم؟”، مفیدترین پاسخ به آن این است که خود را در مورد همه دلایلی که احتمال ابتلا به سرطان را کم می کند، مطمئن نکنید. این نیست که بفهمید آیا چیزهایی که در بدن خود احساس می کنید واقعاً سرطان هستند یا خیر. و این به تحقیق درباره انواع سرطان آنلاین نیست.

نه، مفیدترین پاسخ این است که عدم قطعیت را بپذیرید و توجه خود را به آنچه واقعاً در حال حاضر در مقابل خود انجام می دهید هدایت کنید. بنابراین می توانید به خودتان بگویید: «خوب، شاید من سرطان دارم و آن را نمی دانم. اما این برای من غیرممکن است که در حال حاضر بدانم و بنابراین وقت خود را بیهوده برای کشف آن تلف نمی کنم. من کارهای مهم تری با وقتم دارم. در عوض به کارهای بعدی در روزم ادامه خواهم داد.»

عکس آنا شوتس از Pexels

منبع: عکس آنا شوتس از Pexels

اگر برای متعهد شدن به این نوع رویکرد مشکل دارید، فقط به آنچه تجربه تان به شما می گوید گوش دهید: وقتی سعی می کنید به یک سوال نگران پاسخ دهید، در واقع چه اتفاقی می افتد؟ آیا در نهایت احساس اطمینان و اطمینان می کنید و سپس ذهنتان راضی می شود و اضطراب از بین می رود؟ البته نه. نگرانی باعث می شود احساس بدتری داشته باشید و به هر حال همچنان نامطمئن خواهید بود.

از این دانش به دست آمده از تجربه خود استفاده کنید تا به شما کمک کند متعهد شوید که یک روند را بارها و بارها ادامه ندهید. شما نیازی به تلاش ناموفق دیگری برای دستیابی به اطمینان ندارید تا شما را متقاعد کند که زمان آن رسیده است که از این کار دست بکشید.

هنگامی که از پاسخ دادن به سوالات نگرانی صرف نظر می کنید، به ایجاد یک رابطه دوستانه با عدم اطمینان کمک می کند و این نوع افکار به مرور زمان اضطراب کمتر و کمتری را به همراه خواهند داشت.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان